برو به محتوای اصلی

سعید رهبری
سعید رهبری
۴۰۶
مدیر novin.com

من مدیر وب‌سایت نوین هستم که خدمات بازاریابی و تبلیغات دیجیتال ارائه میده. از طراحی سایت گرفته تا تبلیغات، تولید محتوا، کپی رایتینگ، تبلیغات گوگل، سئو و...

 پیشنهاد می‌کنم اگر به مباحث دیجیتال مارکتینگ و تبلیغات اینترنتی علاقه‌مند هستید، حتماً سری به وبلاگ نوین (novin.blog) و همینطور بخش آکادمی نوین (novin.academy) که شامل ایبوک‌های رایگان، دوره و ...) میشه بزنید.

آیا از سعید رهبری سوال دارید؟

همین الآن عضو شو و به صورت ناشناس یا عمومی سوالتو از سعید رهبری بپرس!

دیجی‌کالا به تازگی توی بخش دیجی‌کالا نکست به شما امکان دریافت بخشی از اطلاعات کسب و کار خودش رو میده. به نظرم حتماً بررسی این مجموعه می‌تونه جذاب باشه.

در مجموع توی ایران 2 ابزار هستن که می‌تونیم ازشون استفاده بکنیم:

  1. اولی keyword planner هست که یکی از ابزارهای هست که درون پنل تبلیغات گوگل (google ads) وجود داره و به شما آماری از تعداد جستجوی یک عبارت و عبارت‌های مشابه اون میده. در حالتی که شما پولی توی حساب نداشته باشید و تبلیغی فعال نباشه، از این ابزار فقط میشه اطلاعات حدودی به دست آورد. مثلا به شما گفته میشه که یک کلمه بین 10 تا 100 یا بین 100 تا 1000 جستجو داره. اما وقتی حساب گوگل ادز شما شارژ داشته باشه، اون وقت اعداد دقیق میشن.
  2. ابزار دومی که وجود داره، kwfinder هست. این ابزار اطلاعات خودش رو از گوگل ادز میگیره، اما محیط ساده‌تر و جذاب‌تری داره، بدون وی پی ان هم کار می‌کنه و مهم‌تر از هر چیز به شما میزان سختی سئو یک کلمه هم میگه. علاوه بر ارائه سختی سئو، یک امکان جذاب دیگه ای که این ابزار داره، scrap کردن کلمات کلیدی هست. این یعنی شما یک کلمه مثل "خرید گوشی" رو به این ابزار میده و خودش تمام پیشنهادهای موتور جستجوی گوگل برای تکمیل این کلمه رو جمع‌آوری می‌کنه. یعنی از حرف الف شروع می‌کنه و تا حرف‌ ی پیش میره و پیشنهادها رو سیو می‌کنه. البته ابزارهای scrapper دیگه ای هم وجود دارن، اما خوبی kwfinder اینه که بعد از اسکرپ کردن، تعداد جستجوی هر کلمه هم بهتون میده.

در کل اما اگر بخوام پیشنهاد بدم، به نظرم سراغ گوگل ادز برید. چرا که با یک تیر دو نشان می‌زنید. هم یک ابزار برای تحقیق کلمات کلیدی دارید، هم تبلیغی دارید که خیلی می‌تونه براتون سودآور باشه. به خصوص که در حال حاضر قیمت ارز خیلی بالا هست و برای خرید اشتراک یک ساله kwfinder حدود 3 میلیون پول باید پرداخت کنید. (البته ما کوپن 20% تخفیف این ابزار رو داریم برای کسانی که علاقه‌مند هستن.). الان چندین شرکت دارن توی ایران پنل گوگل ادز ارائه میدن - از جمله خود ما۴۷ (با لبخند).

راستی تا فراموش نکردم این هم بگم که آمار هر دو ابزار کمتر از واقعیت هست. در واقع گوگل فقط آمار کسایی رو در اختیار ما می‌گذاره که حاضر شدن اطلاعات خودش رو در اختیار گوگل بگذارن. پس تعداد جستجوها ممکنه 5 - 10 برابر چیزی باشه که این ابزارها به ما میگن.

این چه سوالیه؟ به نظرم جواب دادن به این سوال قرار نیست به کسی کمکی کنه و بیشتر جنبه خاله زنک بازی داره. شاید اینکه درباره اهمیّت ظاهر صحبت کنیم مهمتر باشه. مثلاً تا حالا دقت کردید که خوشگل بودن و ظاهر خوب چقدر کار دردناک و سختیه. اینکه ما حاضریم کلی وقت بگذاریم و بریم باشگاه، به خودمون سختی بدیم و توی اتاق solar بخوابیم، حاضر باشیم موهامو با هزار درد و رنج شونه کنیم، دماغ عمل کنیم و... همه اینها هزینه و زمان ما را میگیره و حتی برامون درد میاره. اما با اینحال حاضریم. و به طرز جالبی، این توجه وقتی زیاد میشه، معمولاً از درون آدم‌های خالی‌تری میشیم.

  • حافظ
  • مولانا
  • سعدی
  • ابراهیم گلستان
  • فروغ فرخزاد
  • نیما

عذر می‌خوام اگر یکی اضافه است. خودتون شانسی یکی رو حذف کنید.

 

یکی از مناظره‌های جذابی که الان خاطرم هست، بین دیپاک چوپرا و ریچارد داوکینز بود. بحثشون پیرامون اینه که آیا جهان دارای آگاهی هست یا نه:

https://www.youtube.com/watch?v=BiwLrxPb1fE۶۴

ببخشید، ولی ویدئو فقط در یوتیوب موجود بود.

فکر می‌کنم بهترین ایده اینه که استارتاپ‌های موفق خارجی رو بررسی کنید و ببینید که کدوم ایده می‌تونه در ایران هم موفقیت‌آمیز باشه.

منظور شما ماتریس سوات یا همون SWOT هست.

توی این ماتریس، ما از 4 منظر به بررسی سوژه می‌پردازیم:

  1. نقاط قوت (عوامل داخلی مثبت)
  2. نقاط ضعف (عوامل داخلی منفی)
  3. فرصت‌ها (عوامل خارجی مثبت)
  4. تهدیدها (عوامل خارجی منفی)

در ایران، عبارت تکافت رو به عنوان جایگزینی برای اسم سوات انتخاب کردند. تکافت خودش مخفف توانایی‌ها، کاستی‌ها، فرصت‌ها و تهدید‌هاست.

در مرحله بعد، ما بر اساس تحلیل‌های به دست اومده، یک استراتژی راهبردی طراحی می‌کنیم. این استراتژی به ما کمک می‌کنه که:

  1.  از فرصت‌ها بهترین استفاده رو کنیم.
  2.  تهدیدها رو به بهترین شکل مدیریت و حتی اونها رو به فرصت‌ تبدیل کنیم.

به این ماتریس دوم اصطلاحاً TOWS گفته میشه.

یکی از همکاران من، جدول قابل دانلود SWOT۲۵ رو داخل نوین قرار داده که شامل آموزش، نمونه تکمیل این ماتریس و همینطور 2 جدول برای تکمیل میشه.

سرویس‌هایی هستند که بابت ارزش بیشتری که برای شما ایجاد می‌کنند، هزینه‌ای دریافت می‌کنند. می‌دونم این حرف خیلی کلی هست. اما اجازه بدید بیشتر بازش کنیم:

  1. سرویس‌های ارزش افزودۀ پیامکی، بابت هر پیامکی که برای شما ارسال می‌کنند ازتون مبلغ مشخصی (مثلاً 100 تومان) دریافت می‌کنند. مبلغی که در ازای یک خدمت رسانی پیامکی مثل آموزش زبان انگلیسی، ارسال قیمت‌های ارز به صورت روزانه و... از شما کسر میشه (یا روی قبض اضافه میشه).
  2. سرویس‌های ارزش افزودۀ نسل دوم شامل اپلیکیشن‌های مختلفی میشن که به شما خدمات ارائه میدن و در ازای این خدمات از شما یک هزینه روزانه / ماهیانه کسر می‌کنند (از روی شارژ یا قبض). مثلاً یک سرویس ممکنه به شما دسترسی به کتاب‌های صوتی بده و در ازاش ماهیانه از شما پول بگیره. این سرویس‌ها تقریباً مشابه همون اشتراک ماهیانه معمول هستند، با این تفاوت که خود به خود پول کسر میشه.
  3. سرویس‌های ارزش افزودۀ نسل سوم (این رو من خیلی مطمئن نیستم و فقط شنیدم) مثل آپارات. آپارات با تولید ویدئو برای شما یک ارزش افزوده ایجاد می‌کنه و آیا در ازاش پولی دریافت می‌کنه؟ بله! بابت مصرف هر گیگابایت اینترنت از سمت شما، سرویس‌های ارائه‌دهندۀ اینترنت به آپارات مبلغی پرداخت می‌کنند.

در نهایت توجه داشته باشید که سرویس ارزش افزوده در کل اصلاً چیز بدی نیست و اگر یک درصد نسبت بهش دیدی منفی دارید، به 2 دلیله:

  1. معمولاً ارائه‌دهندگان این سرویس‌ها خیلی به کیفیت توجه ندارند و فقط به فکر سود کوتاه‌مدت خودشون هستند.
  2. نهادهای مسئول، به درستی بر این سرویس‌ها نظارت نمی‌کنند. شاید هم مساله این نیست و بحث سود باز در میون هست. چون بالاخره یک درصدی از درآمد حاصله برای همین نهادهای مسئول مثل مخابرات هست.

حرف اصلی‌ام اینه که نمونه‌های خوب سرویس ارزش افزوده هم کم نیستند.

فال حافظ راست نیست، دروغ هم نیست. فقط فاله. یک ویژگی فوق‌العاده حافظ اینه که توی شعرهای خودش به کمال رسیده و تونسته سطوح مختلف معنا ایجاد بکنه. این یعنی هر کس یک شعر رو بخونه، می‌تونه درکی متفاوت ازش داشته باشه. همین ویژگی هم باعث شده که فال حافظ تبدیل به یک سنت بین ایرانی‌ها بشه. اما باید با خودمون صادق باشیم: ما داریم به صورت کاملاً تصادفی یک صفحه از یک کتاب رو باز می‌کنیم. پس بهتره خیلی این موضوع رو جدی نگیریم و بیشتر به عنوان یک نوع سرگرمی یا شاید محک شانس بهش اتکا کنیم.

هر چیزی میشه. اما مساله اینه که درسته یا نه؟ بگذارید نکته به نکته پیش بریم با هم:

  1. کلاً توی یک صفحه نباید بیشتر از یک تگ H1 داشت. چون موضوع اصلی صفحه هست.
  2. مشابه بودن متن تگ‌ها، نه تنها سودی برای کاربر نداره، بلکه بیشتر گیجش می‌کنه. پس اگر به فکر کاربر هستید، بهتره این کار رو انجام ندید و عناوین رو به نحوی انتخاب کنید که تفاوت بخش‌های مختلف صفحه به خوبی مشخص بشه
  3. مشابه بودن تگ‌ها، سودی برای سئو شما هم نداره. چون به گوگل کمکی نمی‌کنه که موضوع صفحه رو بفهمه و فقط یک چیز رو براش تکرار میکنه.

با توجه به همه اینها، پاسخ سوال شما منفی هست. پیشنهاد می‌کنم اگر دنبال جواب کاملی در این زمینه هستید، مقاله استفاده از هدینگ‌ها۵۳ توی نوین رو مطالعه کنید.

مساله اساسی موفقیت دیجی‌کالا، توی شناسایی درست مشکلات و رفع اونها به صورت اصولی بود. در واقع، دیجی‌کالا اومد تا 2 تا مساله اساسی توی بازار رو حل بکنه:

  1. نبود محتوای درست و مفید برای بررسی محصولات و مقایسه اونها
  2. نبود یک فروشگاه معتبر برای خرید کالاهای اصل

در واقع، خیلی ساده دیجی‌کالا می‌دونست چرا داره کاری که انجام میده رو انجام میده و همین باعث شد که بتونه پیشرفت بکنه. بر خلاف خیلی‌ها که وقتی ازشون بپرسی دلیل پشت راه‌اندازی کسب و کارشون چیه، تنها جوابی که دارن پوله.

ما قبلاً یک مقاله خیلی کامل در مورد دلیل موفقیت دیجی‌کالا۶۷ توی سایتمون نوشتیم. مهم‌تر از اون، به نظرم حتماً این ویدئو سایمون سینک درباره موفقیت و دایره طلایی۶۳ رو ببینید تا کلاً دلیل موفقیت هر کسب و کاری (نه فقط دیجی‌کالا) رو درک کنید.

چون دولت ها متفاوت هستن و هر دولتی میل به قدرت داره؟ 

شما میتونید شماره تلفن این افراد رو به لیست کانتکت ها اضافه کنید

بستگی داره؟ به آدمش، نوع رابطه و شرایط. 

اما معمولا شانس دوباره دادن کار خوبیه. یک داستانی من شنیدم قبلا که خیلی دوست دارم: یکی ۱۰۰ میلیون به یه آقایی میده که کار راه بندازه. اما جواب نمیده و ورشکست میشه. چی کار می کنه؟ این بار ۲۰۰ میلیون بهش میده. چون تجربه کسب کرده و شانس موفقیتش این بار زیاده. به علاوه، با اینکار یک رابطه محکم ایجاد شده که میشه روش حساب کرد.

با خرید hard ssd این مشکل رفع میشه. چون خیلی سریع تره. اما خب با توجه به قیمت ها، شاید بگید این راه خیلی کاربردی نیست.

به عنوان یه راهکار سریع تر، مطمئن بشید فولدر c شما فضای خالی داره

معمولا دلیلش اینه که میخ یا چیز تیزی توی جاده هست. من تا حالا ۲ بار تجربه چنین چیزی رو داشتم.

درگیری زیاد این نسل‌ها با تکنولوژی، تا حد زیادی باعث آینده روشن‌ترشون میشه.

سلیقه کم کم پخته میشه. بحث ما فکر می‌کنم بیشتر سر استعداد باشه که نمیشه گفت دقیقا ذاتیه. بیشتر اینه که تو بچگی بیشتر درگیر چی شده باشی. (تو بچگی مدل یادگیری کلا فرق می‌کنه)

تقریبا ۲۲ سالگی؟

واقعیت برای اینکه سوالتون رو بشه پاسخ داد، هم باید موفقیت رو تعریف کرد و هم هدف رو. همچنین در جهان شخصی خودم، ترجیح اینه که هر روز بهتر شم و هدف صرفا یک انگیزه برای حرکته.