برو به محتوای اصلی

رسول رازقندی
رسول رازقندی
۲٬۷۸۸
کارآفرین

آیا از رسول رازقندی سوال دارید؟

همین الآن عضو شو و به صورت ناشناس یا عمومی سوالتو از رسول رازقندی بپرس!

تصویری از آرتمیس یکم
تصویری از آرتمیس یکم

آرتمیس یکم، ملکه هالیکارناس در کاریا، و فرماندهٔ نیروی دریایی ایران در نبرد سالامیس در زمان لشکرکشی خشایارشا پادشاه هخامنشی، در ۴۸۰ پیش از میلاد به یونان بود.

معرفی آرتمیس

کاریا و مرکز آن شهر هالیکارناس، در دوران باستان.
کاریا و مرکز آن شهر هالیکارناس، در دوران باستان.

پدر آرتمیس لوگدامیس نام داشت. وی فرماندار شهر هالیکارناس، مرکز کاریا بود و مادرش در جزیرهٔ کرت به دنیا آمده بود.

در مورد ریشهٔ نام این بانو دو نظر وجود دارد. ممکن است نام این بانو از الههٔ یونانی یعنی آرتمیس که در اسطوره‌های یونانی، خدابانوی شکار و ماه و حاصلخیزی بوده، به عاریت گرفته شده‌باشد و از طرفی دیگر ممکن است ریشهٔ نام این بانو از واژه‌های ایرانی آرتا، آرت، آرته (از اوستایی یا پارسی کهن) که می‌تواند به بزرگ، خوب، پاک واژه‌شناسی شود، گرفته شده‌باشد. بنابراین واژه‌شناسی «آرتمیس» می‌تواند «بانوی پاک، بزرگ، ...» باشد.

در دورهٔ هخامنشی این بانو ساتراپی کاریا را برعهده داشته‌است. در آن هنگام کاریا یکی از ساتراپهای ایران به‌شمار می‌رفته‌است. هرودوت که خود نیز از اهالی هالیکارناس بوده، حیرت و شگفتی خود را از شرکت این بانو در جنگهای ضد یونان پنهان نکرده‌است. بنابر گفتهٔ هرودوت هیچ‌کدام از فرماندهان تابع ایران به اندازهٔ او به خشایارشا رأی صائب ارائه نداده و راهنمایی گرانبها نکرده‌است.

نبرد سالامیس

توصیه به خشایارشا در جهت وارد نشدن به یک نبرد دریایی

ساتراپ کاریا و زمان و مکان جنگهای مابین سپاه ایران و یونان. 
ساتراپ کاریا و زمان و مکان جنگهای مابین سپاه ایران و یونان. 

آرتمیس در سال ۴۸۰ پیش از میلاد، در نبرد سالامیس که بین نیروی دریایی ایران و یونان درگرفت، شرکت داشت. قبل از شروع جنگ دریایی سالامیس، خشایارشا از همهٔ امیران محلّی و فرماندهان دریایی نظرشان را راجع به جنگ دریایی خواسته بود. پاسخ‌ها تماماً در تأیید جنگ دریایی با نیروی بحریه یونان بود مگر نظر آرتمیس. او گفت

من که در تمامی نبردهای شاه به لحاظ شجاعت و فداکاری از احدی کمتر نبوده‌ام، عرضم این است که نیروهای خود را بی جهت تلف نکنید و از رزم دریایی احتراز جوئید زیرا یونانیان در کار دریا برتری دارند. چه الزامی در این کار است؟ مگر سایر نقاط یونان در ید اقتدار شاه نیست؟ دیگر احدی در مقابل پادشاه امکان اظهار وجود ندارد. آنها که تاکنون با شهریار ما درافتاده‌اند، بطوری که سزاوار بوده، همه سرکوب شده‌اند. نیروها را همان‌جا که همین اکنون مستقر هستند، باقی بگذارید. خواه تا پلوپونز (یونان جنوبی) پیش بتازید یا در همین‌جا بمانید، باز مقصود همایونی حاصل است و یونانیها قدرت ندارند که در مقابل عظمت و سطوت شهریاری استقامت و پایداری کنند. من نگران آن هستم که شکست در این جنگ دریایی، شکست در دیگر جبهه‌ها را در پی داشته باشد. نکتهٔ دیگری هم هست. شهریاران بزرگ غالباً ندیمانی ناباب دارند و سروران بد را چاکران شایسته خدمتگزارند. شاهنشاه که برترین سرور جهان است، چاکران شایسته و باکفایتی ندارد. کسانی که عنوان دستیاران شاهی را دارند یعنی سرکاران مصری، قبرسی، کیلیکی (ایالتی باستانی در آسیای صغیر) و پامفیلگی (ایالتی باستانی در آسیای صغیر) افرادی باطل و بی‌اثر بیش نیستند.

وقتی دوستان آرتمیس این بیانات را شنیدند، می‌پنداشتند که خشایارشا او را بمناسبت سعی در ترغیب شاه به انصراف از جنگ مجازات خواهد کرد لیکن شاهنشاه از جواب آرتمیس خشنود گردید. باوجوداین فرمان‌بر آن شد که رأی اکثریت به کار بسته شود و خود شاه شخصاً ناظر جریان جنگ باشد.

نبرد

آرتمیس پنج کشتی فراهم ساخته که در بحریهٔ خشایارشا بعد از ناوهای فنیقی از معروفترین به‌شمار می‌رفته‌است. هرودوت در این باره می‌نویسد، در هنگام نبرد آرتمیس در حالی که کشتی‌های آتنی در تعقیب او بودند و فرارش از آن تنگنا غیرممکن می‌رسید، چاره‌ای اندیشید. او یک کشتی همدست را از کار انداخت. با غرق کردن این کشتی آرتمیس با یک تیر دو نشان زد زیرا فرماندهٔ کشتی یونانی با مشاهدهٔ صدمه‌ای که آرتمیس به کشتی پارسی وارد ساخته بود، پنداشت که با یک کشتی یونانی طرف است بنابراین از تعقیب او بازایستاد و هدف دیگری را تعقیب کرد. از طرف دیگر بر قدر و احترام خویش در پیشگاه خشایار بیفزود زیرا نقل کرده‌اند که خشایارشا که شخصاً ناظر عملیات جنگی بود، آن جریان توجهش را جلب کرد و یکی از ندیمان عرض کرد «اعلیاحضرتا، ملاحظه می‌کنید آرتمیسیا با چه مهارتی نبرد می‌کند؟ او یکی از کشتی‌های دشمن را از کار انداخت.» خشایارشا پرسید «آیا واقعاً او آرتمیس است؟» مخاطب پاسخ داد «هیچ گونه شکی نیست زیرا علامت جهاز او برجسته و پیداست.» هر چند که خیال می‌کرد، کشتی دشمن را صدمه زده‌است. می‌گویند شاه با مشاهدهٔ آن صحنه فرمود «مردانم زن شده‌اند و زنها مرد.»

در داستانی که هرودوت دربارهٔ غرق کردن کشتی خودی توسط آرتمیس بیان کرده، تناقضاتی به چشم می‌خورد. در چنین جنگ عظیمی که صدها کشتی جنگی از هر دو طرف شرکت داشته‌اند، انتظار می‌رود که مانند هر پیکار دیگری، کشتی‌های طرفین جنگ، پرچم و علامت‌های مخصوصی به همراه داشته باشند، تا قوای دوست از دشمن قابل تفکیک باشد. همچنین بعید به نظر می‌رسد واقعیت چنین حادثه‌ای همزمان هم از نظر سپاهیان یونانی و ایرانی حاضر در میدان جنگ و هم از نظر شاه و همراهانش که در ارتفاعات مشرف به میدان جنگ سالامیس ناظر بوده‌اند، پنهان مانده باشد. اگر همراهان خشایار در فاصله‌ای بوده‌اند که بتوانند یک زن را از مرد تشخیص بدهند، چطور در تمیز دادن یک کشتی خودی، از کشتی دشمن دچار خطای دید، شده‌اند.

بطور کلی در ذکر وقایع پیرامون آرتمیس، توسط هرودوت، حس مباهات و ستایش از یک زن شجاع و باقدرت که همشهری او بوده و تمایل جهت دور کردن احساس خشم و کینه‌توزی یونانیان علیه آرتمیس، توأماً دیده می‌شود. این احتمال می‌رود که هرودوت با تمحیداتی سعی در برآوردن هر دو خواستهٔ خود کرده‌باشد.

توصیه به خشایارشا جهت بازگشت پادشاه به ایران

بعد از شکست ایران در نبرد سالامیس، مردونیه به خشایارشا پیشنهاد داد که بهتر می‌داند که شخص پادشاه در یونان بماند و رهبری جنگ را بعهده بگیرد ولی اگر ارادهٔ شاه مبنی بربازگشت باشد، پیشنهاد دیگر او این بود که سیصد هزار تن از سپاهیان را در یونانی باقی گذاشته و رهبری این لشکر را به مردونیه واگذارد. خشایارشا دراین باره نیز با آرتمیس مشورت کرده و آرتمیس رأی به بازگشت شاه به ایران و سپردن امور جنگ را به مردونیه داد.

آرتمیس گفت

با وجود این شرایط اضطراری حاضر، به نظر من شاهنشاه، یونان را ترک و مردونیه را با عده ای که خواسته و به خدمتی که داوطلب شده‌است، مأمور فرمایند و این منوط به آن است که او واقعاً شایستگی انجام چنین مأموریتی را داشته باشد. اگر نقشهٔ او نتیجه بخشید و موفق شد باز ظفر و کامیابی همایونی است و هرگاه او به مقصود خود نرسد تا وقتی که وجود عزیز پادشاه سلامت باشد و خطری متوجه خاندانت نشود، یونانی‌ها برای ادامهٔ زندگی و بقای حیات خویش باید مدتها رنج بکشند. از شکست مردونیه غمی نیست چون او یک غلام شاهی بیش نیست و هرگاه یونانی‌ها بر او دست یابند، هنری نکرده‌اند اما راجع به وجود مقدس همایونی باید عرض کنم که در عین کامیابی به وطن برمی‌گردید، چون آتن را به آتش کشیده‌اید.

خشایارشا نظر آرتمیس را پذیرفته و به ایران بازگشت.

انتقام یونانیان از مردم کاریا

ستون زن پیکر در آتن
ستون زن پیکر در آتن

ویتروویوس، معمار و یکی از لشکریان رومی در کتاب خود می‌نویسد «در جنگ ایران و یونان، مردم کاریا از ایران پشتیبانی کردند. زمانی که یونانی‌ها سرانجام از پیشرفت ایرانیان در خاک یونان جلوگیری کردند، به تنبیه کاریایی‌ها پرداختند. مردان کاریایی را کشتند و زنانشان را به بردگی بردند. مقرر شد که این زنان بایستی برای ابد باری به‌دوش بکشند. به عنوان نمادی از بارکشی ابدی زنان کاریایی، ستون‌های زن‌پیکر به معماری یونانی وارد شد.» در مورد صحت این نظریه، بین باستان‌شناسان اتفاق نظر وجود ندارد. بعضی از باستان‌شناسان عقیده دارند که این سبک معماری، قبل از نبرد سالامیس هم وجود داشته‌است.

یادواره

سنگین‌ترین کشتی جنگی که تاکنون در ناوگان جنگی ایران فعال بوده‌است، به یاد این دریانورد نام‌گذاری شده‌است. ناوشکن اچ‌ام‌اس اسلوس را ایران در سال ۱۳۴۵ از بریتانیا خریداری کرد و آن را ناوشکن آرتمیس نام‌گذاری کرد.

باید دید نوع محتوای مد نظر شما چیه؟ بازار هدف کیه؟ قالب‌های محتوا چیا هستن؟ بر اون اساس بهترین‌ها رو انتخاب کنین. در این مرحله فقط میتونم بگم از افراد باتجربه که دارای چند مهارت هستن تیم تشکیل بدین.

غلط مصطلح غلطه اگرچه رایج باشه. رواج یک غلط باعث درستی اون نمیشه. بهتره هرجا غلطی دیدیم اصلاح کنیم نه اینکه رواج بدیم. 

تشک رومنس از این دو هم بهتره.

 

فیلم بد از نظر هر فرد یه معنی داره. از نظر من فیلم مومیایی 3 با بازی پرویز پرستویی فیلم بدیه. اما ممکنه کسی از این فیلم خوشش اومده باشه. بعضی از مردم فیلم‌های حاوی داستان‌ها و صحنه‌های غیرشرعی قبل از انقلاب را بد می‌دونن اما مثلا فیلم کندو با بازی بهروز وثوقی و داود رشیدی بنظر من با وجود همون صحنه‌ها، فیلم بسیار قوی هست. 

بهرحال همچنان معتقدم فیلم مومیایی 3 بدترینه. چرا؟ چون کلی بازیگر درجه یک را به فضاحت و ابتذال کشونده: به این اسامی دقت کنید: پرویز پرستویی، مهتاب کرامتی، رامبد جوان، سیروس ابراهیم‌زاده، رضا ژیان، فتحعلی اویسی، رضا فیض نوروزی، عزت‌الله مهرآوران، ابراهیم‌آبادی. بعد فیلم را ببینید تا متوجه عمق فاجعه بشید!

فیلم‌های کمدی با هنرپیشه‌ها جان می‌گیرند. مرد بی‌بدیل کمدی سال‌های اخیر هالیوود جیم کری بوده که اغلب آثارش بسیار دلنشین هستند. از نظر من بهترین فیلم‌هایش دروغگو دروغگو، احمق و احمق‌تر و تفریح با دیک و جین هست. 

مرد مشهور کمدی بن استیلر هم فیلم‌های جذابی داره مثل شبی در موزه یا ملاقات با والدین (شماره یک). 

آدام سندلر هم کمدین فعال دیگه هالیووده که بعضی فیلماش شوخی‌های سخیف جنسی داره مثل زوهان اما بعضی مثل فیلم کلیک مضمون اجتماعی‌شون قویه.

سری فیلم‌های هنگ‌آور با یک تیم خوب بازیگر هم میتونه لحظات خنده‌داری ایجاد کنه. گالیفیاناکیس هنرپیشه ریشو و جذاب این فیلم یک فیلم خیلی بامزه با رابرت داونی جونیور داره بنام روز موعود که اونم دیدنیه. 

اما راستش هنوزم دیدن یه فیلم صامت چارلی بیشتر از هر کمدی ناطق دیگه‌ای لذت داره.

ابتدا باید شناخت کافی نسبت به شخصیت فرد و جزئیات زندگی و تحصیل و کار او بدست بیاریم. جستجو و پرسش از دیگران و مطالعه در این بخش خیلی مهمه. خوندن مصاحبه‌های قبلیش هم میتونه موثر باشه. باید مقالات و دست‌نوشته‌هاشو مطالعه کنیم. وقتی این کارها خوب انجام بشه باید بدونیم هدف از مصاحبه چیه؟ آیا می‌خواهیم خودمون اطلاعات بیشتری ازش بدست بیاریم؟ آیا برای مخاطبان نشریه یا سایتی می‌خواهیم مصاحبه را منتشر کنیم؟ اون مخاطبان چه اقشاری هستن و دنبال چه اطلاعاتی از اون فرد مصاحبه شونده هستن؟ هدف ما تخریب اون فرده؟ هدف ما بالا بردن اون فرده؟ هدف ما سر درآوردن از برنامه‌های آینده و نوعی جاسوسی در کارش یا زندگی شخصیش هست؟ 

بعد سوالات را در راستای تحقق اهداف بالا تنظیم می‌کنیم. اگر می‌خواهیم تخریبش کنیم با ذکر سوالاتی تحریکش میکنیم که بد جواب بده. بعد اونها رو بدون ویرایش منتشر می‌کنیم. 

اگر می‌خواهیم بالا ببریمش سوالاتی می‌کنیم که از خودش تعریف کنه. اگر می‌خواهیم سر از گذشته‌اش دربیاریم دائم از زندگی خصوصی و دوران گذشته سوال می‌کنیم و اگر می‌خواهیم سر از برنامه‌های آینده‌اش در بیاریم سوالاتی می‌پرسیم که اونها رو لو بده.

مصاحبه یک فن و هنر هست و داره در دانشگاه‌ها بخصوص در خبرنگاری تدریس میشه. با مطالعه در اینترنت جزوه‌هایی در خصوص این فن میشه پیدا کرد. 

آیا پر امتیازترین کاربران جوابکو همون کسایی هستن که بیشترین وقت رو صرف کردن در سایت؟ اگر هست خوبه اعلام بشه 10 تای اول ماه چقدر وقت میانگین روزانه صرف کردن. جالب میشه.

 

بیشترین علتش خرابی پیچ و جای پیچ کارتر روغن هست. روش تعویض روغن حتما باید ساکشن باشه و پیچ کارتر باز و بسته نشه تا دچار خرابی و هرز شدن نشه. برای ساکشن سینی زیر موتور هم باز و بسته نمیشه و مشکلات سروصدای سینی یا قر شدن اون هم پدید نمیاد. 

ستاد ساماندهی زیر نظر وزارت ارشاده و برای ثبت هویت مدیران سایت‌های اینترنتی ایجاد شده. چنانچه میدونید تمام نشریات و روزنامه‌های چاپی کشور در وزارت ارشاد ثبت میشن و مجوز میگیرن و اطلاعات مدیرمسئول و سردبیر و... در اون ثبت میشه تا اگر مطلبی خلاف شرع و قانون نوشتن سریعا بتونن با مدیرش برخورد کنن. ساماندهی در وزارت ارشاد با همین هدف ایجاد شده تا اگر سایتی در اینترنت مطلب خلافی نوشت سریع شناسایی و برخورد بشه.

اما اینماد برای سایت‌هایی که قراره معامله و خرید و فروش انجام بدن. داشتن اینماد یعنی کسی که میخواد توی این سایت خرید و فروش کنه میتونه به اون اعتماد کنه و زیر نظر مراجع مربوطه هست. یعنی در این سایت از تخلف مالی، سرقت، فیشینگ، قمار و پولشویی و... در امان هستید. مرکزی که اینماد میده زیر نظر وزارت صنعت معدن تجارت هست.

رمان "کوری" اثر "ژوزه ساراماگو"، اثری بی‌نظیر و تحول‌ساز.

فراستی یک منتقد سینماست. عموما منتقد کسی است که خودش فیلمساز خوبی نیست. کسی که خودش نمی تواند یک فیلم خوب بسازد صبح تا شب راجع به فیلم ها سناریوها کارگردانها و بازیگرها نظر میدهد. طبعا اگر این را بعنوان یک نقد به منتقدان بگویید حرف شما را رد خواهند کرد و خواهند گفت منتقد خوب لزوما فیلمساز خوبی نباید باشد. اما بنظر من این حرف درستی نیست. با عرض پوزش از اساتید دانشگاهها همین امر در مورد ایشان هم صدق می کند. یک استاد دانشگاه منتقد اوضاع را بعنوان معاون وزیر یک وزارتخانه منصوب می کنند. ایشان از دایره نظری وارد دایره عمل که می شوند می بینید که شکست پشت شکست نصیب برنامه های وزراتخانه می شود. در فوتبال هم همین است. مجید جلالی معروف به کامپیوتر است اما همین امسال که یک تیم تحویل گرفته در آستانه سقوط به دسته پایینتر است. 

اینها را گفتم چون برخی معتقدند فراستی هرچه هست آدم باسوادی است. بنظر من سواد ایشان به درد خودش می خورد و چیزی به سینمای ایران اضافه نکرده.

در مورد شخصیت ایشان بنظرم آدم ترسناکی است. چهره اش، طرز لباس پوشیدنش، طرزحرف زدنش و زبان بدنش این را نشان می دهد. فراستی بارها در برنامه های مختلف نقد سینما توهین های بسیار زشتی به افراد کرد. در بعضی موارد جواب توهینش را گرفت و در بعضی موارد هم نه. 

اما این بحث برمی گرده به برنامه من و شما و برخورد آرش ظلی پور با فراستی. بنظر من ظلی پور  با توهین هایش فراستی را وادار کرد شخصیت بی تربیت خودش را نشان بده اما از جایی که ظلی پور خودش سعی کرد ستاره بی تربیت برنامه باشه کار خراب شد و همدردی با فراستی شکل گرفت. در فرهنگ ایرانی مهمان جایگاه خاصی داره و ظلی پور این را درست متوجه نشد و باعث تخریب خودش شد. 

فراستی هم با هوش بالا حرفهای خودش را بااحترام به مردم تمام کرد این در حالی بود که برنامه را ترک میکرد و ترک برنامه توهین به مخاطب هست اما اشتباه ظلی پور باعث شد این توهین از طرف مجری حساب بشه. 

فراستی معتقده فیلمی مثل وای آمپول! نباید ساخته بشه و فیلم هایی مثل این و هزارپا ضد اجتماع ضد سینما و ضد مخاطب هست. یه منتقد باید در نظر بگیره که توی سینمای یه کشور همه جور فیلمی برای همه مخاطبی ساخته میشه. افراد زیادی رفتن بلیت خریدن و همین فیلمها رو دیدن و لذت بردن. حتما که همش نباید کیارستمی و بیضایی فیلم بسازن. سینما برای همه اقشار باید محصول داشته باشه. هالیوود همینه. بالیوود هم همینه برای همه مخاطبی محصول دارن. ظلی پور بجای بیان این حقایق به دو تا زن گرفتن فراستی اشاره کرد! مجموع این مباحث باعث شد فراستی مظلوم نشون بده و ظلی پور ظالم! و الان این بحث اینجا شکل بگیره و من به این سوال با میل جواب بدم!

اجاره‌نشین‌ها- داریوش مهرجویی (با فاصله بسیار در صدر قرار می‌گیرد و بسیار قوی و عمیق است) 

لیلی با من است- کمال تبریزی (برای اولین بار در دهه 70 وارد محدوده ممنوعه طنز دفاع مقدس شد)

مارمولک- کمال تبریزی (بازهم محدوده ممنوعه دیگری که با روحانیت شوخی می‌کرد) 

طبقه حساس- کمال تبریزی

نهنگ عنبر- سامان مقدم

اکسیدان- حامد محمدی

ساعت 5 عصر- مهران مدیری (بسیار قوی و عمیق)

من سالوادور نیستم- منوچهر هادی

ورود آقایان ممنوع- رامبد جوان

ضمنا مجموعه فیلم‌های صمد در دوره قبل از انقلاب (با بازی پرویز صیاد) طنز نقادانه و خوبی دارند. 

گلخانه در ذهن ما بیشتر فضایی بسته است که گرما و رطوبت بیشتری نسبت به بیرون دارد و گیاهان در آن بهتر رشد می‌کنند. هم گلخانه و هم روف گاردن یا حتی قرار دادن ساده چند گلدان حاوی درختچه و گل، اثر مثبت زیست محیطی داشته و می‌تواند در کاهش آلودگی هوا موثر باشد ولیکن مراقب نشتی و آسیب آب به سقف باشید. 

موقع نصب تایر روی رینگ خودرو، سمتی که کلمه اینساید درج شده باید به طرف داخل قرار گیرد. با اینکار، توازن و بالانس تایرها حفظ می‌شود که به کاهش مصرف سوخت، کاهش ساییدگی ناموزون و بهبود رانش منجر می‌شود. 

تجربه شخصی:

به هیچ عنوان رازهای زندگیتونو به خانواده نگید. ناراحتی از همسر را با هیچ کس حتا پدر و مادر خودتون مطرح نکنید. اگر آدم بالغی هستید باید خودتون برای مسایلتون راهکار پیدا کنید نه دیگران. مطرح کردن مشکلات فقط شان شما رو پایین میاره. 

کروز کنترل قطعه و ابزاری برای ثابت نگهداشتن سرعت خودرو در بزرگراه‌هاست. کلید این ابزار معمولا روی فرمان خودرو قرار میگیرد و معمولا راننده با توجه به ترافیک بزرگراه و محدودیت سرعت، آن را روی عددی (90 یا 100) ثابت می‌سازد. 

به محض برخورد با ترافیک شدید و فشردن پدال گاز یا ترمز، کروز کنترل از مدار خارج می‌شود و برای فعالسازی، باید دوباره آن را فشرد. 

کروز کنترل بیشترین کاربرد را در اتوبوس‌ها و خودروهای تجاری دارد که مایلند با سرعت مطمئن و یکنواخت در بزرگراه‌ها برانند. اما سواری‌ها (دارای دنده اتوماتیک) هم ازین قطعه استقبال کرده‌اند. 

 کروز کنترل اساساً ویژه رانندگی در سطح اتوبان‌ها، بزرگراه‌ها، و جاده‌های کم ترافیک است و استفاده از این ابزار در سطح شهر منطقی نیست. هم‌چنین استفاده از چنین ابزاری در آب و هوای برفی و بارانی، جاده‌ها و مسیرهای پرپیچ و خم و نیز برای رانندگانی که همواره مشکل خواب‌آلودگی در حین رانندگی دارند، توصیه نمی‌شود.

اگر از هوای شرجی و گرم تابستان ناراحت نمی‌شید کیش یه انتخاب عالی برای زندگی هست. اگر همسر شما برای دیدن هر روز و هر هفته خانواده‌اش بی‌تابی نمیکنه کیش یه جزیره فوق‌العاده برای زندگی هست. اگر یه کار خوب و کم‌دردسر دارید کیش معرکه است.

کیش در آینده نزدیک رونق خوبی پیدا میکنه. قطر قراره میزبان جام جهانی فوتبال 2022 بشه. قراره برخی تیم‌ها در کیش مستقر بشن و از امکانات کیش در کنار قطر استفاده بشه. اگه ایده خوبی برای استفاده از اون فرصت بیزنسی دارید بشتابید.

خبر مشارکت کیش در جام جهانی قطر:

http://yon.ir/x1Qmm۱۴

اغلب مردان موفق به واسطه تلاش فراوان در طول روز و شب، کمتر فرصت رسیدگی به خانواده را دارن. در این حالت اگر همسرانشون به لحاظ عاطفی و شخصیتی نیازمند رابطه از جنس توجه باشن قطعا مشکل پیدا می‌کنن و با مطالعه زندگی مردان موفق هم به وضوح مشخص هست که یا ازدواج و طلاق مکرر داشتن و یا همسر کوتاه آمده و قید رابطه از جنس توجه را زده است. در مورد زنان هم این موضوع صادق است و همسرانشان اغلب یا جدا شده‌اند یا به رابطه موازی پرداخته‌اند. 

ایجاد تعادل بین کار و زندگی خیلی مشکل هست (بخصوص در یک استارتاپ که میخواهیم خودمون را وقف رشد آن کنیم) و به ژنتیک و تربیت و مهارت‌های ارتباطی و اجتماعی هر فرد وابسته است. خواندن کتاب در این رابطه می‌تونه در افزایش مهارت‌ها کمک کنه اما ژن شما را بهبود نخواهد بخشید. 

وقتی زندگینامه افراد موفق را می‌خونم متوجه می‌شم که اونا چقدر در مراحلی از زندگی مغرور، خودخواه، خودبین و خودمحور بنظر اطرافیانشون میرسیدن در حالی که اونا اهداف بسیار بزرگی در سر داشتن که برای رسیدن به اونا تمرکز فوق‌العاده به خرج دادن و با کسانی که بنظر میرسیده وفاداری چندانی به تحقق اون اهداف ندارن درافتادن و ازونا جداشدن. خواه همکار، خواه شریک، خواه همسر. نمونه‌اش الون ماسک. باید دید هدف چیه. برای رسیدن به هدف شاید ناچار بشی از ازدواج بگذری یا از شریکت جدا بشی.