برو به محتوای اصلی

دو فرد با تیپ‌های شخصیتی متضاد درون‌گرا و برون‌گرا می‌توانند ازدواج موفقی داشته باشند؟

من کجام؟ اینجا کجاست؟

در جواب‌کو می‌تونید در مورد هر موضوعی سوال کنید، به سوالای بقیه جواب بدید و تجربتون رو به اشتراک بگذارید!

به نظر من نمیشه به همین راحتی نظر داد! چون ازدواج و موفقیت اون به عامل‌های مختلفی بستگی داره.

و از طرفی اگه یه ازدواج به مشکل بخوره، بلافاصله نمیشه گفت که از روز اول زوج به هم نمیخوردند. چون ازدواج مثل بوته میمونه، باید مراقبت بشه تا تبدیل به درخت بشه و بار بده! منظورم اینه که ممکنه یه ازدواج اولش همه چیزش اوکی باشه، اما با عدم توجه کافی زوجین، به نابودی کشیده بشه.

در نتیجه این سوال رو اینطوری جواب میدم:

اگه باقی شرایط ازدواج اوکی باشه و دو نفر خوب از زندگی و ازدواجشون مراقبت کنن، بله میتونن با وجود تضادشون در برونگرایی و درونگرایی، ازدواج موفقی داشته باشند.

۸
ابراهیم اسدی
ابراهیم اسدی، لیسانس علوم اجتماعی/معلم بازنشسته

بستگی به نگرش افراد دارد: اگر پیشداوری کنیم و درون‌گرایی را عیب و برون‌گرایی را حسن بدانیم و یا بر عکس، این ازدواج صورت نگیرد بهتر است. چون این تیپ شخصیتی یک چماقی می‌شود برای کوبیدن همدیگر. ولی اگر آنرا مکمل هم بدانیم که پوششی باشد برای جذابتر شدن زندگی عین یک موتور 6 سیلندر زندگی قدرت میگیره. چون همسر درون‌گرا در زندگی مشترک مواردی برای حل مسئله و کارهای انتزاعی قویتر عمل میکند و به زندگی یک نظم و انضباط عالی میدهند و در مقابل همسر برون‌گرا یک انرژی جذاب و گرمی را در کانون خانواده بذر افشانی می‌کند و به رابطه‌ها عمق میدهد.

۸
سید ساجد متولیان
سید ساجد متولیان، مربی و مدرس طراحی زندگی

ابتدا باید تعریف‌مان از «ازدواج موفق» را روشن کنیم.

ممکن است فردی «ازدواج موفق» را ازدواج کم‌تنش تعریف کند. فرد دیگری ممکن است «ازدواج موفق» را ازدواجی بداند که در آن از نظر مالی تأمین می‌شود. شخصی دیگر «ازدواج موفق» را ازدواجی می‌داند که شریک زندگی‌اش به رشد و پیشرفتش کمک می‌کند. فرد دیگری به دنبال همه موارد بالاست یا ملاک‌های دیگری برایش مهم است.

مهم است بدانیم تعریف شخصی ما از «ازدواج موفق» چیست و این تعریف چقدر به تعریفی که طرف مقابل که قرار است شریک زندگی‌مان شود نزدیک است.

در هر صورت اگر ازدواج موفق را براساس تلفیقی از معیارهای رایج تعریف کنیم، می‌توان گفت تیپ شخصیتی صرفاً یکی از ملاک‌هایی است که می‌تواند در تشخیص سازگاری بین زوجین تا حدودی مؤثر باشد. 

تصور اشتباهی در مورد تیپ‌های شخصیتی وجود دارد و آن این است که برای هر تیپ، تیپ‌های شخصیتی مناسبی برای ازدواج وجود دارند. این تصور مطلقاً نادرست است و هیچ نوع پژوهش علمی و داده آماری از آن پشتیبانی نمی‌کند. 

الگوی سوشیونیکس (Socionics) که توسط یک دانشمند زن لیتوانیایی در دهه ۱۹۷۰ ایجاد شده و اغلب به عنوان تفسیر اختصاصی آزمون ام‌بی‌تی‌آی (MBTI) برای ازدواج از آن یاد می‌شود، دارای اعتبار علمی نیست و به شبه‌علم (Pseudoscience) نزدیکتر است زیرا هیچگونه مقاله به زبان انگلیسی که حاوی پژوهش‌های علمی در مورد این آزمون باشد موجود نیست.

کتاب‌هایی که بعضاً در بازار یافت می‌شوند و مثلاً در آنها گفته‌ شده است تیپ INFJ با ENTJ سازگاری عاطفی بهتری دارند یا همسر مناسب برای تیپ ISFP تیپ‌های ENFP و ESTP و... است، براساس آزمایش‌های علمی و جامعهٔ آماری نیستند و نمی‌توان به آنها اتکا کرد.

اینکه یک فرد درون‌گرا و فرد دیگری برون‌گراست صرفاً به ما می‌گوید ترجیح دریافت انرژی این دو نفر با یکدیگر متفاوت است. آیا این می‌تواند ملاکی باشد که تعیین کند این دو نفر با یکدیگر خوشبخت می‌شوند یا بدبخت می‌شوند؟ خیر. دهها سؤال دیگر وجود دارد که باید به آنها پاسخ داد:

- این دو نفر چقدر نظام ارزشی‌شان به هم نزدیک است؟

- این دو نفر چقدر مهارت گفتگو و حل تعارض بلدند؟

- این دو نفر چقدر از نظر طرحواره‌های جنسی و مزاج جنسی با یکدیگر سازگاری دارند؟

- این دو نفر چقدر دارای سبک تربیتی مشابه‌ای هستند؟

- این دو نفر چقدر اهداف و برنامه‌های بلندمدت مشترکی دارند؟

- این دو نفر چقدر بلوغ‌های ششگانه ازدواج را دارند؟

- این دو نفر چقدر خودآگاه هستند و روی عقده‌های درونی خودشان کار کرده‌اند؟

- این دو نفر چقدر دارای سلامت روانی هستند؟

- این دو نفر چقدر تعریفشان از ازدواج به هم نزدیک است؟

- این دو نفر چقدر تفریحات و سبک زندگی‌شان به هم نزدیک است؟

- این دو نفر چقدر قصه عشقشان (Love Story) به یکدیگر شباهت دارد؟

و....

 یک زوج که مهارت گفتگو و حل تعارض بلدند، بلوغ فکری دارند و یکی از آنها درون‌گرا و دیگری برون‌گراست با هم به توافق می‌رسند که بخشی از وقتشان را در منزل و بخشی دیگر را صرف فعالیت‌های اجتماعی کنند و زمان‌هایی را نیز برای خودشان داشته باشند تا هر دو حالشان خوب باشد.

زوجی که این مهارت‌ها را ندارند و یکی از آنها برون‌گرا و دیگری درون‌گراست ممکن است با یکدیگر دچار اختلاف و درگیری شوند و یکی دیگری را متهم کند که تو بیش از حد منزوی هستی و دیگری بگوید تو بیش از حد اهل علافی و بیرون رفتن هستی.

تصور اشتباه دیگری در مورد ازدواج وجود دارد و آن این است که ازدواج خوب امری دست‌یافتنی است. مانند شیئ‌ای که می‌توانیم آن را داشته باشیم. اما تجربه نشان داده است ازدواج خوب امری ساختنی است. یعنی چیزی است که خودمان باید آن را ایجاد کنیم. 

وقتی مهارت‌های لازم را داشته باشیم و فعالانه برای مراقبت از ازدواجمان تلاش کنیم، بسیاری از تفاوت‌ها از جمله تفاوت در تیپ شخصیتی، اهمیت خودشان را از دست می‌دهند.

۷