برو به محتوای اصلی

قشنگ‌ترین بیت شعری که شنیدید چیه؟

من کجام؟ اینجا کجاست؟

در جواب‌کو می‌تونید در مورد هر موضوعی سوال کنید، به سوالای بقیه جواب بدید و تجرباتتونو به اشتراک بگذارید!

عباس
ایده پرداز در زمینه تجارت الکترونیک - علاقه‌مند به گردشگری، اسطوره‌شناسی، تاریخ، ادبیات و فلسفه

خیلی خیلی زیاده اصلا در یک یا دو بیت نمی‌گنجه. چندتایی که الان در ذهنم است رو می‌نویسم.

در شاهنامه:

همه خاک دارند بالین و خشت / خنک آنکه جز تخم نیکی نکشت
جهان سر به سر عبرت و حکمت است / چرا بهره ما غفلت است

در رباعیات شمس:

دی شیخ با چراغ همی‌گشت گرد شهر / کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
گفتند یافت می‌نشود جسته‌ایم ما / گفت آنک یافت می‌نشود آنم آرزوست

سعدی:

بیا بیا که مرا با تو ماجرایی هست / بگوی اگر گنهی رفت و گر خطایی هست
روا بود که چنین بی‌حساب دل ببری / مکن که مظلمه خلق را جزایی هست

حافظ:

یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد / دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد
آب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی کجاست / خون چکید از شاخ گل باد بهاران را چه شد

شعر نو

نیما: 

ای دل من، دل من، دل من
بینوا، مضطرا، قابل من
با همه خوبی و قدر و دعوی
از تو آخر چه شد حاصل من
جز سر شکی به رخساره غم؟



بی تو من با بدن لخت خیابان چه کنم؟ / با غم انگیز ترین حالت تهران چه کنم؟

از علیرضا آذر

حمید رضا شیرزاد
کارشناس ارشد صنایع

من زمانیکه کلاس چهارم دبستان بودم، یعنی حدوداً 26 سال پیش، معلمم (آقای کربلایی آقایی) یکبار در ابتدای کلاس یه بیت شعر خوند و تفصیر کرد. از اون لحظه تا الان در ذهنم حک شده و هیچوقت از یادم نمیره. خیلی تاثیر گذار بود این بیت شعر. بعدها فهمیدم شعر حافظ شیرازی بوده.

 چنان بزی که اگر خاک ره شوی کس را              غبار خاطری از رهگذار ما نرسد

این هم غزل کاملش:

 به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد
تو را در این سخن انکار کار ما نرسد

اگر چه حسن فروشان به جلوه آمده‌اند
کسی به حسن و ملاحت به یار ما نرسد

به حق صحبت دیرین که هیچ محرم راز
به یار یک جهت حق گزار ما نرسد

هزار نقش برآید ز کلک صنع و یکی
به دلپذیری نقش نگار ما نرسد

هزار نقد به بازار کائنات آرند
یکی به سکه صاحب عیار ما نرسد

دریغ قافله عمر کان چنان رفتند
که گردشان به هوای دیار ما نرسد

دلا ز رنج حسودان مرنج و واثق باش
که بد به خاطر امیدوار ما نرسد

چنان بزی که اگر خاک ره شوی کس را
غبار خاطری از رهگذار ما نرسد

بسوخت حافظ و ترسم که شرح قصه او
به سمع پادشه کامگار ما نرسد


شنیدم که ایشون به رحمت خدا رفتن. البته امیدوارم اشتباه باشه. ولی اگر واقعیت داشته باشه امیدوارم خدا رحمتشون کنه. یکی از بهترین معلم های من در طول زندگی بودن. به حق خودشون قبل از اینکه به ما این شعر رو یاد بدن اول خودشون به این شعر عمل کردن. که البته به نظرم دلیل تاثیر گذاری عمیق یک جمله همین موضوع میتونه باشه.

الناز نجفی
مهندس کارشناس تجهیزات پزشکی

خيام اگر ز باده مستى خوش باش

با ماه رخى اگر نشستى خوش باش

چون عاقبت كار جهان نيستى است

پندار كه نيستى، چو هستى خوش باش


مهدی صابری منش
سرپرست برنامه ریزی نگهداری و تعمیرات

چرا غم میخوری از بهر مردن

مگر آنان که غم خوردند نمردند

علی محمدپور
مهندسی کامپیوتر - نرم افزار

حضرت مولانا می‌فرمایند :

 واگر بر تو بِبَندد همه رَه ها و گُذَرها
رِهِ پنهان بِنمایَد، که کَس آن راه نَدانَد