برو به محتوای اصلی
بابک بیات
دانش اموز دوم متوسطه
۴ سال پیش پرسیده شده

چرا در جامعه‌ی ما نگاه مردان به زنان هوسناک است؟ به نظرتان چه تغییری ایجاد میشد اگه مردان و زنان باهم درس میخواندند و در جامعه با هم بزرگ میشدند؟

من کجام؟ اینجا کجاست؟

در جوابکو می‌تونید در مورد هر موضوعی سوال کنید، به سوالای بقیه جواب بدید و تجربه‌تون رو به اشتراک بگذارید!

ابراهیم اسدی
دیجیتال مارکتر

من علیرغم اینکه مسیر دموکراسی که بشر در 300 سال اخیر از ایستگاه اول اومانیسم تا سیانتیسم و تونل پر پیچ و خم سکولاریسم که نهایتا به لیبرالیسم و آزادیخواهی منتهی شد را وحشتناک دوست دارم. هرچند این مسیر با تمام زیبایی که دارد ولی لیبرالیسم جنسی را بر نمی‌تابم، هرچند نمی‌توانم یک جنبش یا تحول را سانسورگونه رد یا قبول کنیم ولی جهان توسعه یافته هم با چالش هرزگی و تجارت تن فروشی روبروست. 

ارتباط قوی و مستندی دال بر مختلط درس خواندن نسبت به کاهش جرم یا هوس وجود ندارد. در دوران ابتدایی و راهنمایی که مدرسه من مختلط بود هم این مسئله زیادی به چشم میومد و در دورانی که 17 سال از دوران تدریسم با دختران دبیرستانی کلاس داشتم باز هم این نگاه‌ها را می‌شد در بین افراد دید...

نگاه جنسی مردان به زنان و بالعکس در همه جوامع وجود دارد، فقط میزان درجه و حرارتش متفاوته. اگر به آمار شیطنت و هوس‌گونه حتی کشورهای توسعه یافته هم نظری داشته باشیم این مسئله کم و بیش وجود داره. نگاه هوس گونه دو طرفه است. گاها شیطنت از ناحیه پری رویان شکل میگیرد، هر چند مردان بیشتر و بیشتر... اما مشکل اساسی را باید در آموزه‌های اخلاقی و ارزشی جوامع جستجو کرد. در جوامع ما مختلط یا جدا بودن از هم تاثیر آنچنانی بر این معظل ندارد. تاثیر کلیدی و ریشه‌ای را باورها و آموزه‌های سنتی و حتی مذهبی ما دارد. کافیست به ضرب‌المثل‌ها و حکایت‌های جامعه ما دقت کنید.

ولی دو مسئله در هیزی‌گری مردان جامعه ایران نقش آفرینی می‌کند که متاسفانه برگرفته از آموزه‌های جامعه ماست که عبارتند از:

 1- عرف: مرد بودن در جامعه سنتی یک مزیت برتر است. متاسفانه در جامعه سنتی اگر مردی خلاف کرد بجای محکومیت وی، زن مقصر شناخته می‌شود و این محکومیت از ناحیه خانواده، محله و حتی زنان اتفاق می‌افتد. کافیست رابطه‌ای دوستی کشف شود و پدر و مادر دختر خیلی سریع دخترش را محکوم میکند و حتی زن‌ها در این مواقع دختر را مقصر میدانند.

2- قانون: کاری به ریشه قانون مدنی ایران ندارم. این قانون در سال 1302 تدوین شده و اتفاقا قانون قوی است ولی در اجرا همیشه زمان و مکان لنگ زده. این قانون اینقدر ضعیف عمل کرده که بیشتر مواقع حقوق زنان پایمال گشته. بقول یکی از زنان فعال حقوق بشر :" بخدا مردان ایرانی مردان نجیب و زن دوستی هستند و الا اگر غیر از این بود براحتی می‌توانستند چندین زن بگیرند و براحتی به دیگران تجاوز کنند و آب از آب هم تکان نخورد..."

محسن

نگاه هوسناک به زن جزء طبیعت هر مردی است و اگر مردی این نگاه را نداشته باشد نمی‌تواند تشکیل خانواده دهد. ولی لازم است تعقل بر این نگاه غلبه کند. متأسفانه در جامعه‌ی ما مردان بسیاری هستند که هوس را به عقل ترجیح می‌دهند و مانند تمام کارها به عاقبت کارهای خود نمی‌اندیشند.

اضافه کنم

در سیستم جامعه‌ی ما، محرومیت جنسی بیش از حد معمول بوجود میاد و سرمنشا خیلی مسائل می‌شه. کسی هم بطور جدی نمی‌خواد این نقص رو قبول کنه و بنابراین راه‌های پیشنهادی برای رفع این مشکل کمه. پس افراد یا باید خودشون چاره کنند یا تحمل وضع. که هر دو حالت ممکنه به سرانجام خوب منتهی نشه.

اینکه نگاه‌ها بیش از حد هوسناکه، می‌تونه نتیجه‌ی محرومیت جنسی نیز باشه. تا این نقص پذیرفته نشه، امیدی برای راه حل‌های پیشنهادی مثل بزرگ شدن جنسیت‌ها از سن کم در کنار هم، نیست. همینطور که حجاب به تنهایی کارساز نیست.