برو به محتوای اصلی

محمدجعفر زاهدپور
محمدجعفر زاهدپور
۶۷۰
روانشناس

محمدجعفر زاهدپور هستم.

روانشناسی خوانده ام. به مدت حدود 9 سال تجربه ی مدیریت کلینیک روانشناسی و مشاوره دارم.

در هنرهایی چون خوشنویسی، طراحی و گرافیک نیز فعالیت های جدی دارم.

در زمنیه ی دیجیتال مارکتینگ فعالیت های جدی و حرفه ای دارم؛ مدیریت سایت کلینیک ایران: www.cliniciran.ir

و موسس سایت www.jaryaan.com

آیا از محمدجعفر زاهدپور سوال دارید؟

همین الآن عضو شو و به صورت ناشناس یا عمومی سوالتو از محمدجعفر زاهدپور بپرس!

سوال خیلی کلی است.

اولاً چند سالش است؟ اگر 2 تا 3 ساله است، اصولاً نباید به حرفتان گوش دهد! چرا باید به حرف کسی گوش بدهد؟ شرایط طبیعی رشد مغزی و شناختی‌اش اقتضا می‌کند. (ببخشید اینچنین صریح جواب می‌دهم) شما باید صرفا مراقبش باشید از طریق همراهی کردن و کنش فعال.

پیشنهاد می‌کنم این بسته‌ی آموزشی۳ را تهیه و گوش کنید. 

خوش دارم جوابی متفاوت به این سوال و سوالهای مشابه بدهم:

به جای تلاش برای قد بلند کردن کودک به او یاد بدهیم خودش را همانگونه که هست بپذیرد و دوست بدارد. اینگونه فرد آرام و توانمندی می‌شود که لحظه لحظه‌ی زندگی برایش پرمعنا و لذتبخش می‌شود و می‌شکفد!

پاسخ ساده و کوتاه:

باعث ایجاد احساس عمیق امنیت در ساختار روانشناختی کودک تا انتهای عمر می‌شود و احساس پذیرفته شدن.

البته این جواب با این پیش فرض است که بقیه‌ی عناصر مهم «محبت بی قید و شرط» در کودک محقق شده باشد.

جواب را بر اساس برخی اصول روانشناسی  و تجارب والدی خودم می‌گویم:

به نظرم مهمترین کاری که باید بکنید این است که توجه زیادی به برنامه‌ریزی زمانی تغذیه کودک خود بکنید: به بیان ساده: گرسنه‌اش بکنید، کاری کنید خودش از شما طلب غذا کند و یا وقتی غذا را دید به آن حمله‌ور شود! 

پسر من (معمولاً تمام کودکان اینچنین هستند) به دلیل فعالیت بسیار زیاد، در زمینه تغذیه سخت است، تنها کاری که روی او جواب می‌دهد این است که گرسنه نگه‌اش می‌داریم. چگونه؟

  1. او را از خوردن هرگونه تنقلات در میان وعده، که باعث سیری‌اش می‌شود بر حذر دارید. اصلاً تنقلات را در آن ساعات در معرض دیدش قرار ندهید. فقط میوه آن هم اندک.
  2. حقیقت تلخ و یا شاید شیرینی وجود دارد و اینکه باید با او بازی کنید. بر تحرک و لذت‌اش بیفزایید و خودتان هم حال کنید، آنگاه وقتی هر دو خسته و گرسنه شدید، آن موقع در یک فضای صمیمی بنشینید به خوردن و سعی کنید شرایط بامزه، همراه با شوخی زیاد فراهم کنید، تا به این ترتیب شرطی شود و عاشق غذا خوردن با شما شود.
  3. اگر آدم هله هوله خوری هستید، وقتی پدر یا مادر شدید باید سبک زندگی‌تان را تغییر دهید. وگرنه فرزندتان هم دقیقاً مثل شما می‌شود.

و سخن پایانی این که کلا وقتی والد شدید 4 کار بکنید:

  1. سخت نگیرید و زور الکی نزنید.
  2. تنبلی را بگذارید کنار و روی همت خود کار کنید.
  3. بهترین فرصت است که کودک درونتان را دوباره فعال کنید. زمان‌هایی که با او می‌گذرانید واقعاً خودتان هم حال کنید. (خیلی وقت‌ها همسرم در زمان‌هایی که با پسرم بازی می‌کنم می‌گوید آرام باش، صدای تو از بچه بلندتر است!)
  4. حتما منزل و یا آپارتمان‌تان در طبقه اول باشد. شرایطی فراهم کنید که تا پنج سال نخواهید به کودکتان مرتب بگویید آرام باش.

در انتها تهیه و گوش دادن دقیق این بسته‌ی آموزشی۴ را به شما توصیه می‌کنم.

اگر منظورتان از "ابتدا" روزها و هفته‌های ابتدایی زندگی کودک است، بستگی به ویژگی‌های نوزادتان و دستورات پزشک دارد.

من جوابم را صرفاً بر اساس تجاربم بعنوان پدر دو فرزند می‌گویم:

شیر مادر و شیرخشک آن چیزی بود که ما به نوزادانمان می‌دادیم.

نکته‌ی دیگری که مهم است آن چیزهایی است که نباید به نوزاد بدهید: مثل مرکبات، شیر پاستوریزه و...

پی‌نوشت: ما برای فرزند دوممان، به صورت ناخودآگاه و گاه خودآگاه حساسیتمان کمتر شد و با آرامش بیشتری رفتار کردیم.

موفق باشید

سوال بسیار کلی است و بالطبع جواب آن کلی است.

اول باید دید بازیگوشی کودک به خاطر چیست و در چه سطحی است؟

با فرض اینکه کودک سالم است و بازیگوشی‌اش طبیعی است، باید دید چه نیازهایی در کودک بازیگوشی به همراه دارد و از آن مهم‌تر و ظریف‌تر اینکه چه نیازی در شما باعث می‌شود به فکر آرام کردن بازیگوشی کودک خود باشید.

در ارتباط با کودک چندین اصل طلایی و کلیدی وجود دارد که یکی از آنها این است که هر رفتاری از کودک که قصد خاموش کردن آن را دارید، باید به آن توجه نکنید و نادیده‌اش بگیرید. توجه مثبت و حتی منفی (مثل غر زدن و تنبیه) باعث برآورده شدن نیاز کودک (به دست آوردن توجه شما) می‌شود و کارش را تکرار می‌کند.

پیشنهاد می‌کنم برای آشنایی بیشتر با اصول طلایی تربیت کودک این فایل۳ را تهیه و دقیق گوش کنید.

اول اعلام می‌کنم که جواب من شاید بسیار صریح باشد، به دلیل اینکه اولاً اینجا اتاق درمان و مشاوره نیست و ثانیاً فضا و وقتِ جواب محدود است:

  1. به نظرم در قدم اول باید یک خودکاوی دقیق از خودت داشته باشی، البته با کمک یک روانکاو و یا یک طرحواره درمانگرِ صاحب صلاحیت۸. چرا؟ به دلیل اینکه این همه نشانه‌ی نخواستن آن دخترخانم را ندیده‌ای و باز درگیرش شده‌ای و حتی در زمان حال هم کماکان در زندگی‌ات حضور دارد. اینها نشانه‌های خوبی نیست و کمترین اخطار را به شما می‌دهد که آماده‌ی ازدواج نیستی. پس لطفاً قبل از هر اقدامی به درمان فکر کن.
  2. قدم بعدی آن است که در مورد ازدواج فکر کنی، مطالعه کنی و به قول معروف تکلیفت را با این مقوله در زندگی مشخص کنی. ملاک‌هایت چیست؟ تکلیفت را با مذهب مشخص بکنی، با رابطه، با عشق، با گذشته، با خانواده و...  اینها همگی موضوعاتی هستند که پیش از ازدواج باید در مورد آنها با خودت به صلح و آشتی برسی. در این زمینه هم مطمئناً نیاز به کمک داری که یک روانشناس یا فرد آگاه و سالم می‌تواند کمک کند.
  3. شما از لحاظ سنی با پیری فاصله‌ی زیادی داری، سعی کن از لحاظ روانشناختی و فکری جوان، شاداب و مولد بمانی. از پیری تنها تجربه‌هایش را دریاب و استفاده کن.

موفق، آرام و خوشبخت باشی...

من معمولاً در زمان سفرهای درون شهری در تاکسی و اتوبوس مطالعه می‌کنم.

اما روشی که دارم این است که با هر کتابی (مخصوصاً رمان) که می‌خوانم، حتما فقط یک موسیقی بدون کلام (که فکر می‌کنم فضایش به فضای کتاب می‌خورد)، گوش می‌کنم.

به این ترتیب آن کتاب و آن موسیقی در طی یک فرآیند شرطی‌سازی با یکدیگر عجین می‌شوند.

بسیار لحظات شده است که مثلا در جایی یک موسیقی آشنا گوش داده‌ام و ناخودآگاه برای دقایقی رفته‌ام در حال و هوای آن کتاب خاص که با آن موسیقی در ذهنم همخانه است.

لذت بی‌نظیری است.

تجربه‌اش کنید...

مراجعه به یک گفتاردرمانگر صاحب صلاحیت می‌تونه بسیار موثر باشه.

من دکتر نادر غنی زاده۶ را معرفی می‌کنم.

به نظر می‌رسد یکی از بهترین و موثرترین روش‌های رواندرمانی برای درمان افسردگی، رویکرد شناختی رفتاری (CBT)۴ می‌باشد.

در این مورد می‌توانید این مقاله۳ را بخوانید.

واقعاً نمی‌توان مهمترین عامل را مشخص کرد.

در هر زوج و در هر جامعه‌ای متغییرهای بسیار متنوعی هستند که سبب‌ساز طلاق هستند.

اما در جامعه‌ی کنونی ایران به نظر من (بر اساس 9 سال تجربه مدیریت کلینیکال)  چند عامل پررنگ‌تر هستند:

  1. مشکلات مالی و عدم توانمندی زوجین در حل و فصل آن
  2. اختلافات مربوط به مسائل زناشویی
  3. خیانت
  4. نداشتن مهارت‌های ارتباطی
  5. فقر معناهای غنابخش و معنویت در زندگی شخصی

ضمن اینکه در جامعه‌ی کنونی ایران هنوز سه مقوله‌ی مشاوره ازدواج۲، مشاوره خانواده۲ و مشاوره طلاق۲ را جدی نمی‌گیریم!

مشخص نکرده‌اید که این ترس در چه سطحی است؟

ترس اولیه از تاریکی، تا حد زیادی طبیعی است و در آدمی ریشه‌های تکاملی دارد.

اما اگر آن ترسی است که غیرمنطقی است و اخلال جدی در زندگی‌تان ایجاد کرده (مثلاً باعث شده به طور کلی شب‌ها از خانه بیرون نروید) آن وقت می‌توان گفت که (باز هم) احتمالاً ترس مرضی است و آن وقت باید به یک روانشناس بالینی صاحب صلاحیت۲ مراجعه کنید.

اول بگویم که همین که این دغدغه در ذهن شما شکل گرفته است و آن را به صورت سوال در اینجا پرسیده‌اید، نشانه‌ی این است که برای مشکلتان به دنبال راه حل هستید و این گام اول به سمت حل این مشکل است.
من هم مانند دو دوست دیگرمان پیشنهادم به شما مراجعه به یک زوج درمانگر صاحب صلاحیت هست و نه چیز دیگری.

اگر امکان مراجعه حضوری ندارید، از مشاوره تلفنی۳ و یا مشاوره آنلاین۲ استفاده کنید.

من از حرکت خورشید و حرکت و جایگاه ستارگان در آسمان شب استفاده می‌کنم.

البته مطمئنم از آسمان شب بسیار لذت خواهم برد.

در این محصول صوتی۶ به صورت کامل در مورد اوتیسم، ویژگی‌های کودک اوتیستیک و 17 تمرین عملی برای  توانمند ساختن کودک مبتلا به اوتیسم صحبت شده.

من نظر شخصی خودم را می‌گویم:

به نظر من برای کسب آگاهی لازم برای ازدواج و رهایی از گم گشتگی در این زمینه، هیچ راهی به اندازه‌ی مراجعه به یک مشاور ازدواج صاحب صلاحیت نمی‌تونه به آدم کمک کنه.

در مورد مشاوره پیش از ازدواج این مقاله۴ نکات جامع و مفیدی داره، پیشنهاد می‌کنم مطالعه کنید.

خوشبخت باشید...

عاشق عزیز خوب می‌دانم که وقتی آتش عشق در دل آدمی روشن بشه، چطور روزها و شب‌های آدم را غرق نور و گرما می‌کنه! خوب می‌دونم که چه روزها و شب‌هایی را می‌گذرانید.

همین که انکارش نمی‌کنید قدم درستی است. 

می‌دانم این که می‌گویم برایتان سخت است، اما باید صبور باشید. اینجا دقیقاً از آن نقاط مهم زندگی است که با کمی خویشتنداری، می‌توانید درست‌ترین رفتار را داشته باشید و مطمئن‌ترین نتیجه را بگیرید.

سعی کنید در این مرحله یکدیگر را بشناسید. اگر تنهایی نمی‌توانید حتماً از یک مشاور ازدواج۲ صاحب صلاحیت استفاده کنید.

در مجموع آرام باشید. روزها و انتخاب‌های بسیار زیادی پیش رو خواهید داشت...

مشاوره پیش از ازدواج هم در زمان آشنایی دو نفر با هم و هم بعد از مرحله خواستگاری می‌تونه اتفاق بیفته. به این صورت که ممکنه دو نفر قبل از انجام مراحل رسمی خواستگاری و به‌واسطه آشنایی‌ای که با هم دارند، احساس کنند به هم علاقه‌مند شده‌اند و می‌خوان به یک مشاور مراجعه بکنند و میزان تناسب همدیگر برای ازدواج را بسنجند یا اینکه بعد از مراسم خواستگاری و تصمیم قطعی برای ازدواج، این مشاوره انجام بشه. فرایند مشاوره در هر دو شکل، هیچ تفاوتی نداره و یک فرآیند معمول در همه این مراحل اتفاق میفته.

در مورد عاشق شدن و... چیزی که مهمه اینه که:

  1. مهمه که با دیدی واقع‌بینانه و بالغانه پیش مشاور برید. یعنی مثلاً اینطور نباشه که عاشق و واله شده‌اید، و صرفاً برای اینکه تایید مشاور را هم داشته باشید پیش مشاور برید! و این تایید را اول برای خودتان و بعد برای دیگرانی که شاید مخالف این وصلت باشند به عنوان یک تایید علمی استفاده بکنید. خیر! این مسئله اگر هم محقق بشه، نتایج خوبی برایتان نخواهد داشت.
  2. در مشاوره پیش از ازدواج بسیار مهمه که صادق باشید. اول با خودتان و بعد با مشاور.

در این زمینه اگر اطلاعات بیشتری خواستید، می‌تونید این مقاله۳ را بخونید. خیلی جامع و خوب توضیح داده.

موفق و خوشبخت باشید...

من این لوگوها را دوست دارم:

لوگو یا لوگوتایپ کدام فیلم ایرانی را می‌پسندید؟
زیبا نیست؟
زیبا نیست؟

 

 

لوگو یا لوگوتایپ کدام فیلم ایرانی را می‌پسندید؟
لوگو یا لوگوتایپ کدام فیلم ایرانی را می‌پسندید؟

 

اگر می‌خواهید اطلاعات کامل‌تر و جامع‌تری در مورد اوتیسم به دست بیاورید می‌توانید به لینک زیر مراجعه کنید.

در سایت جریان۸ به صورت مفصل به این موضوع پرداخته‌ام:

همه آنچه باید در مورد اوتیسم بدانید.۹

همچنین می‌تونید این محصول آموزشی۱ را تهیه کنید.