برو به محتوای اصلی
ناشناس
سال گذشته پرسیده شده

اوایل شروع استارتاپ، چه تخصص‌هایی را برای جمع کردن تیم نیاز داریم؟

من کجام؟ اینجا کجاست؟

در جوابکو می‌تونید در مورد هر موضوعی سوال کنید، به سوالای بقیه جواب بدید و تجربتون رو به اشتراک بگذارید!

محمّد کیهانی
استاد کارآفرینی، نوآوری و استراتژی در دانشگاه کلگری (کانادا)

یک قانون سرانگشتی رایج در دره سیلیکون برای نیروهای لازم برای شروع استارتاپ‌های حوزه فناوری مدل Hacker, Hipster, Hustler است. هر موقع در مورد نقش‌ها و تخصص‌های لازم برای استارتاپ‌ها به دانشجویانم درس داده‌ام این مدل را از همه بیشتر دوست داشتنه‌اند و راحت‌تر به ذهن می‌سپارند.

هکر (Hacker) اشاره به مهندسان و افراد دارای تخصص فنی لازم برای تولید محصول هستند. در شرکت‌های نرم‌افزاری معمولا این افراد شامل مهندسین نرم‌افزار و برنامه‌نویسان می‌شود به علاوه افرادی که تخصص مربوط به کارکرد نرم‌افزار را دارند. مثلا اگر نرم‌افزار یک اپلیکیشن موبایل مربوط به معماری است، ممکن است یک معمار هم جزو هکرها باشد. هکرها معمولا (ولی نه همیشه) دانش آموخته رشته‌های مهندسی و علوم هستند. مهمتر از رشته این است که دانش لازم و روحیه مهندسی داشته باشند.

هیپستر (Hipster) اشاره به افرادی دارد که متخصص موضوعاتی مثل ابعاد هنری، طراحی ظاهر و زیبایی‌شناختی محصول، طراحی کارزارهای بازاریابی، ابعاد کاربردوستی محصول (تجربه کاربری)، و تا مقدار زیادی روانشناسی کاربر و ارتباط با مشتری می‌باشند. هیپسترها معمولا  (ولی نه همیشه) دانش آموخته هنر، ادبیات، علوم انسانی، طراحی صنعتی و این قبیل رشته‌ها هستند. مهمتر از رشته این است که روحیه زیبایی‌شناسی و انسان‌شناسی داشته باشند و درک عمیقی از فرهنگ جامعه داشته باشند.

هاستلر (Hustler) اشاره به افرادی دارد که بیشتر کارهای اجرایی و به اصطلاح پادویی شرکت را به عهده می‌گیرند. این افراد معمولا بیشتر درگیر جلسه‌، تلفن و گفتگوهای زیاد با افراد خارج از شرکت هستند. کارهای مربوط به جستجو و مذاکره برای تأمین مالی، پیدا کردن مشتری‌های عمده، بستن قراردهای کلان، پیشبرد کارهای حسابداری و حقوقی شرکت، جذب نیرو، اجرای تبلیغ و بازاریابی و...بیشتر با این گروه است. هاستلرها معمولا (ولی نه همیشه) دانش آموخته رشته‌های مدیریت، حقوق، روانشناسی، و رشته‌هایی از این قبیل هستند. مهمتر از رشته این است که روحیه فعال، جسور و غیرخجالتی داشته باشند و از حرف زدن و ارتباط با دیگران خسته نشوند ضمن اینکه باید در مدیریت زمان و بهره‌وری شخصی هم قوی باشند. این افراد معمولا کارهایی که دیگران به تاخیر می‌اندازند یا کند انجام می‌دهند، یا جسارت آن را ندارند را به سرعت جلو می‌برند.

خیلی وقت‌ها یک یا چند کارآفرین می‌توانند و یا مجبورند همه این نقش‌ها را با هم بازی کنند و خیلی وقت‌ها در شرکت‌های بزرگتر هر کدام از این نقش‌ها به چندین تخصص ریزتر تقسیم می‌شوند. ولی برای یک استارتاپ تیمی با اندازه رایج بین سه تا هفت نفر (حدودی)، این تقسیم بندی سه‌گانه می‌تواند به عنوان یک تقسیم کار ساده بسیار مفید باشند. به عنوان مثال در اوایل همکاری استیو جابز و استیو وازنیک، بنیانگذاران شرکت اپل، وازنیک بیشتر نقش هکر را داشت و جابز بیشتر نقش‌های هیپستر و هاستلر را همزمان بازی می‌کرد. 

متن بالا فهم خودم از این مدل بود. درباره مدل هکر، هیپستر، هاستلر  از دید منابع دیگر می‌توانید در این منبع ۴۶و این منبع۵۳ بیشتر بخوانید.

ناشناس

اول از همه میبایست نوع استارتاپ مشخص باشه و اینکه چه کاری رو شامل میشه و چه حوزه هایی دخیل هستند در اجرای صفر تا 100ش. شما برای راه اندازی یک استارتاپ که هیچ چیزش معلوم نباشه (در اینجا چیزی مطرح نشده) میتونید نامحدود پیشنهاد و افراد متخصص برای اجرای اون پیشنهاد بدید و در ذهن داشته باشید اما خب با وجود مشخص بودن اصل پروژه بسیار راحت میشه متوجه شد که نیازمند چه طیف افرادی خواهید بود.