برو به محتوای اصلی

مهدی راش
مهدی راش
۳۲۹
عنواین رو باید دور ریخت!

مدتیه فکر میکنم، که چی مثلا ملت راجع به خودشون مینویسن تو پروفایلشون.
مثلا فلانی میگه توسعه دهنده ی فلان چیزه... آخه پس تیم توسعه‌ی همون(فلان چیز) باید چه بنویسن تو پروفایلاشون.

آیا از مهدی راش سوال دارید؟

همین الآن عضو شو و به صورت ناشناس یا عمومی سوالتو از مهدی راش بپرس!

مهدی راش
مهدی راش،عنواین رو باید دور ریخت!
مهدی راش
مهدی راش،عنواین رو باید دور ریخت!

به نظر من خبر خوبی نیست، خبر بدی هم نیست.

اساسا خریداری شدن یه پلتفرم بزرگ توسط یه کمپانیه بزرگ حس خوبی بهم نمیده و حس میکنم شکل و کلاس رقابت رو عوض میکنن (همونطور که گوگل و فیسبوک و ... عینا نمیخوان از قافله عقب بیوفتن)، صرفا از این روی. البته تا بوده همین بوده، ثروت زیاد و قدرت این شرکت‌ها...!

اما نگرانی‌های توسعه‌دهنده‌ها به نظرم بی‌مورده. مایکروسافت اصطلاحا اینقدرها بچه نیست که بیاد مسیر گیت‌هاب رو از چیزی که جا افتاده تغییر بده و این تلاش بعضی‌ها هم که رفتن سراغ پلتفرم‌های دیگه هم صرفا یه جو کوتاه مدته. اصلا قراری نبود و نیست چیزی تغییر کنه... این هم از سمت گیت‌هاب و هم از سمت مایکروسافت گفته شد.

 

مهدی راش
مهدی راش،عنواین رو باید دور ریخت!

لذت بردم از این سوال، این سوال رو باید فلسفی‌طور جواب داد:
در صورت نبود وسایل: بستگی داره که اون شخص کی باشه، چون من فکر میکنم اگه شخصی باشه که از لحاظ عاطفی خیلی نزدیک باشین باهاش (استخر خصوصی هم مدنظر هست!) حتما مهلت ندارین که به چیزی فکر کنید و میپرید که نجاتش بدین چه شنا بلد باشین چه نباشین (اوه تصورشم ترسناکه)، که خوب طبعا احتمال داره شما هم غرق بشید.

اما اگه شخص غیر باشه، حتما جون خودتون رو مهمتر میدونید البته اگه شنا بلد نباشین! خوب میرید سراغ تیوب و...


البته اینا حرفه من نمیدونم خودم تو این شرایط چیکار میکنم! الان صرفا دارم گمانه‌زنی میکنم.
اما نتیجه این سوال خوبه، چون حدااقل به فکر فرو میبره آدمو که شنارو خوب یاد بگیره... (فقط که استخر نیست...)
و البته اگه تعبیر ما فرای این سوال هم بره، یعنی استخر رو بحران‌های زندگی فرض کنیم، کوتاه بگم باید یاد گرفت که یاد بگیریم خیلی چیزهارو، که غرق نشیم خودمون و لااقل جلوی غرق شدن بقیه رو هم بگیریم، البته باید این حقیقت رو بدونیم که وسایل هم اکثرا نداریم.

مهدی راش
مهدی راش،عنواین رو باید دور ریخت!

مهمترین چیز حفظ آرامشه.
نگرانیه زیاد و تپش قلب هم به هر حال باعث کمبود اکسیژن میشه که اگه افراد دیگه هم باشن بدتر میشه اوضاع.
خوب اگه بخاطر قعطیه برق باشه، احتمالا دکمه زنگ خطر هم کار نکنه، که اگه تلفنتون آنتن نداد با فریاد زدن شاید کسی صدامونو بشنوه و...

اما باز شما باید بقیه رو آروم کنید. 


در کل پرسیدن این سوال‌های کلی به نظرم باز خوبه و تکرار این صحبت‌ها خوبتر.

مهدی راش
مهدی راش،عنواین رو باید دور ریخت!

اولا فکر میکنم مسئله یاد گرفتن یه زبان با مسلط بودن درش کاملا متفاوته.
یعنی اگر شما توی یه کشور غیر‌انگلیسی زبان ساکن هستید حتما همیشه باید در حال تمرین مهارت‌های اصلی باشین (خواندن، نوشتن، صحبت‌‌‌‌‌‌کردن، شنیدن)، چون طبعا اگه مثلا لغاتتون (vocab) در سطح خوبی باشه، شما لزوما زبانتون خوب نیست.
تمام اینها با وجود زندگی شما فرضا، در کشوری غیر انگلیسی زبان، یه پروسه روزانه یا چند روز یکبار هستش که به هر حال وقت‌گیره!
حالا با توجه به این، سوال رو دوباره از خودمون بپرسیم.
خوب لزومش دقیقا باید برای شما مشخص باشه، آیا برای کاره؟ برای علاقه‌ی شخصیه؟ چقدر براتون مهمه؟ آیا وقتش رو دارین؟ (با توجه به اینکه کار خودتون رو دارید و روی انگلیسی دارین وقت هم میذارید).
یادگیری زبان همیشه اولش جذابه اما با گذشت زمان سختی یادگیری یه زبان جدید فقط با همون لزوم ادامه پیدا میکنه.

پاسخ به دلیل قدیمی بودن بایگانی شده.
مهدی راش
مهدی راش،عنواین رو باید دور ریخت!

جواب‌کو: رسیدگی شد.

  1. نصف شب به وقت ایران سایت گاها، response یا دیر میده یا نمیده. و زمانی هم که جوابکو بالا میاد، وقتی بر روی آگاه‌سازی کلیک میکنم، لیست نوتیفیکیشن اصلا نمیاد، این رو چندبار امتحان کردم!
  2. مورد بعدی اینکه زود من لاگ‌اوت میشم... این خصوصا توی موبایل اذیت کنندست/ PWA.
  3. بعد از اینکه نوتیفیکیشن‌ها رو تموم میکنم (0) در title صفحه وجود داره، من صرفا فکر میکنم یطوریه... یعنی کلا حدسم اینکه نباشه منطق بهتری داره.

خسته نباشین. نوشته شده با  ♥ 

مهدی راش
مهدی راش،عنواین رو باید دور ریخت!
نه فارسی رو زیادی پاس بداریم، نه فارسی رو زیادی پاس نداریم. 

این سوال، و کلا مسئله زبان چیز پیچیده‌ای از حیث خود حمایت از زبان، فرهنگ کشور، سیاست کشور و...
به نظر من در مجموع باید موردی نگاه کرد، مثلا استفاده از کلمه رایانه به عنوان مثال، اوایل کلمه‌ی کامپیوتر به مراتب برای همه حس بومی‌تری داشت نسبت به خود کلمه‌ی بومیش، اما رفته رفته کلمه رایانه جا افتاد اما باز نه 100%... مثلا بیایم بگیم 70%، اگه موافقین؟


داستان از این قراره یه سری کلمات 100% جا افتادن، یه سری‌ها 0%، یه سری‌ها هم نصف راه هستن.

حالا شاید این فکر رو بکنید که خوب مسئولیت ما همینه که با استفاده و تکرار جا بندازیمشون. اینم نظریه، اما خوب اگه فرض به آزادی انتخاب باشه:

  • یکی میگه، این حرفا چیه! باید راحت بود! حالا فارسی یا انگیسی یا... مهم اینه منظور گفته بشه.
  • یکی دیگه میگه، زبان یه چیز زنده است، باید آزادش گذاشت تا راه خودشو بره، هر زبانی توی دنیا مقروض از زبان‌های دیگست...
  • یکی دیگه میگه، من تا جایی که میتونم فارسی میگم یه جایی دیگه نشد، همون چیزی که مرسوم هست رو میگم، نمیخوام که مردم بهم بخندن!

    حالا میشه از این سوال به این سوال رسید که آیا واقعا مسئولیت خاصی باید داشت، یا نه؟
    من که نظرم همون جمله‌ی اول این پاسخ بود.
مهدی راش
مهدی راش،عنواین رو باید دور ریخت!

"استارت‌آپ ناب" جدای از درستی معنی کلمه، گویای مساله نیست و به نظرم اشتباهه.

 A lean company or organization does not use too many people or spend too much money, so that there is no waste

با توجه به این توضیح از کمبریج: به شرکتی که از کمترین نیروی انسانی و پول استفاده میکنه...
معنی بهینه در ذهن فارسی زبانان این مفهوم رو میرسونه البته باز ناکامله، چون یه شرکت با افراد زیاد هم میتونه بهینه باشه، پس این یه معادل نسبتا خوبه.
البته میشه به کلمه "استارت‌آپ بصرفه" هم اشاره کرد، که باز درست‌تره.

مهدی راش
مهدی راش،عنواین رو باید دور ریخت!

من همه‌ی پرچم‌هارو واقعا دوست دارم. اما اینا به نظرم زیباترین هستند. یعنی به یه دونه خاص واقعا سخته اشاره کنم. اما به ترتیب 8 تایی رو که خیلی دوست دارم از این قراره:

  1. فنلاند : ترکیب دو رنگ آبی و سفید و طرحش
  2. سیشل: جالبه برام
  3. بریتانیا: خلاقیت در ترکیب پرچم چند کشورش (اتحاد)
  4. یونان: ترکیب دو رنگ آبی و سفید
  5. ارمنستان: بدون دلیل
  6. ژاپن
  7. نائورو: جالبه
  8. سومالی: ترکیب رنگ
مهدی راش
مهدی راش،عنواین رو باید دور ریخت!

همیشه گفته شده "آنکه سررشته‌ی گذشته را در دست دارد، سررشته‌ی آینده نیز به دست اوست". نگاه مثبت و کاربردی به گذشته، در حقیقت نوعی درس گرفتن و پیشرفت محسوب میشود.
اما وقتی از" گذشته تاثیر نگرفتن" صحبت میکنیم، باید اول به چراییش پاسخ دهیم نه به چگونگیش.
به نظر من اگر نگاه ما، نگاه رو به جلو (این خودش کلی صحبت لازم داره) باشد و ایده‌ی ما نسبت به حال و آینده سازنده تعریف شده باشد، همواره میتوان گفت از گذشته تاثیر نگرفتن فرضی اشتباه است.
این مسئله ساعت‌ها صحبت و بررسی نگاه‌ها را لازم دارد. مثلا فرض کنید کسی یکی از دوستان و یا اعضای خانواده‌اش را از دست میدهد. در اینجا گذشته یعنی خاطره یا اتفاقی، خوب تاثیر نگرفتن اینجا به چه معنی‌ی؟ فراموش کردن شخص، یا یادآوری خاطراتش؟ درست و غلط برای چه کسی، چه چیزیست؟

مهدی راش
مهدی راش،عنواین رو باید دور ریخت!

من خودم از طریق یه "لینک پاسخ" با جوابکو آشنا شدم، که فکر میکنم این مدل غیر‌مستقیم به اشتراک‌گذاری لینک‌ها خیلی خوبه.
البته بنده تخصصی در این زمینه (بازاریابی) ندارم.

مهدی راش
مهدی راش،عنواین رو باید دور ریخت!

انسان از دیرباز از چیزهای ناشناخته میترسیده.
جاوا اسکریپت زبان برنامه‌نویسی‌ای بوده که یه جورایی براساس یه سری اتفاق‌ها، پراستفاده‌ترین شده.
حالا دلایل اینکه (شاید) ازش میترسیم یا بدمون میاد:

  • جاوا‌اسکریپت در شی‌گرایی نسبت به زبان‌های دیگه متفاوته.
  • بابت قابلیت non-blocking (که البته این جزو جی‌اس نیست اما مربوط بهش هست) که پیچیده‌ است، از لحاظ ذهنی هرچند پرقدرته.
  • قابلیت‌های این زبان از لحاظ سینتکس هنوز در حال تکمیل و بهتر شدنه.
  • ندونستن درست اصول برنامه‌نویسی (این به جی اس تنها مربوط نمیشه).
  • جاوااسکریپت تنها در مرورگر بکار نمیره (همین یعنی کلی ابزار و روش و داستان درمحیط‌های دیگه مثلا سرور، که واقعا میتونه ترسناک باشه).

نتیجه: با یاد گرفتن این زبان بهش علاقه‌مند میشید و ترس کاملا بی‌معنی میشه، به همین سادگی.

رسیدیم به آخرش!