برو به محتوای اصلی

نوام چمسکی (Noam Chomsky) کیست و مهم‌ترین کارها و نظریاتش چه بوده‌اند؟

۱

من کجام؟ اینجا کجاست؟

در جواب‌کو می‌تونید در مورد هر موضوعی سوال کنید، به سوالای بقیه جواب بدید و تجربتون رو به اشتراک بگذارید!

نوام چامسکی به روایتی پرارجاع‌ترین دانشمند زنده جهان است. چامسکی شخصیتی پرکار است با دو چهره کاملا مستقل: یکی چامسکی فعال سیاسی-اجتماعی و یکی چامسکی زبان‌شناس. در حیطه سیاست و اجتماع، چامسکی یک سوسیالیست آنارشیست رادیکال است و به خاطر فعالیت‌هایش علیه سیاست خارجی خصمانه آمریکا و به خصوص سابقه مبارزاتی‌اش در دهه شصت میلادی علیه جنگ ویتنام شهرت جهانی دارد. حجم اطلاعات و آثار چامسکی در حوزه سیاست و اجتماع باورنکردنی است، و دخالتش در این حوزه‌ها محدود به سطح تفنن و فعالیت سیاسی نیست بلکه سابقه تدریس و مشاوره در پایان‌نامه‌های دکتری در این حوزه‌ها را نیز دارد.

اما اعتبار اصلی چامسکی به واسطه نقش بی‌بدیل او در زبان‌شناسی مدرن است. وضعیت رشته زبان‌شناسی در جهان پس از ظهور چامسکی در دهه پنجاه میلادی به کلی متحول شد. هم در روش‌ها، هم در هدف‌ها، و هم در دانسته‌ها و مدل‌ها. به طور بسیار خلاصه، می‌توانم به موارد زیر به عنوان مهم‌ترین تاثیرات چامسکی در عالم زبان‌شناسی اشاره کنم:

۱- تمرکز بر نحو 

چامسکی مطالعه علمی و نظام‌مند دستور زبان (نحو/سینتکس) را وارد زبان‌شناسی مدرن کرد (چامسکی به هیچ وجه اولین زبان‌شناس حوزه نحو نبود اما اثر چامسکی در آوردن نحو به مرکز توجهات در زبان‌شناسی چشم‌گیر است). در زبان‌شناسی غربی در دهه‌های پیش از ظهور چامسکی، تمرکز عمدتا بر نظام آوایی زبان‌ها و صَرف بود.

۲- زبان به مثابه امر فطری

 چامسکی این ایده را مطرح کرد (و تا حد خوبی جا انداخت) که ذهن انسان زبان را مثل چیزهای دیگر یاد نمی‌گیرد. به طور خاص، زبان آن‌قدر پیچیده است و میزان داده‌ای که کودک با شنیدن حرف زدن اطرافیانش می‌شنود آن‌قدر ناچیز است که امکان ندارد که کودک قواعد پیچیده دستوری را صرفا با نتیجه‌گیری‌های منطقی و آماری از روی جملاتی که از اطرافیان می‌شنود فرا گرفته باشد. در ادامه چامسکی نتیجه گرفت که ذهن کودک از هنگام تولد بخشی از مهم‌ترین قواعد انتزاعی و پایه‌ای دستور زبان را به صورت فطری در خود دارد، و با شنیدن سخن گفتن اطرافیان از صفر شروع به یادگیری نمی‌کند، بلکه تنها شروع به یادگیری جزئیاتی می‌کند که مخصوص زبان به‌خصوصی که می‌شنود (مثلا فارسی یا ترکی یا هندی) است.

۳- دستور جهانی

همان طور که از توضیحات بالا پیداست، بخش بزرگی از قواعد بنیادی‌ای که زبان بر آنها استوار است از نظر چامسکی به صورت فطری در ذهن وجود دارند، و در نتیجه بین همه افراد مشترکند. نتیجه منطقی چنین ادعایی این است که مجموعه‌ای قواعد و محدودیت‌های انتزاعی هستند که همه زبان‌های بشری آنها را رعایت می‌کنند. به این مجموعه قواعد مشترک، «دستور جهانی» یا Universal Grammar می‌گویند. مثلا، در نحو چامسکیایی، ادعا این است که هر انسانی ذهنش به طور فطری تصویر انتزاعی‌ای از چیزی به نام هسته و وابسته در گروه اسمی دارد. (مثلا «سیب سرخ» یک گروه اسمی است که «سیب» در آن هسته است و «سرخ» وابسته است.) کودک از ابتدا «منتظر است» که ببیند هسته پیش از وابسته قرار می‌گیرد یا پس از آن. کودک فارسی‌زبان یاد می‌گیرد که هسته را باید پیش از وابسته قرار دهد (و در نتیجه نمی‌گوید «سرخ سیب») در حالی که کودک انگلیسی زبان برعکس این ترتیب را یاد می‌گیرد. اما نکته مهم این است که هردو کودک از ابتدا کلیات امر از جمله وجود مفهوم گروه اسمی و هسته و وابسته را در ذهنشان به صورت ناخودآگاه و فطری داشته‌اند. (در این مثال موضوع را برای قابل فهم بودن به شدت ساده‌سازی کرده‌ام، اما ذات ماجرا دست نخورده.) لازم است تاکید کنم که همه این‌ها طبق ادعا در سطحی بسیار انتزاعی و ناخودآگاه رخ می‌دهند، و آن‌قدر انتزاعی‌اند که شامل قواعد زبان‌هایی مثل زبان‌های اشاره (زبان‌های مورد استفاده کرولال‌ها) هم می‌شوند. همان طور که انتظار می‌رود، این نگاه چامسکی به زبان مخالفان سرسختی هم دارد. زبان‌شناسان و روان‌شناسان بسیاری معتقدند که انسان زبان را مثل همه چیزهای دیگر یاد می‌گیرد، و ذهن برای یادگیری زبان سازوکار مخصوصی ندارد.

۴- نحو زایشی (generative grammar)

مواردی که در بالا گفتم به شدت فلسفی و انتزاعی بودند. اما چامسکی در جزئیات مسائل زبان‌شناسی هم نظرات مهمی دارد. در واقع علت پذیرفته شدن نظرات انتزاعی‌اش جزئیات استدلال‌هایش و همچنین جذابیت نظرات به‌خصوصش در نحو (و تا حدی واج‌شناسی) بودند، وگرنه ادعاهای انتزاعی به آن صورت به تنهایی چندان نبوغ‌آمیز یا منحصر به فرد تلقی نمی‌شوند. مهم‌ترین محصول به‌خصوص چامسکی در زبان‌شناسی (که از جنس ادعای فلسفی/روانی نباشد)، نحو زایشی است. چامسکی با دستور زبان به شکلی فرمال و ریاضی‌وار برخورد می‌کند، و سعی می‌کند تعداد محدودی قاعده طراحی کند که تمام بی‌نهایت جمله‌ای که یک زبان می‌تواند بسازد بر مبنای آن قواعد نامحدود ساخته شوند. مثلا، در یک نسخه از نحو چامسکیایی برای فارسی، برخی از قواعد می‌توانند این‌ها باشند:

اسم + صفت -> گروه اسمی

گروه اسمی + گروه فعلی -> جمله

با داشتن این دو قاعده، اگر ذهن به خاطر سپرده باشد که هر کلمه فارسی کدام ماهیت دستوری (اسم/فعل/صفت/...) را دارد، می‌تواند با استفاده از این قواعد در سطح ناخودآگاه بفهمد که «پسر خوب» یک گروه اسمی مجاز است (چون با قاعده اول قابل تولید است) اما «خوب پسر» یک گروه اسمی مجاز نیست. در گام بعد، می‌تواند بفهمد که «پسر خوب خندید» با استفاده از ترکیب این دو قاعده قابل تولید است.


جزئیات نظرات چامسکی و پیروانش در نحو و برخی از دیگر شاخه‌های زبان‌شناسی بسیار پرشاخ و برگ و گسترده است. یک مقاله در نحو چامسکیایی آکنده از جدول و نمودار و اصطلاحات تخصصی استدلال‌های تودرتو است، و معمولا در شاخه علوم (science) قرار می‌گیرد، نه علوم انسانی. این شیفت به سمت علوم هم از تاثیرات سنت چامسکی است. در دوران پیش از چامسکی، زبان‌شناسان عمدتا با فیلسوفان و منتقدان ادبی و تاریخ‌دانان همکار بودند، اما در دوران جدید عمدتا با روان‌شناسان همکارند و خود را شاخه‌ای از علوم می‌دانند.

در پایان، لازم است اضافه کنم که درباره بسیاری از نظرات چامسکی در حال حاضر در عالم زبان‌شناسی یک شکاف بزرگ وجود دارد، و مخالفان و موافقان گاهی حتی به هیچ عنوان یکدیگر را به عنوان زبان‌شناس قبول ندارند. اما هیچ کس منکر این امر نیست که زبان‌شناسی پس از چامسکی به سرعت و به شکلی باورنکردنی از همه لحاظ تغییر کرد.

۱۸
محمد غفاری
محمد غفاری، مترجم زبان انگلیسی و کارشناس ارشد مطالعات ترجمه

نوم چامسکی زبان‌شناس و اندیشمند سیاسی است و عمده شهرت او به دلیل پایه‌گذاری نظریه دستور زایشی (generative grammar) است. بر مبنای این نظریه، هر زبان تعدادی جمله‌ی بنیادین دارد و تمام جملات آن زبان با استفاده از کلمات آن زبان و بر مبنای همان جملات بنیادین تولید می‌شوند. برای مثال، اگر اشتباه نکنم تعداد جملات بنیادین زبان انگلیسی بین 7 تا 11 عدد است.

۱۰