برو به محتوای اصلی

فرض کنید در یک تیم استارت‌آپ با یک نفر کار رو شروع کردید و کار به مرحله بهره‌برداری رسیده و نیاز به کار فشرده‌تر هست ولی هم تیمی شما دانش فنی و مورد نیاز برای رد شدن از این مرحله رو نداره و نمیتونه به صورت agile کار بکنه، به طوری که خروجی کار تیمی همسطح یا پایین‌تر از خروجی کار انفرادی هست و کارهای انجام شده تا این مرحله هم بیشتر انفرادی بوده. توافق خاصی هم صورت نگرفته در ابتدای کار. به نظر شما بهتر نیست در همین مرحله جداسازی انجام بشه و ادامه کار به صورت انفرادی و در آینده با تیم قدرتمندتری انجام بگیره؟ (البته این سوال بیشتر جنبه اخلاقی داره تا فنی)

۱
ناشناس

من کجام؟ اینجا کجاست؟

در جواب‌کو می‌تونید در مورد هر موضوعی سوال کنید، به سوالای بقیه جواب بدید و تجربتون رو به اشتراک بگذارید!

مهدی گران
مهدی گران، مدیر فنی و اجرایی پروژه های نرم افزاری

در انتخاب هم‌تیمی برای استارت‌آپ حتما به موارد زیر توجه کنید:

توانایی‌های افراد باید مکمل هم باشد. مثلا همه فنی یا همه مارکتینگ کار نباشند.

افراد آمادگی تحمل هر سختی را داشته باشند.

دغدغه‌ی دیگری جز استارت‌آپ نداشته باشند. مثلا افرادی که قصد مهاجرت یا انجام پایانامه و... دارند گزینه مناسبی نیستند.

۱۰
مهدی علیپور (دکتر استارتاپ)
مهدی علیپور (دکتر استارتاپ)، مربی استارتاپ ناب - مدیر محصول

موضوع را در دوگام با هم بررسی می‌کنیم:

گام 1:

به این سوالات فکر کنید:

آیا گزینه‌های دیگری برای همکاری وجود دارند؟

آیا شما میدانید که اصلا فرد جدید و یا عضو جدید چه کارهایی را باید انجام بدهد؟

آیا اگر الان یک نفر بیاید، شما میدانید که باید چطور قراردادی با وی ببندید؟

(یادتون باشه قرار نیست یک اشتباه رو دوباره تکرار کنید)

اگر جواب موارد بالا مثبته، یعنی کسی رو سراغ دارید و میدونید ازش چی دقیقا میخواهید و شرح کارهای اون 90 درصد مشخصه و میتونید موارد رو رو کاغذ بیارید. برید سراغ گام 2.

گام 2:

با این فرد و دوستتون موارد رو متذکر بشید و در قالب درد‌و‌دل و شرح وضعیت کاملا منطقی موارد رو تشریح کنید و از اون بخواهید که راه حل ارایه بده! یادتون باشه، اخلاقیات خیلی مهمتر از سود است، صورت مسئله را با وی مطرح کنید و ازش راه حل بخواهید:

مثلا: علیرضا بهره‌وری تیم پایینه و داریم ضرر می‌کنیم، میتونیم یه نفر رو بیاریم که...

نظره تو چیه؟ این موارد و شرایط تو کمی سرعت رو کند کرده (البته من باشم نرم‌تر می‌گم، بستگی به میزان صمیمیت شما داره). راه حل بده... چون بالاخره زحمت زیادی کشیده شده...

و ببینید چه نظری داره، بهش فرصت بدید، شاید توانمندی‌های دیگری داشته باشه که بشه از اونها در جای دیگه استفاده کرد...

و در نهایت اگر هیچ راه حل دیگری نبود منطقا باید جدا بشید. میتونید با هم یه قول و قرار‌هایی بزارید بواسطه تلاش‌هایی که طرف کرده.

در کل: سعی کنید همیشه مواردی رو مکتوب داشته باشید، این مشکلی هست که خیلی از استارتاپ‌ها دارن !

وظایف شما چیست، وظایف طرف چیست، این وظایف رو در یک فایل ورد بنویسید و هر از چند گاهی به روزش کنید (با نظر همدیگه).

پیشنهاد: کتاب جامعه‌شناسی خودمانی رو حتما مطالعه کنید! (چرا؟ توضیحش طولانیه، خوب چیزیه بهتون کمک می‌کنه).

۱۰
الناز احمدی
الناز احمدی، ۸دنبال‌کننده

از لحاظ اخلاقی صددرصد درسته که ما تمام شرایطی رو که روز اول صحبت کردیم و اون ذهنیت رو حفظ کنیم، حتی اگر آخر کار همه چیز به ضرر ما تموم بشه. دلیلش دو چیز هست:
اول اینکه مسئولیت یه کار اشتراکی بدون اینکه بدونیم شریکمون چقدر توانایی داره متوجه خودمونه و نمیتونیم کسی غیر از خودمون رو مقصر این اشتباه بدونیم. (قبل از شروع کار تیمی باید بدونیم با چه تیمی میخوایم کار کنیم).
دوم اینکه قراردادهای نیمه‌کاره (حتی اگر قرارداد شفاهی باشن) رو حس اعتماد اجتماعی تأثیر منفی و مخربی میزاره که در طی زمان جو روانی یک جامعه رو در هر سطحی (خانواده، محیط کار، اجتماع دوستان یا حتی شهر) متشنج می‌کنه و طی زمان نتیجه این جو متشنج متوجه خود ما و فرزندانمون هم میشه.
سوم اینکه در نتیجه یه قرارداد نیمه‌کاره وجهه کاری و شخصیتی ما زیر سوال میره (حتی برای یک نفر که میتونه تبلیغات منفی درمورد وجهه ما داشته باشه).

یه پیشنهاد: بدون بحث و با پذیرفتن اینکه تمام بار کاری به عهده شما باشه با طرف مقابلتون صحبت کنید (حتما بدون اینکه باعث بشید جبهه بگیره) بهش بگید که فکر میکردید بیشتر از این نتیجه‌بخش باشه. احتمالا سعی کنه که نتیجه‌بخش باشه.

در آخر همیشه نتیجه‌ها موفقیت نمیارن. بعضی وقت‌ها چند شکست باعث یک پیروزیه دلچسب و افتخارآمیز میشه.

این فقط نظر شخصی من بود...

۸
نیما ترقی
نیما ترقی، CEO at ArtisanGroup/CrossFit Trainer

اگه بخوام نظرم رو به زبان ساده بگم باید اینجوری توضیح بدم که استارت‌آپ یعنی میدان نبرد و کسی که وارد این میدان میشه باید جنگیدن بلد باشه، طوریکه هر کدام از موسسین به تنهایی قادر به مدیریت و کنترل کل فرایند‌ها باشند یعنی یک آچار فرانسه کامل.
در کتاب سازمان استراتژی (کاپلان-نورتون) جمله جالبی نوشته شده، وقتی سربازان در خط مقدم هستند و ارتباطشون با مرکز فرماندهی قطع میشه تنها عاملی که آنها رو از مسیرشون دور نمیکنه همسویی با اهداف عالی هست. دقیقا همین عاملی که باید در تک تک موسسین یک استارت‌آپ دیده بشه یعنی تفکرات هر کدام با تفکرات سایرین همسو و در راستای پیشبرد اهداف باشه.

نکته دوم این هست که اگر هدف از انجام کار دور هم بودن و صرفا یک کار تیمی هست که باید با وضع موجود همرنگ شد و شرایط رو تعدیل کرد ولی اگر هدف عملیاتی کردن اهداف پروژه هست، بدون تعارف باید تمام عوامل بازدارنده کنار گذاشته بشه، که خود این امر میتونه شرایطی رو داشته باشه مثلا به فرد فرصت کوتاه یادگیری و کار با سرعت تیم داده بشه.

۸
ابراهیم برهانی
ابراهیم برهانی، مدیر فروش و بازاریابی شرکت رایمون

یکی از بدترین ویژگی‌های کوفاندرها در ایران اینه که فکر میکنن قدرت اونا در تیم براساس درصد شراکت اونا تعیین میشه و بعد از اون اینکه فکر میکنن وقتی کار استارت میشه ۱۰۰ درصد سهام قراره به مساوات بین اونا تقسیم بشه. اگر تیم به این بلوغ نرسیده که درصد شراکت افراد وابسته به کار مفیدی هست که برای این تیم انجام میدن (حتی اگر این کار فنی نباشه و صرفا تامین هزینه‌های جاری از جیب شخصی یکی از اعضا باشه). ارزش هر فرد براساس اثرش توی پا برجا بودن تیمه که مشخص میشه. دوم اینکه بیشتر استارتاپ‌هایی که زیر ۳ نفر و بالای ۵ نفر کوفاندر دارند شکست میخورن، پس سریعتر تیم خودتون را کمی بزرگ کنید. شما باید افراد فنی تیمتون را افزایش بدین و از سهام بخش فنی تیم به اونا اعطا کنید. اینو بدونید سهام اعضای استارتاپ در طی زمان قطعی میشه و هرچه تعداد شما بیشتر باشه این صحبت‌ها دیگه یک بحث بین شما و دوستتون نیست و شاید وجود ۲-۳ نفر دیگه در تیم این شاعبه که شما قصد بیرون انداختن اون را دارید از بین ببره و مسئله را شخصی قلمداد نکنه. مثلا اگر در یک استارتاپ قراره به شما ۳۰ ٪ سهم برسه طی سه سال، هر سال ۱۰٪ اون قطعی میشه و اگر شما سال دوم از تیم جدا بشید صاحب تنها ۱۰٪ اون هستید و ۲۰٪ برای جذب هم تیمی دیگر در نظر گرفته میشه. شما نمی‌تونید یک کوفاندر اولیه را بدون اینکه درصدش را در نظر بگیرید از تیم حذف کنید. اگر برای دوستتون ۵۰٪ طی ۵ سال در نظر گرفته بودید حتی جدا شدنش بعد از یک سال ۱۰٪ درصد از سهام را براش داره. ولی باز هم بنظرم بهترین کار اضافه کردن افرادی به تیم در اعضای اعطای سهامه.  

۷
ابراهیم اسدی
ابراهیم اسدی، لیسانس علوم اجتماعی/معلم بازنشسته

اینجا یک مسئله ۲ وجهی است: اخلاق و تجارت! اگر تجاری فکر کنیم، باید شرکا پابه‌پای هم قدم بردارند و اهمال کاری نشه. چون گروه به خطر می‌افتد. ولی اگر موجب عقب افتادن سیستم بشه باید یا تیم را تقویت کرد یا جدا شد. ولی اگر دوست شما اهمال‌کار نیست، بلکه توان تخصصی مورد نظر را نداره، بقول دکتر یونگ روی نقاط قوت‌ش تمرکز کنید تا قوی بشه. روزی که من کارم را شروع کردم خانمم و یک خانم دیگه شریکم بودند، روزهای اول دیوانه‌کننده بود، بلد نبودند، اشتباه میکردند ولی با مطالعه روزانه (بخصوص کتاب افسانه کارآفرینی گربر را قورت دادیم) و سیستم‌سازی کارمون رشد کرد و امروز من خیلی کم میرم انبار و کارگاه. ۲ خانم شریکم بسیار عالی کار مدیریت رو می‌کنند و من الان در حال راه‌اندازی یه سیستم آموزشی آنلاین هستم. شما هم اگر دوستت از نظر باوری، اخلاقی و تلاش عالیه هرگز از دستش نده و اونو تشویق به یادگیری کن.

۵
رضا محمدزاده
رضا محمدزاده، سردبیر وب سایت میزفکر

اول راه تمام شود خیلی بهتر است. دعوای اول بهتر از صلح آخر است.

۴

سوالات مرتبط

آمار سوال

👁️ ۱۶۴ نمایش
👤 ۱ دنبال‌کننده
🗓 ۱۰ ماه پیش پرسیده شده
📈 آمار بازدید در این ماه

سوال رو به اشتراک بگذار