برو به محتوای اصلی
سوال
سلامت
ناشناس
سال گذشته پرسیده شده

کارکرد و فایده غمگین بودن چیست؟

من کجام؟ اینجا کجاست؟

در جوابکو می‌تونید در مورد هر موضوعی سوال کنید، به سوالای بقیه جواب بدید و تجربه‌تون رو به اشتراک بگذارید!

پویا عبدی
مشاور روانشناس

در تکامل نوع بشر احتمالا مفیدترین شیوه برای درک و پذیرش موقعیت‌های دردناک و از دست دادن‌ها همین غمگین شدن بوده است. در این شرایط ما با نگهداشتن و ذخیره انرژی روانی‌مان به نوعی درون نگیری دست می‌زنیم. به خودمان می‌پردازیم و موقعیت پیش آمده را میسنجیم. نگاه عمیق به خود و موقعیت بیرونی، ما را در نهایت به نوعی بازنگری نسبت به ویژگی‌های روانی خودمان رهنمود می‌کند و این تجربه غمناک جز وجودی نوع انسان است. مهم است که ما این حس غم را خوب بشناسیم و در هنگام بروز آن به این بپردازیم این حس از کجا آمد؟ درون من با این فقدان و از دست دادن چه کند؟ و احتمالا برای سازگاری بیشتر من با این جهان پیش‌بینی نشده و پیچیده این شرایط غمناک به من چه می‌آموزد؟

تا زمانی که هیچ فقدانی در زندگی شما رخ نداده باشد، همه آدم‌های مهم در اطرفتان حضور داشته باشند؛ بدون هیچ چالشی و با آرامش روزها را می‌گذرانید. اما با از دست دادن یک چیز مهم دیگر هیچ چیز شبیه روال گذشته نیست. پازل زندگی و درونی شما به هم می‌ریزد و باید از نو آن را بچنید. چرا که دیگر قرار نیست جای خالی فقدان آن چیزی که از دست داده‌اید پر شود و فقط باید یاد بگیرید چگونه بدون آن روزگار را بگذرانید.

تفاوت احساس غم با افسردگی

پس از غمگین شدن، گریه کردن و در خود ماندن‌های طولانی، روشنی در ذهن ما دوباره باز می‌شود و نوعی احساس تازگی به سراغمان می‌آید و این تماما توام با امیدواری‌ست و همین جا اساس غم از افسردگی جدا می‌شود. امیدواری. این دوران سکون و اشک‌های مکرر ما را دوباره متولد می‌کند و قطعا پس از تحمل این جریان همان آدم قبلی نیستیم. مخزن روانی ما افزایش یافته و تحمل ما بالاتر رفته و نوع دیگری از زندگی را بدون انسان یا موقعیت ارزشمند گذشته از سر میگیریم. مهم است که این جریان را از افسرگی و ناامیدی تفکیک کنید. لایه زیرین افسرگی احتمالا خشم و عصبانیت است که به علت ابراز نکردن تبدیل رفتار دفاعی به نام افسردگی شده است. افسردگی یک احساس اصیل نیست بلکه رفتاری تخریبی و دفاعی در برابر احساس خشم و عصبانیت است.

منبع: احساس غم | احساس غم را بشناسید۱۰