برو به محتوای اصلی
الهه صحرائی
۳ سال پیش پرسیده شده

چگونه می‌توان از گذشته تاثیر نگرفت؟

من کجام؟ اینجا کجاست؟

در جوابکو می‌تونید در مورد هر موضوعی سوال کنید، به سوالای بقیه جواب بدید و تجربه‌تون رو به اشتراک بگذارید!

محمّد کیهانی
استاد کارآفرینی، نوآوری و استراتژی در دانشگاه کلگری (کانادا)

این سوال خیلی کلی است ولی می‌توان از دیدگاه‌های مختلف به آن پاسخ داد. در اینجا از دید دانایی و خلاقیت به آن پاسخ می‌دهم. اما قبل از پاسخ لازم است به دو نکته اشاره کنم: اول اینکه تقریبا غیرممکن است که از گذشته هیچ تأثیری نگیریم، پس در واقع سوال اصلی این است که «چگونه می‌توان از گذشته کمتر تأثیر گرفت؟». دوّم اینکه تأثیر گرفتن از گذشته لزوما چیز بدی نیست. ذهن ما همواره اطلاعات جدید دریافتی را در ارتباط با اطلاعات قبلی خود درک می‌کند و فقط از این راه است که می‌تواند ادراک و یادگیری داشته باشد. بیشتر وقت‌ها این موضوع فایده‌اش بیشتر از ضررش است. در تولید محصولات جدید و نوآورانه از این ویژگی ذهن زیاد استفاده می‌شود. مثلا یک آیکون به شکل سطل زباله به شما نشان می‌دهند که شما بفهمید نقشی شبیه به سطل زباله در دنیای الکترونیک ایفا می‌کند. در غیر این صورت توضیحش خیلی دشوارتر می‌شد.

اما در مواردی می‌خواهیم این تأثیر گرفتن از اطلاعات و دانایی گذشته را کمتر کنیم و به اصطلاح خلاقانه و «خارج از جعبه» معمول فکری خود فکر کنیم. مثلا وقتی در حل مسئله‌ای به بن‌بست رسیده‌ایم یا می‌خواهیم محصولی واقعا نوآورانه خلق کنیم. 

این کار بسیار دشوار است. برای مثال از دشواری کار توجه کنید که مثلا یکی از اولین مدل‌های رایانه شخصی۵۷ که در شرکت زیراکس اختراع شد، مانیتورش عمودی بود به جای افقی، به خاطر اینکه سازندگانش مانیتور را به شکل کاغذ الکترونیک می‌دیدند و طول کشید تا بتوانند از این چهارچوب فکری دربیایند و ببینند که شاید اگر مانیتور افقی باشد بهتر است. یا به عنوان مثالی دیگر الکساندر گراهامبل وقتی تلفن را اختراع کرد نام اختراع خود را گذاشته بود «بهبودهایی در فناوری تلگرف»۶۵! طول کشید تا مردم بتوانند تلفن را چیزی متفاوت از تلگراف ببینند. حتی خود مخترع!

حالا که اینقدر بیرون رفتن از چهارچوب‌های ذهنی قبلی دشوار است چاره چیست؟ ایده‌های نو فقط از وصل کردن ایده‌های دیگر به هم تولید می‌شوند. برای خلاقیت باید دنبال روش‌هایی بود که ایده‌هایی که به طور معمول از هم دورتر‌ند را به هم وصل کنیم. باید دنبال روش‌هایی بود که ما را به نقاط شناختی دور (cognitively distant) برساند. یکی از راه‌های این کار این است که با حوزه‌های شناختی متنوع برخورد کنیم و مثلا سعی کنیم کتاب‌هایی بخوانیم یا فیلم‌هایی ببینیم که هیچ ربطی به حوزه کاری یا علاقه‌های قبلی‌مان ندارند یا به طور معمول ربط داده نمی‌شوند و سعی کنیم از آنها ایده بگیریم. در این راستا یکی از مهمترین شگردها استفاده از ورودی‌های تصادفی (Random Entry) است. چون هر چیزی غیرتصادفی باشد باز تآثیرگرفته از تصمیمات شما مبتنی بر اطلاعت و دانش و علاقه‌های قبلی شما است. برای مثال معروف است که۱۷۳ آقای داریوش کاظمی یک نرم‌افزار بات نوشته‌اند که به طور تصادفی یک سری خرید از آمازون می‌کند و می‌فرستد در خانه‌تان بدون اینکه شما هیچ دخالتی به غیر از تعیین مبلغ هزینه داشته باشید.

روش‌های تفکر جانبی۸۰ (Lateral Thinking) ادوارد دبونو۵۴ برای بهبود مهارت‌های تفکر خلاق به نظرم بسیار مفید هستند. در این روش‌ها هم دبونو به یک سری شگردهای برانگیختن ذهن (Provocation Techniques) اشاره می‌کند که ورودی تصادفی یکی از آنها است. برای آشنایی بیشتر با این روش‌ها این مقاله گردآوری و ترجمه شده توسط خانم ندا خلفی۸۰ بسیار مطلب خوبی است.