برو به محتوای اصلی

چرا استارت‌آپ‌های برتر گردشگری ایران (مثل علی بابا، فلایتیو، پین تا پین و...) بلیط فروش هستن و هنوز استارت‌آپ موفقی برای سایر خدمات گردشگری مثل اقامتهای بوم‌گردی، تور و... نداریم؟

من کجام؟ اینجا کجاست؟

در جواب‌کو می‌تونید در مورد هر موضوعی سوال کنید، به سوالای بقیه جواب بدید و تجربتون رو به اشتراک بگذارید!

یاسر نظریانی
یاسر نظریانی،۱دنبال‌کننده

قطعا مساله تامین و زیرساختِ موردِنیاز، یکی از اولیه‌ترین نیازمندی‌های هر کسب‌وکاریه که تو این حوزه زیرساختِ قابل استفاده فقط برای بلیط و تا حدودی هتل فراهمه و سایر موارد هزینه سرسام‌آوری برای تهیه زیرساخت‌شون دارن.
از طرف دیگه محدودیت‌های قانونی تو ایران برای اجاره‌ی "جا" خیلی بیشتر از دنیاست و به نظر من عامل تاثیرگذاری تو شرایط فعلی بازار گردشگریه.
با این حال کسب و کار خوبی دارن می‌کنن ولی به دلیل scalable نبودنشون، سرعت رشدشون به مراتب کمتر از سرویس‌شونه، وبسایت‌هایی مثل:
https://zeytoonet.com۱۹
https://www.vilajar.com۲۲

امیدوارم سرویس‌های راه‌اندازی شده بیشتر زیرساختی به این موضوع نگاه کنن و اندازه بزرگ این بازار برای سرمایه‌گذاران روشن بشه که طبیعتا رشد بسیار زیادی برای این سرویس‌ها خواهد داشت.

۱۳
پوریا عطاران
پوریا عطاران،۲دنبال‌کننده

من دوتا چیزو میتونم ببینم الان:

یکی که خب مسئله‌ی تامینه، به نظر میاد که تامین بلیت خیلی آسونتر از بیشتر خدمات گردشگریه. خصوصا توی تفاوت حجم بازار بلیت آنلاین و هتل آنلاین به نظرم تاثیرگذاری تامین تو چشم میاد.

دومی؛ فهم من اینه که خرید آنلاین آدم رو به سمت یک نوع نظم سوق میده! اگه یکی از لذتهای آدمها از گردشگری، جدا شدن از نظم و تجربه‌ی تصمیم‌های یهویی باشه، آدما ترجیح میدن که جوری خرید کنن که اون تصمیمها رو بدون نظم از قبل تعیین شده بگیرن. بلیت، چون شروع و پایان سفره، گردشگر رو به اون قسمتی از زندگیش وصل میکنه که ناگزیر نظم لازم داره (مثلا طرف هرچقد هم بخواد بره شمال لش کنه، به هر حال زودتر از چهارشنبه نمیتونه بره و دیرتر از شنبه نمیتونه بیاد)، واسه همین توی اون قسمت از گردشگریشون پایه آنلاین خریدن هستن.

۱۰
وحید محمدی
وحید محمدی،مشاور و محقق بازاریابی، فروش، مشتری‌مداری و گردشگری

اتفاقی که در بسیاری از استارت‌آپ‌های گردشگری در ایران افتاده این بوده که مواردی رو اقدام به فروش کردند که عموما دارای زیرساخت‌های مناسب هستند. به عنوان مثال برای تهیه بلیط کافیه به سرورهای اصلی وصل بشی یا برای هتل‌ها نیز همین‌طور. اما اگر توجه کنی زیرساخت‌ها در ایران معنایی نداره. تعداد معدودی از هتل‌ها توی ایران به زیرساخت‌ مجهز و یا به سرورهای جهانی وصل هستند. نکته مهم‌تر اینه که اگر بلیط‌هامون هم به سرورها وصل شدند به خاطر اجبار جهانی بوده و الا از اون دید هم همچنان عقب می‌موندیم. پس می‌تونیم علت اصلی این‌که ما در بلیط موفق هستیم رو در این بدونیم که زیرساخت‌ها فراهم هست. 

می‌رسیم به موارد ادامه صحبت:
1. اقامت‌گاه‌های بوم‌گردی: این اقامت‌گاه‌ها در پیشرفته‌ترین حالت مجهز به وب‌سایت و شبکه‌های اجتماعی هستند و فاقد هرگونه زیرساخت برای وصل شدن به یک سرور اصلی و اطلاع از موجودیشون هستیم. نهایت بشه یک اکسل رو به صورتی مثل گوگل‌داک تهیه کرد و مثلا آنلاین متوجه موجودی اتاق‌ها بشی. در هر صورت پس از فروش باید به پشت خط‌شون بری و ازشون اطلاعات بگیری. 

2. خانه‌های محلی: خانه‌های محلی عموما توسط خود محلی‌ها ایجاد می‌شه، یعنی اگر در بوم‌گردی امیدی به این بود که راه‌حل مناسبی برای چابک‌سازی وجود داره، ولی مشخصا در خانه‌های محلی نمی‌توان  این انتظار رو به ثمر نشوند. چون محلی‌ها به دلیل محدودیت‌هایی مانند سواد عملا کاری نمی‌تونن انجام بدن و نهایتا مجهز به یک تلگرام باشند.

3. تور: در ایران تورها چه گروهی و چه انفرادی وابسته به تمامی موارد گفته شده هستند. به عنوان مثال شاید بشه تورهای خارجی رو در استارت‌آپ‌های ذکر شده پیاده‌سازی کرد ولی قطعا تورهای داخلی به دلیل این‌که نیاز به تامین‌کنندگانی مثل لیدر محلی، هتل یا سایر محل‌های اقامت داره که قاعدتا به هیچ سروری وصل نیستند بنابراین باز هم شما محتاج به استفاده از تلفن و سایر وسایل ارتباطی برای اطلاع از موجودی‌ها هستید. 

نکات مهم تاثیرگذار: 

1. قیمت: قیمت در ایران دارای هیچ ثبات، قانون و امثال‌هم نیست و به راحتی خصوصا در خانه‌های محلی و بوم‌گردی تغییر می‌کنه. بنابراین این بی‌ثباتی در ارائه خدمات مناسب به مشتریان در استارت‌آپ‌ها مشکل ایجاد می‌کنه. مشکل که نه، فاجعه است. 

2. حرفه‌ای نبودن: ما هنوز در هتل‌هامون هم درک این مطلب رو نداریم که مشتری بزرگه و باید بهش احترام بگذاریم. اونها آژانس‌ها رو مشتری نمی‌دونند و فکر می‌کنند شخص اصلی که به آن‌ها مراجعه می‌کنه تنها مشتری اون‌هاست. در خانه‌های محلی که وضع به مراتب بدتر هست و در تور هم کسانی که مجری تور هستند در حال دست و پنجه نرم کردن با این مشکلات هستند. 

3. عدم تعهد: هیچ‌وقت در ایران نمیتونی به کیفیت و البته تعهد به وعده‌های گفته شده امید داشته باشید. شاید در فلان کشور به راحتی رزرواسیون انجام میشه و خیالت راحته که قانون اونقدر محکم هست که نتونند تغییری در وعده‌های خودشون بدن. هتل‌های مختلف توی دنیا تعهدات بسیار سخت‌گیرانه‌ای برای خودشون نسبت به سایت‌هایی مثل بوکینگ دارند و عمیقا نگران اعتبار خود در این سایت‌ها هستند. اما ایران چطور؟ هتل مثال میزنم چون خواستم بالاترین نوع اقامت رو بگم و تو برسی به اینکه حالا که هتل اینجوریه، پس خانه محلی و بوم‌گردی‌ها چجوری هستند؟ این عدم تعهد و نبود قانون یا بهتر بگم، تضمین اجرای قانون باعث میشه اقامت یا تور تو هر لحظه و هرجا کنسل بشه و هیچ‌کس بهت پاسخ‌گو نباشه. 

4. فرهنگ: فرهنگ جوامع محلی از نوع روستایی و البته بوم‌گردی فرهنگ همینی که هست بوده و اغلب به این موضوع که حتی در هنگام شلوغی مشتری مهم هست نیز اعتقادی ندارند. 

5.عدم آینده‌نگری: به آینده توجهی ندارند، فقط حال رو مهم میدونند و فقط به فروش در حال فکر می‌کنند. بنابراین مشتری براشون فقط در حال حاضر مهم هست و لاغیر. 

این‌ها فقط بخشی از بررسی‌هام در این خصوص بوده و شاید اگر بخوام برات توضیح بدم به صورت حضوری بیش از چند ساعت زمان بخوام. اما حالا می‌تونیم به نقاط ضعف این‌طرف هم فکر کنیم. ما هنوز یک بانک جامع اطلاع‌رسانی نداریم برای سفر. هنوز هم اضافه‌کاری می‌کنیم و نهایت جاذبه‌های سفر رو به صورت محتوا تولید می‌کنیم. از ترس این‌که مشتریان خودشون بدون تور سفر برن هیچ محتوایی از برنامه‌های سفر پیشنهادی ارائه نمی‌کنیم. این کار عکس کل دنیاست. محتوا اولین مهم در خصوص فرهنگ‌سازی هست. اگر محلی‌ها، خانه‌های روستایی و امثال‌هم به دلیل نداشتن زیرساخت نمی‌تونند به استارت‌آپ‌ها وصل بشن، چرا خودمون این زیرساخت رو فراهم نکنیم؟ (زیادتر نمیگم تا ایده‌هام لو نره هاها)

این توضیحات بسیار بسیار زیادتر از این حرف‌هاست. اما فقط بدان که واضحا نبود زیرساخت و فرهنگ دو علت مهم این موضوع هست. امیدوارم پاسخ موقت و مناسبی داشته باشم.

۹

1. اگه یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های استارتاپ رو ارائه راه حل‌های تازه و خلاقانه در بستر تکنولوژی برای حل مشکل مشتریان در نظر بگیریم؛ استارتاپ گردشگری در ایران نداریم. کسی خلاقیتی از خودش نشون نداده، همه یه نمونه خارجی گذاشتن جلوشون و کپی کردن و خیلی‌ها از رو دست هم کپی کردن، تفاوت هتل فروش‌های ایرانی با هم چیه؟ تفاوت بلیط فروش‌های ایرانی با هم چیه؟ هیچی. یکی پول بیشتری صرف تبلیغات کرده و دیل‌های بهتری بسته، اون یکی روی دیزاینش وقت بیشتری گذاشته و... برای مشتری چه فرقی دارن؟ هیچ. اگه یه رقیب خارجی وارد بازار شه کدوم در بازار می‌مونن؟ هیچ کدوم. 


2. ‎یه مقاله بسیار بلند و جالب پارسال خوندم در مورد راهی که اکسپدیا و بوکینگ اومدن از ده پونزده سال پیش و چلنج‌هاشون برای آنلاین کردن بوکینگ هتل که دقیقا شبیه وضعیت زیرساخت ایران بود. اکسپدیا و بوکینگ نسبت به ما چندتا مزیت بزرگ داشتن. اول: کار گروهی، با هم تصمیم گرفتن بازار رو عوض کنن (تصورش در ایران مشکله)، دوم: قدرت صنعت توریسم (اینجا نزدیک به صفره)، سوم: طراحی محصول بر اساس نیاز هتلداران و راحت کردن کارشون (حتما نرم‌افزارهای سی.آر.ام طور فعلی رو دیدی. از تیم‌هایی که نام بردی هیچ کدوم حداقل فعلا بلد نیستن وقت بذارن تست کنن و از صفر برای مشتری محصول طراحی کنن و طراحی محصول به نظرشون یعنی طراحی اینترفیس). 


تغییر واقعی و تکون دادن بازار اراده، خلاقیت و دانشی می‌خواد که  الان در تیم‌ها و مدیرانی که کار گردشگری می‌کنن دیده نمیشه. 

بقیه چیزها رو بقیه گفتن. 

۸

سوالات مرتبط

فرض کنید در یک تیم استارت‌آپ با یک نفر کار رو شروع کردید و کار به مرحله بهره‌برداری رسیده و نیاز به کار فشرده‌تر هست ولی هم تیمی شما دانش فنی و مورد نیاز برای رد شدن از این مرحله رو نداره و نمیتونه به صورت agile کار بکنه، به طوری که خروجی کار تیمی همسطح یا پایین‌تر از خروجی کار انفرادی هست و کارهای انجام شده تا این مرحله هم بیشتر انفرادی بوده. توافق خاصی هم صورت نگرفته در ابتدای کار. به نظر شما بهتر نیست در همین مرحله جداسازی انجام بشه و ادامه کار به صورت انفرادی و در آینده با تیم قدرتمندتری انجام بگیره؟ (البته این سوال بیشتر جنبه اخلاقی داره تا فنی)

آمار سوال

۱۲۰ نمایش
۰ دنبال‌کننده
۷ ماه پیش پرسیده شده
آمار بازدید در این ماه

سوال رو به اشتراک بگذار