برو به محتوای اصلی

مهدی علیپور (دکتر استارتاپ)
مهدی علیپور (دکتر استارتاپ)
۱٬۳۰۹
مربی استارتاپ ناب - مدیر محصول

مهدی علیپور سخاوی ( دکتر استارتاپ ) کارشناس ارشد کارآفرینی ،گرایش فناوری از دانشگاه تهران است ، مهدی یکی از مربیان ارشد کارآفرینی است و تجربه آموزش دوره های مختلف کارآفرینی با متد آموزشی گام به گام و متد بین المللی SYIB را دارد.او برخلاف خیلی از اساتید کارآفرینی معتقد است که یک استاد و مربی کارآفرینی باید خودش حتما تجربه کارآفرینی داشته باشد ! وی مدت 10 سال است که در حوزه کارآفرینی ( آموزش ، ترویج و راه اندازی کسب و کار ) فعال است. مهدی ، اولین تجربه کارآفرینی خودش را با تاسیس مجموعه غذای سفید ( اولین Health Food ایران ) آغاز کرد.او تجربه راه اندازی دو استارتاپ را داشته است. اولین کسب و کار نوپای وی (استارتاپ) فراکتاب ( آوابوک ) ، که یک کسب و کار دانش بنیان در حوزه نشر دیجیتال می باشد . استارتاپ دوم وی ، با نام میلوژی ، ایده ای کاربردی در حوزه کارآفرینی در حوزه علوم انسانی است .مهدی بواسطه حضورش در اکوسیستم کارآفرینی ایران و سیلیکون ولی ، دوره های حرفه ای زیادی را در زمینه کارآفرینی دیده است.او به تازگی دوره آموزشی کارآفرینی ناب را متناسب با نیازهای جامعه کارآفرینی ایران طراحی و تدوین نموده و قصد دارد این آموزه ها را بصورت بومی شده به جامعه کارآفرینی ایران ارایه دهد.  

موسس وبسایت دکتراستارتاپ ( یکی از سه منبع معتبر آموزش مفاهیم استارتاپی در ایران )

مربی ارشد متد استارتاپ ناب (Lean Startup) از موسسه Lean Stack (آستین تگزاس، آمریکا)

دارنده مدرک مدیریت محصول نوآورانه از مدرسه طراحی محصولات نوآورانه Product School آمریکا

کارشناس ارشد کارآفرینی گرایش فناوری دانشگاه تهران

مربی ارشد کارآفرینی دوره SYIB )سازمان جهانی کار ILO (و دوره گام به گام ( جهاد دانشگاهی )

موسس و هم بنیانگذار استارتاپ های آوابوک و میلوژی


آیا از مهدی علیپور (دکتر استارتاپ) سوال دارید؟

همین الآن عضو شو و به صورت ناشناس یا عمومی سوالتو از مهدی علیپور (دکتر استارتاپ) بپرس!

مهدی علیپور (دکتر استارتاپ)
مهدی علیپور (دکتر استارتاپ)، مربی استارتاپ ناب - مدیر محصول

قبل از پاسخ:

  • آیا شما فرآیند درستی را برای بدست آوردن فیچر‌های MVP خود طی کرده‌اید؟
  • آیا می‌شود با ابزارهایی ساده‌تر راه حل خودتان را بدون نیاز به برنامه‌نویسی ارایه دهید یا خیر؟

جواب رو با فرض اینکه شما مسیر درستی را بابت کشف فیچر‌های یک MVP طی کرده‌اید پاسخ میدم. پس شما تحقیقات رو انجام دادید، مشکل را اعتبار سنجی کردید، بعدش راه حل رو اعتبار سنجی کردین و حالا میخواهید اولین MVP خود را بسازید.

خدمت شما عرض کنم که دو رویکرد وجود دارد:

رویکرد شماره 1: هیچگاه Core value خود را Outsource (برونسپاری نکنید) ! این مورد باید همیشه داخل مجموعه و توسط اعضای تیم انجام شود، مثلا یک الگوریتم ویژه، یا یک راهکار چند لایه، یا یک معماری خاص نرم افزاری و... (شما میتونید مواردی مثل طراحی، و بخش‌هایی از موارد مورد نیاز را برون سپاری کنید ولی نه کل داستان رو)، بالاخره اگر استارتاپ رو به موفقیت باشد شما نیاز دارید که یک تیم متعهد و متخصص داشته باشید، اومدیم و MVP شما مورد استقبال قرار گرفت و فریلنسر مربوطه حاضر به ادامه همکاری نشه، آنگاه چه خواهید کرد؟

نکته مهم: هدف از ارایه MVP ارایه ارزش، یادگیری از مشتری، اعمال تغییرات بر اساس نیازهای وی و ارایه نسخه جدید است، پس شما نیاز به فریلنسر مربوطه دارید... و بهتره یک تیم داشته باشید، یک هم بنیانگذار فنی.

رویکرد شماره 2: آقا بزار ببینیم اصلا چی میشه! بعد تصمیم میگیریم. این روش در مورد استارتاپ‌های محتوا محور که پیچیدگی فنی بالایی ندارند، ایرادی ندارد، مثلا فرض کنید شما یک سبک آموزشی جدید رو دارید ارایه میدید، خوب اصل داستان و Core value شما محتوا است نه بستر ارایه آن ( اپلیکیشن موبایل ).پس ایرادی نداره بخش فنی رو واگذار بکنید.

نظر شخصی: به دلیل تعهد پایین افراد، مسایل اخلاقی و ... پیشنهاد می‌کنم یک نفر مطمئن رو که از چندین فیلتر رد شده رو انتخاب کنید، حالا یا بعنوان کو فاندر یا بعنوان فریلنسر، کار سختی هست ولی نشدنی نیست! من خودم الان استک‌های فنی رو کاملا وارد هستم و سعی می‌کنم یک مشاور فنی داشته باشم که کارها سریعتر انجام بشه! و اگر طرف از نظرم توانمندی خوبی داشت و تعهد بالایی داشت بعنوان کوفاندر وارد کار می‌کنمش.

متاسفانه تعهد نیروی فنی، اخلاقیات، توهماتشون و... چالش‌های زیادی را به همراه دارد.

مهدی علیپور (دکتر استارتاپ)
مهدی علیپور (دکتر استارتاپ)، مربی استارتاپ ناب - مدیر محصول

من در ادامه تجربه شخصی خودم رو اینجا میزارم.

مشاغل آی تی (همه رشته‌ها، از برنامه نویسی گرفته تا طراحی محصول و...) و مشاغل مرتبط با نگهداری از سالمندان یه جورایی پر‌درآمد‌ترین مشاغل در آمریکا هستند (وکالت هم هست البته).

برای متخصصین آی تی پیشنهاد من کالیفرنیا و تگزاس هست، یه جورایی مراکز و هاب‌های کارآفرینی فناوری محور هستند.

کالیفرنیا:

Bay Area و سیلیکون ولی: اگر خیلی کارتون درسته اینجا برید، اگر مهاجر هستید طبیعتا در مشاغل مدیریتی کار سخت پیدا می‌کنید، چون شدیدا سابقه و عقبه شما مهم است و چون سابقه‌ای در آمریکا ندارید سخته، ولی بعنوان برنامه نویس خیلی خوب می‌تونید کار پیدا کنید (البته برنامه نویسی اینجا و دیسیپلین هاشون با ایران خیلی فرق می‌کنه) - مثلا در اینجا اگر یک ابزار اوپن سورس درست و حسابی نوشته باشین سه سوته استخدامین!

سانتا مونیا: سیلیکون بیچ: اینجا رقابت کمتر، سرمایه بیشتره و میتونید حتی در رده‌های مدیریتی هم کار پیدا کنید.

تگزاس 

آستین: اینجا خیلی خیلی خوبه، هم زندگی ارزونه هم رقابت خوبه و هم اینکه جدیدترین تکنولوژی‌ها اول اینجا پایلوت میشه، بعد همه‌گیر میشه‌، مخصوصا تکنولوژی‌های زیرساختی مثل شبکه.

حقوق:

برنامه نویس معمولی (نه مبتندی) از 75 هزار تا 100 هزار دلار در سال، البته بستگی به موقعیت فرق می‌کنه. مثلا در سانتا مونیکا 75 هزار دلار (اجاره آپارتمان 2000 دلار) - همین برنامه نویس در سیلیکون ولی با 99 هزار دلار ( اجاره آپارتمان 3000 دلار ).

طراحی تجربه کاربری از 65 هزار دلار شروع میشه.

مدیر پروژه، اسکرام مستر (از 70 هزار دلار شروع میشه)

دوست داشتین تو وبلاگ من بخش سفرنامه۴۳ رو بخونین.

مهدی علیپور (دکتر استارتاپ)
مهدی علیپور (دکتر استارتاپ)، مربی استارتاپ ناب - مدیر محصول

قبل از پاسخ دادن به این سئوال جالبه به یک نکته اشاره کنم:

آیا شما تا به حال کتابی بومی در زمینه کار تیمی ایرانی‌ها دیده‌اید؟

جواب: اکثر کتاب‌های موجود در بازار (شاید بشه گفت تمامی) به صورت ترجمه می‌باشند. چطور موضوعی که رابطه مستقیم با فرهنگ ما دارد را بشود نسخه خارجی برایش تدوین کرد؟ 

بزرگترین مسئله مربوط به مسایل فرهنگی ما می‌شود که ریشه در تاریخ و دوران کودکی ما دارد. شما شاید ۱۰‌ها تکنیک کار تیمی، شیوه مدیریت کارها (کانبان، اسکرام و...) را استفاده کنید ولی ممکن است نتیجه مناسبی نگیرید، چرا؟ چون این‌ها ابزار و چارچوب‌هایی هستند که نیاز به فرهنگی خاص برای استفاده دارند. 

عمده چالش‌های کارتیمی بواسطه مشکلات فرهنگی ما عبارتند از:

  • حسادت (در مطلبی۲۶ مفصل به بحث حسادت و ریشه‌های آن پرداختم)
  • عدم مسئولیت‌پذیری
  • عدم اعتقاد به مکتوب کردن کارها
  • همه چیز دانی ما
  • عدم انتقادپذیری
  • دورویی و ریا (رک نبودن و شفاف نبودن)
  • خودمحوری (همین بحث شاگرد اولی و دومی در آموزش پرورش این خصیصه را در ما پروراند)

(منبع این مشکلات اجتماعی و فرهنگی - کتاب جامعه‌شناسی خودمانی)

عمده چالش‌های کار تیمی بواسطه عدم سیستم‌سازی:

بواسطه حضور در آمریکا و مشاهده‌گری تیم‌های موفق استارتاپی و حضور و فعالیت بعنوان کارآموز در شتابدهنده‌های اینجا یک چیز برام خیلی جالب بود و اون حضور روح یک سیستم قوی است. 

اینجا همه فرآیند‌ها تثبیت شده و سیستمی شده است، شما یک رئیس دارید و تعدادی هم تیمی که مسئولیت رهبری آنها را بعهده دارید، باید به رئیس پاسخگو باشید و از تیم تحت رهبری خود خروجی بخواهید. همه به این سیستم اعتقاد دارند و جزییات و گام‌ها کاملا شفاف تعیین شده است.

بعبارتی : 

هدف تیم مشخص است، استراتژی مشخص است، تاکتیک‌ها مشخص است، همه چیز عددی شده و میتوان فهمید که تیم چگونه پیش می‌رود و کاملا بهره‌وری قابل اندازه‌گیری است.

پس این چند چالش دیگر رو میتوان بر اساس این توضیحات نیز به چالش‌های کار تیمی در ایران اضافه کرد:

  • عدم وجود یک سیستم شفاف و روان (راه‌اندازی این سیستم خودش داستانیه)
  • عدم مشخص بودن اهداف، وظایف، تکنیک‌ها و...
  • نبود Single Responsible Person یا SRP
  • نبود یک سیستم مشخص اندازه‌گیری (عدم وجود سنجه‌های کلیدی جهت رصد کردن پیشرفت کارهای تیم)

امیدوارم این توضیحات کاربردی و مفید بوده باشه.

مهدی علیپور (دکتر استارتاپ)
مهدی علیپور (دکتر استارتاپ)، مربی استارتاپ ناب - مدیر محصول

ارایه بهترین نسخه و ورژن از خودم!

همه ما یکسری پتانسیل و باگ داریم. در کنار همه اهداف ظاهری و مادی (که خیلی هم خوب و مورد نیاز است) من شخصا سعی میکنم که پتانسیل‌هامو یکی یکی اکتیو کنم و از طرفی باگ‌هامو بشناسم و سعی کنم ریشه‌یابی کنم و اگر بشه رفع کنم.

یه جورایی هر ماه باید یک ریلیز و نسخه بهتر از خودم ارایه بدم...البته بعضی وقتا نمیشه ولی سعی میکنم که بشه.

خلاصه اقا یک بکلاگ (لیستی از ویژگی‌ها و فیچرها و باگ‌ها) برای خودم تهیه کردم و سعی میکنم روشون کار کنم.

در راستای ارایه این نسخه بهینه کلی هدف مالی و کاری و شخصی هم تعریف میشه. ولی مهمترینش همینی بود که گفتم. ارایه یک نسخه بهینه از خودم.

مهدی علیپور (دکتر استارتاپ)
مهدی علیپور (دکتر استارتاپ)، مربی استارتاپ ناب - مدیر محصول

بایست!

نگاه کن، مرور کن، شاید داری اشتباه میری...

چرا به نتیجه نمیرسی... با خودت رک و روراست باش. دقیقا دلیلش چیه... دلیل کم‌کاری تو هست یا...

اصلا تو این کاره هستی... رو چیز درستی دست گذاشتی.

۵ بار این پرسش رو از خودت بپرس...چرا نمیشه...چرا...ببین ریشه‌شو میتونی پیدا کنی...

نکته: حتما از کسی که او به چیزی که تو میخوای رسیده راهنمایی بگیر. خیلی میتونه کمکت کنه. بالاخره یک نفری باید مسیر تو رو رفته باشه.

مهدی علیپور (دکتر استارتاپ)
مهدی علیپور (دکتر استارتاپ)، مربی استارتاپ ناب - مدیر محصول

کوچ شماره ۱: فتوشاپ به adobe xd: سرعت بالا،  سادگی و تخصصی بودن این نرم‌افزار برای طراحان تجربه کاربری و امکانات فوق‌العاده و امکان نصب روی pc

کوچ شماره ۲: از ورد به google doc: آنلاین بودن و در دسترس بودن و امکان کار گروهی

کوچ شماره ۳: ترلو به تسکولو: به دلیل تاریخ شمسی

کوچ شماره ۴: pc به مک: به دلیل کنجکاوی (فعلا) 

کوچ شماره ۵: سوئیچ از پایتون به پلتفرم‌های جاوا اسکریپتی: به دلیل اینکه طبق تحقیقات ظاهرا آینده روشنی دارن

کوچ شماره ۶: بیخیال شدن وب استورم و سوئیچ کردن به microsoft code: سبک ساده و سرعت بالا

مهدی علیپور (دکتر استارتاپ)
مهدی علیپور (دکتر استارتاپ)، مربی استارتاپ ناب - مدیر محصول

کتاب زندگی‌نامه زیاده، کتاب‌های جذاب بین‌المللی. ولی من ترجیح میدم کتابی رو بخونم که مرتبط با چارچوب زندگی ما در ایران و فرهنگ خودمون باشه. 

من کتاب استاد عشق (زندگی‌نامه پورفسور حسابی) رو پیشنهاد میدم.

انصافا کتاب تاثیرگذاریه به چند دلیل:

ایرانی هست.

عاشق وطنش هست.

دنیا دیده بوده.

زندگی پر از چالش و مشکلاتی رو داشته که همه ما یه جورایی با یه نسخه از اون مواجه هستیم.

نکته: خوندن زندگی الون ماسک، یا مثلا آقای X و... اینا خوبه، حاوی نکات آموزنده زیادی هست، ولی یه چیزی کم داره، اونم اینه که مال جامعه ما نیست، متن جامعه‌اش با متن جامعه ما فرق داره!

مهدی علیپور (دکتر استارتاپ)
مهدی علیپور (دکتر استارتاپ)، مربی استارتاپ ناب - مدیر محصول

ببینید برای این کار یک سوال اساسی باید بپرسید:

دلیل اصلی داوطلب شدن شما چیست؟ چرا می‌خواهید در این کار با من داوطلبانه کار کنید.

پاسخ به این سوال بسیار مهم است، ببینید فرد چه پاسخی می‌دهد.

تکنیک 5 چرا: در مرحله بعد، یعنی بعد از اینکه طرف پاسخ داد (که معمولا پاسخ اولیه پاسخی سطحی است و دلیل اصلی نمی‌باشد) با پرسیدن سوال چرا می‌تونید به دلایل اصلی داوطلب شدن او پی ببرید و براش عوامل انگیزشی رو تامین کنید:

مثال: آقا من دوست دارم داوطلبانه در نوشتن کتاب به شما کمک کنم.

سوال: چرا آخه؟

جواب: می‌خوام تجربه کسب کنم.

سوال: چرا می‌خوای تجربه کسب کنی، چرا با نوشتن کتاب آخه؟

جواب: راستش فکر می‌کنم نوشتن کتاب راه مناسبی است برای معرفی خودم در کنار شما! 

سوال: مممم چرا... چرا می‌خوای خودت رو معرفی کنی؟

جواب: احساس می‌کنم توانمند هستم و دوست دارم افراد منو بیشتر بشناسن تا بتونم خدمات بدم و درآمد کسب کنم...

و...

همونطور که می‌بینید، اگر این فرد مورد نظر با شما همکاری کنه ولی شما اسمشو مثلا در کتابتون نیارید و یا احساس کنه که دیده نمیشه، بی‌انگیزه میشه! 

درسته که گفته می‌خواد تجربه کسب کنه ولی در اصل دلش می‌خواد دیده بشه! هیچ اشکالی هم نداره، مهم اینه که شما اینو بدونید و خودش هم اینو بدونه و با خودش رو راست باشه! مشکلی که ما ایرانی‌ها داریم اینه که نه با خودمون رو راستیم نه با دیگران.

امیدوارم مفید واقع شده باشه.

مهدی علیپور (دکتر استارتاپ)
مهدی علیپور (دکتر استارتاپ)، مربی استارتاپ ناب - مدیر محصول

ببینید من منظور شما رو از ریاضیات این در نظر می‌گیرم و جوابمو می‌نویسم: توان طراحی راه حل (الگوریتم) و حل مسئله.

این مهارت یکی از مهارت‌های اساسی است که تفاوت شما رو با یک برنامه‌نویس معمولی مشخص میکنه. کسی که توان حل مسئله با استفاده از الگوریتم‌های مناسب که پایه‌اش ریاضی است رو داشته باشه، در آینده بسیار مورد نیاز هست.

جالبه بدونید که در آمریکا یکسری دوره هست برای افرادی که بدون دانشگاه رفتن به برنامه‌نویسی روی آوردن، در این دوره‌ها مبانی ریاضی و الگوریتم‌نویسی، با رویکرد حل مسائل واقعی بهشون آموزش داده میشه!

ولی شاید در عمل بواسطه کتابخانه‌ها و قطعه کد‌های آماده خیلی نیاز به بکار گیری ریاضی نداشته باشید (منظورم در پروژه‌های تجاری معمول است) ولی در کل یک مهارت نرم و بسیار کاربردی است.

نکته: بر اساس تجربه کاریم به شدت اینو احساس کردم که نسل جدید برنامه‌نویسان (مخصوصا در ایران) دچار افت شدید در توان حل مسئله شده‌اند و این در آینده یک چالش جدی برای نیروی فنی خواهد بود.

مهدی علیپور (دکتر استارتاپ)
مهدی علیپور (دکتر استارتاپ)، مربی استارتاپ ناب - مدیر محصول

برای پاسخ دادن به این سوال باید موفقیت رو تشریح کرد: منظور شما از موفقیت چیست؟ معیار موفقیت چیست؟ برخی معیار‌های موفقیت ظاهری و گمراه‌کننده هستند، برخی دیگه معیار‌های درست و واقعی‌تری هستند.

مسئله بعدی استیج استارتاپ هست. ما استارتاپ‌ها را چطور و در چه مرحله‌ای قراره مقایسه کنیم که بگیم کدومش موفق‌تر هست.

چند نکته:

رتبه آوردن در چند رویداد و شو کارآفرینی دلیلی بر موفقیت نیست. این نکته رو خیلی بهش توجه داشته باشید، ظاهرا این چند وقته خیلی این موضوع در ایران داغ شده. استارتاپی در همه مسابقه‌ها حضور دارد و رتبه می‌آورد و سرمایه میگیرد، خوب است، ولی واقعا این استارتاپ دوام می‌آورد یا نه؟

بگذریم... من با چند تا کسب و کار که خودم چند وقتی هست زیر نظر دارمشون خیلی حال می‌کنم که اینجا می‌نویسم...

جوابکو: شیوه بازاریابی، رشد ارگانیک و ارایه فیچر‌های جدیدش خیلی خوبه، تنها نگرانیم در موردشون اینه که زودتر به مدل درآمدی برسن ولی خیلی خوب دارن پیش میرن!

ویرگول: اینها هم دقیقا مثل جوابکو دارن پیش میرن و سرعت رشدشون خوبه!

فرانش رو دوست دارم چون کورس‌های خودم رو روی این بستر ارایه دادم و از همون روزهای اول کنارشون بودم رشدشونو بواسطه فروش دوره‌های استارتاپی‌ام خیلی خوب دیدم...

رایچت هم خوب دارن پیش میرن، آهسته و با کیفیت.

بچه‌های سبک تو رو هم دوست دارم تغییرات جالبی از زمان شروع کارشون رخ داده و به نظرم مسیر درستی رو دارن پیش میرن!

مهدی علیپور (دکتر استارتاپ)
مهدی علیپور (دکتر استارتاپ)، مربی استارتاپ ناب - مدیر محصول

بعنوان یک عاشق فیلم‌های ترسناک نظرمو میدم:

فیلم ایرانی:

فیلم خارجی:

  • سری طالع نحس رو که قطعا همه فکر کنم باهاش موافق هستن، ارایه یکسری مستندات تاریخی در این فیلم واقعی بودن اونو بیشتر میکنه و باورپذیرتر میشه.
  • نوع چهارم یا the fourth Kind - توضیحات۵: در مورد این فقط این نکته رو بگم که بر اساس یک داستان واقعی هست و در بخش‌هایی از فیلم، صفحه به دو قسمت تقسیم میشه، یک قسمت فیلم واقعی اتفاق هست (بر اساس دوربین‌ها) و قسمت دیگر صفحه فیلم بازسازی شده اون هست که خیلی جالبه.
  • سری Alien هم خوبه، زمان خودش باحال بود.
  • فیلم جن‌گیر : فقط بواسطه نوستالژی بودنش و اینکه زمانی که بچه بودیم و دیدیم هیجان خودشو داشت، ولی کلا رتبه خوبی در بین علاقه‌مندان داره.
  • پروژه جادوگر منطقه بلیر یا  blair witch project بواسطه اینکه یکی از کم‌خرج‌ترین و متفاوت‌ترین نوع ژانر ترسناک بود هم پیشنهاد میشه! خوبه.
  • مستند سفر به ماورا‌الطبیعه۳۰ هم در نوع خودش جالبه و پر از هیجان.
  • فیلم کابوس۷ (کابوس در خیابان الم) هم در نوع خودش خیلی خوبه! 
  • فیلم کلبه وحشت (The Evil Dead) هم بد نیست.

مورد دیگه‌ای یادم بیاد اضافه می‌کنم.

مهدی علیپور (دکتر استارتاپ)
مهدی علیپور (دکتر استارتاپ)، مربی استارتاپ ناب - مدیر محصول

یکی از بهترین محتواهای کاربردی روانشناسی که واقعا متناسب با فضای کسب و کار ایران هست، محتواهایی هست که دکتر شیری ارایه کرده، خانه توانگری۴۳.

به شدت این موارد توصیه میشه، درسته که کمی قیمتش بالاست ولی انصافا ارزش داره.

اینجا۳۷ رو ببینید.

مجموعه شخصیت سالمتر من (مخصوصا بخش تله بی‌ارزشی و کمال‌طلبی منفی رو من گرفتم انصافا ارزشمنده).

در مورد ازدواج قطعا محتوای ازدواج مثبت پیشنهاد میشه!

در مورد نبوغ عاطفی، قطعا محتوای رهایی از مهرطلبی پیشنهاد میشه!

دکتر شیری، بیان جالب، کاربردی و به روزی داره که متناسب با فضا و حال امروز جامعه ایرانیه!

مهدی علیپور (دکتر استارتاپ)
مهدی علیپور (دکتر استارتاپ)، مربی استارتاپ ناب - مدیر محصول

سوال رو باید کمی شفاف‌تر بیان کرد.

همه افراد منظور همه اعضای اصلی هست، یا منظور تیم استارتاپی؟

ببینید، اگر منظور همه موسسین است، بله قطعا باید همه از آمار و ارقام مطلع باشن به این صورت:

هر هفته، هر دو هفته یا انتهای هر اسپرینت اجرایی باید (تاکید می‌کنم باید) جلسه‌ای گذاشته بشه و تمامی متریک‌ها و KPI‌ها مورد بررسی قرار بگیره و نتایج تحلیل بشه، تصمیم‌گیری‌ها بر اساس اون انجام بشه و دوباره در بازه زمانی بعدی مورد تحلیل قرار بگیره.

اینکه حالا چه KPI‌هایی باید در نظر گرفته بشه رو پیشنهاد میدم این پست‌های منو در دکتر استارتاپ بخونید:

چگونه عیار استارتاپ خود را بسنجیم؟ قسمت اول۳۰

چگونه عیار استارتاپ خود را بسنجیم؟ قسمت دوم۲۰

چگونه عیار استارتاپ خود را بسنجیم؟ قسمت سوم-مثال‌های کاربردی۳۱

علاوه بر این مرور این آمار توسط اعضای تیم میتونه هم انگیزه بده و هم اونها رو جدی‌تر کنه!

یادتون باشه که چیزی که در قالب عدد تعریف نشه، قابل بهبود و پیگیری هم نیست (نظر شخصی من).

ولی یه موقع هست که شما یک کارمند دارید در حوزه روابط عمومی، به نظر من بهترین سیاست اینه که به هر شخص اطلاعاتی رو بدید که بهش نیاز داره، نه بیشتر نه کمتر، دلیل نداره این شخص از میزان ریزش شما یا درصد رشد درآمد شما خبردار بشه، ولی باید بدونه که بازدید سایت، میزان فروش در هفته‌ای که کمپین ایجاد شده و... چقدر بوده.

از اونجایی که جامعه استارتاپی کمی متوهم هست و هنوز مشکلات فرهنگی زیاد داریم، همین مورد رو رعایت کنید بد نیست. به اعضایی که غیر از تیم اصلی هستند، اطلاعاتی رو بدهید که برای کارشون و مرور روند بهبود عملکردشون نیاز هست، نه بیشتر، نه کمتر.

پیشنهاد می‌کنم حتما در مورد OKR مطالعه کنید، در این زمینه خیلی میتونه کمک کنه!

مهدی علیپور (دکتر استارتاپ)
مهدی علیپور (دکتر استارتاپ)، مربی استارتاپ ناب - مدیر محصول

پاسخ رو بعنوان کسی که گرین‌کارت داره و در حال ارزیابی بین موندن تو آمریکا یا ایران هست میدم:

ببینید این نکته که ارزش داره مهاجرت یا نه، بستگی به اهداف شما، شخصیت شما و برنامه زندگی شما داره.

قبل از ادامه بحث، پیشنهاد میدم حتما کتاب سفرنامه اونور آبی رو بخونید، انصافا تجربه‌نگاری بسیار درست و ارزشمندی انجام شده است.

یکی از مهمترین فاکتورهای شما برای مهاجرت سن هست، مثلا من الان در سن 36 سالگی آمدم اینجا، خوب اول که کلی گشتم و کلی کلاس و کارگاه رفتم و خودم رو آپدیت کردم، انصافا دانسته‌ها و تجربیاتی که شما در اینجا کسب می‌کنید در ایران واقعا ممکنه اصلا شرایطش پیش نیاد و واقعا ارزشمنده.

ببینید شما برای اینکه در یک جا ریشه بگیرید باید 5 سال حداقل زندگی کنید، 2-3 سال اول همه چیز براتون جذابه واقعیت سال 5ام مشخص میشه! 

در آمریکا سطح کار بسیار حرفه‌ای و تخصصی است، تجربه ایران رو به هیچ وجه قبول ندارن، البته منظورم در حوزه‌های مدیریتی هست، ولی در حوزه برنامه‌نویسی اوکی هست، چون زبان برنامه‌نویسی همه جا یکی است (بماند که برنامه‌نویسان اینجا هم سیستمشون واقعا حرفه‌ای هست).

اگر یک شغل خوب پیدا کنید و استخدام بشید و از زندگی کارمندی خوشتون بیاد خوبه، میتونید یه زندگی آروم رو داشته باشید (البته اینجا واقعا باید کار کنید و اصلا مثل ایران نیست)!

من شخصا تصمیم گرفتم، اول تصمیم به راه‌اندازی استارتاپم بکنم (خیلی کله‌شق و ریسکیه اینکار ولی من این تصمیم رو گرفتم)، واقعیتش با یکی از کارآفرینای موفق اینجا که تو حوزه آی‌تی صحبت کردم، گفت مهدی چقدر میتونی از جیب بخوری، گفتم تا 9 ماه، گفت ببین، تجربه کن فضای کارآفرینی اینجا رو بعد اگر حال نکردی برو استخدام شو! راستش منم از خدا خواسته پذیرفتم این ریسک رو و دارم تجربه‌اش می‌کنم الان! تو یک شتابدهنده پذیرش گرفتم و عجیب دارم کار می‌کنم! ببینیم حالا چی میشه!

در کل به نظر من احساس مفید بودن و رضایت شخصی در زندگی خیلی مهمه و تا الان فکر می‌کنم در ایران موثرتر میتونم باشم و این حس برام اونجا بیشتره، برای همین باید ببینم تجربه کارآفرینی چی میشه، چون اینم باحاله! 9 ماهه دیگه نظرمو باز آپدیت می‌کنم.

مهدی علیپور (دکتر استارتاپ)
مهدی علیپور (دکتر استارتاپ)، مربی استارتاپ ناب - مدیر محصول

این موارد رو بر اساس تجربه راه‌اندازی دو استارتاپ و مشاوره‌ها میگم، بیشترش بر اساس تجربه است:

1- قبل از راه‌اندازی استارتاپ به این فکر کنید، آقا اصلا چرا میخوام یک کسب و کار راه بندازم؟ که چی بشه؟ این چرایی خیلی مهم هست، پول، شهرت، انجام یک ماموریت انسانی، بجاگذاری یک اثر ماندگار و...

2- با هم‌بنیانگذارتون پیرامون این موضوع که هدف اون چی هست صحبت کنید، تعریف اون از موفقیت ببینید چیه، و ببینید چقدر این تعاریف با هم همخوانی داره.

نکته: من در دوره کارآفرینی ناب۳۱ این دو گام رو در قالب یک فاز مهم به نام فاز Self-discovery معرفی کردم.

3-همه چیز را مکتوب کنید، بین خودتان تصمیمات رو مکتوب و صورت جلسه داشته باشید (آقا کی حوصله داره تایپ کنه، اول اگر حوصله ندارید سراغ استارتاپ زدن نرید، دوم اینکه یک راه ساده وجود داره، یک کانال تلگرام ایجاد کنید، خصوصی و برای خودتان، خلاصه تصمیمات رو به صورت صوتی یا تصویری در اون منتشر کنید تا همیشه سابقه تصمیمات رو داشته باشید).

4- لطفا فرآیند Customer Development رو کامل طی کنید، اعتبارسنجی مشکل خیلی مهمه، هر یک ساعتی که روی این موضوع وقت بزارید باعث 10ها ساعت صرفه‌جویی در آینده خواهد شد.

5- بدونید که اگر استارتاپ زدید، علاوه بر هم‌بنیانگذارانتون، همسر و خانوادشون هم یه جورایی شریک شما هستند، مشکلات و اتفاقات زندگی اونها در روند استارتاپتون تاثیر داره، پس پذیرای این مسائل باشید! (طرف عاشق میشه، طلاق میگیره، پدرش ممکنه مریض بشه و...) در جریان این موضوع باشید خلاصه!

6- اول کار شرکت ثبت نکنید، ولی اگر میتونید بعد از یه مدتی حتما یه قرار داد حقوقی Founders Agreement  ببندید، برای این موضوع شده هزینه کنید.

7- روز اول به فکر لوگو نباشید! اول ببینید مردم محصول شما رو میخوان یا نه!

8- تله‌ای وجود داره به نام تله بلوغ زودرس! یعنی چی: هنوز 100 تا کاربر هم ندارید، ولی به فکر طراحی زیرساختی برای پاسخگویی به 100 کاربر همزمان هستید.

9-عالی دشمن خوبه، دچار تله ایده‌آل‌گرایی نشید، اگر محصولی خطا نداشته باشه، یعنی اینکه زمان زیادی رو از بازار عقب موندین! 

10- روزهای اول (تا قبل از Product market fit) شلوغ‌کاری نکنید! تبلیغات زیاد نکنید!

11- سرمایه برای روزهای اول سم هست برای شما! تمرکز کنید روی فرآیند توسعه مشتری.

12-فرآیند سرمایه‌گذاری 3 الی 6 ماه طول میکشه، حواستون باشه، کلی باهاتون جلسه میزارن و علافی زیاد داره، بدونین که چه زمانی این کار رو بکنید.

13-خواهشا از بوم ناب به جای بوم مدل کسب و کار استفاده کنید.

14- از همون روز اول متریک‌های درست انتخاب کنید (تعداد کاربران ثبت نامی مهمه ولی مهمتر از اون میزان درگیر بودن کاربران با سایت شما، علاقه به راه حل شما و پرداخت پول یا عملی که مد نظر شما هست مهمتری).

15- در روزهای اول دنبال حضور در نمایشگاه و مصاحبه و شلوغ‌کاری نرید، جایزه گرفتن از وزیر و وکیل و حضور در روزنامه X خیلی برای شما آورده نداره (قراره کسب و کار راه بندازیم، اول ببینید کشش از سمت بازار وجود داره بعد حرکت‌های شلوغ کاریتونو شروع کنید).

16- دنبال افرادی بگردین که ایده، روش و راهکارتون رو نقد کنن، اینا بهتر از کسایی هستن که به به و چه چه می‌کنن! ببینید برای نقدها جوابی دارید یا نه، خیلی خیلی فکر کنید.

17- تعادل رو در زندگی فردی و روابطتتون برقرار کنید (اعتیاد به کار باعث نشه روابطتتون خراب بشه، من شخصا این رو تجربه کردم).

18- سلامتی که باز به تعادل برمیگرده رو هم مدنظر داشته باشین، کار سخته، نیاز به توان بالایی داره، نشه که مثل من از کمر درد و قند رنج ببرید (به دلیل شیوه و سبک زندگی و تغذیه اشتباه، البته بماند از وقتی آمدم آمریکا لایف استایل رو تغییر دادم ولی واقعا این مورد رو جدی بگیرید).

19-مشاور و افراد مدعی زیاد میان سراغتون یا شما میرین سراغشون، بهترین محک برای انتخاب یک منتور ایناست:

طرف تا به حال کارآفرینی کرده (نمونه موفق یا شکست خورده)؟

طرف دقیقا چی کار قراره بکنه براتون؟! چه دلیلی داره برای پیشنهاداتش؟

طرف همش تو رویدادهاست (بنده خودم مدتی در رویدادهای کل ایران شرکت می‌کردم و این کاره‌ام ولی حضور در رویدادها بعد از مدتی شما رو راکد می‌کنه یادتون باشه)؟ یا نه کار دیگه هم میکنه (مطلبی بنویسه، شرکتی داشته باشه و...)؟

20-به رزومه افرادی که استخدام میکنید خیلی امیدوار نباشید، ازشون بخواهید که در یک دوره آزمایشی یکی از چالش‌های واقعی کسب و کار شما رو براش راهکار بدن، اگر دیدین خوب از این آزمایش بیرون آمدن بعدا استخدام کنید (بماند که اصلا نیروی کاری نیست که بخواهید استخدام کنید).

21-بعنوان موسس استارتاپ تا یه مدتی همه کار انجام بدید، از پشتیبانی بگیرید تا آشنایی با مباحث فنی، از اسکرام گرفته تا طراحی تجربه کاربری و تا موقعی که خودتون میتونید کار دیگران رو انجام بدید (در روزهای اولیه راه‌اندازی) کسی رو استخدام نکنید! 

22- روش انتقاد درست رو یاد بگیرید و سعی کنید چیزی تو دلتون نمونه و به هم‌تیمی‌هاتون انتقال بدید، به روش درست.

23- در روزهای اول اگر بتونید کنار هم کار کنید خوبه، حضوری و کنار هم باشید بهتر از اینه که ریموت کار کنید .

این لیست رو به تدریج بروز میکنم و اگر بشه یه دسته‌بندی هم براش انجام میدم!

مهدی علیپور (دکتر استارتاپ)
مهدی علیپور (دکتر استارتاپ)، مربی استارتاپ ناب - مدیر محصول

موضوع را در دوگام با هم بررسی می‌کنیم:

گام 1:

به این سوالات فکر کنید:

آیا گزینه‌های دیگری برای همکاری وجود دارند؟

آیا شما میدانید که اصلا فرد جدید و یا عضو جدید چه کارهایی را باید انجام بدهد؟

آیا اگر الان یک نفر بیاید، شما میدانید که باید چطور قراردادی با وی ببندید؟

(یادتون باشه قرار نیست یک اشتباه رو دوباره تکرار کنید)

اگر جواب موارد بالا مثبته، یعنی کسی رو سراغ دارید و میدونید ازش چی دقیقا میخواهید و شرح کارهای اون 90 درصد مشخصه و میتونید موارد رو رو کاغذ بیارید. برید سراغ گام 2.

گام 2:

با این فرد و دوستتون موارد رو متذکر بشید و در قالب درد‌و‌دل و شرح وضعیت کاملا منطقی موارد رو تشریح کنید و از اون بخواهید که راه حل ارایه بده! یادتون باشه، اخلاقیات خیلی مهمتر از سود است، صورت مسئله را با وی مطرح کنید و ازش راه حل بخواهید:

مثلا: علیرضا بهره‌وری تیم پایینه و داریم ضرر می‌کنیم، میتونیم یه نفر رو بیاریم که...

نظره تو چیه؟ این موارد و شرایط تو کمی سرعت رو کند کرده (البته من باشم نرم‌تر می‌گم، بستگی به میزان صمیمیت شما داره). راه حل بده... چون بالاخره زحمت زیادی کشیده شده...

و ببینید چه نظری داره، بهش فرصت بدید، شاید توانمندی‌های دیگری داشته باشه که بشه از اونها در جای دیگه استفاده کرد...

و در نهایت اگر هیچ راه حل دیگری نبود منطقا باید جدا بشید. میتونید با هم یه قول و قرار‌هایی بزارید بواسطه تلاش‌هایی که طرف کرده.

در کل: سعی کنید همیشه مواردی رو مکتوب داشته باشید، این مشکلی هست که خیلی از استارتاپ‌ها دارن !

وظایف شما چیست، وظایف طرف چیست، این وظایف رو در یک فایل ورد بنویسید و هر از چند گاهی به روزش کنید (با نظر همدیگه).

پیشنهاد: کتاب جامعه‌شناسی خودمانی رو حتما مطالعه کنید! (چرا؟ توضیحش طولانیه، خوب چیزیه بهتون کمک می‌کنه).

مهدی علیپور (دکتر استارتاپ)
مهدی علیپور (دکتر استارتاپ)، مربی استارتاپ ناب - مدیر محصول

تعریف موفقیت برای هر فرد متفاوت است! مشکل ما و جامعه ما این است که موفقیت را بر اساس نرم جامعه میسنجیم! و این اشتباه است!

مهمترین سنجه موفقیت به نظر من میزان رضایت درونی خودتان از خودتان هست، اینکه بدونید با چی حال می‌کنید و لذت میبرید و اینکه آیا امروز، کاری که دارید انجام میدهید در راستای ایجاد رضایت هست یا خیر؟

یه جورایی تفکر ناب داشته باشید، آیا ما امروز در حال وقت تلف کردن هستیم یا نه، در حال گام برداشتن به سوی مواردی که باعث رضایت درونی ما میشه! 

اینقدر این تعریف موفقیت اهمیت داره که باید در جاهای مختلف مورد بررسی قرار بگیره:

1- موقع تاسیس یک استارتاپ: آقا تعریف شما و هم‌بنیانگذارتون از موفقیت باید یکی باشه!

2- موقع ازدواج: آقا ما قراره به هم کمک کنیم تا هر دومون احساس موفقیت کنیم، آیا موفقیت از نظر ما یکسان هست یا نه؟ چون این در آینده تعارض ایجاد میکنه!

و خیلی جاهای دیگه!

در کل: خودتو بشناس، بر اساس درون و ارزش‌هات سنجه‌هاتو مشخص کن! قرار نیست کپی بشیم از دیگران، یه بار قراره زندگی کنیم و بریم مرحله بعد! پس تا جایی که میتونی یه سفر درونی رو آغاز کن ببین فازت چیه، هدفگذاری کن و برو جلو!

مهدی علیپور (دکتر استارتاپ)
مهدی علیپور (دکتر استارتاپ)، مربی استارتاپ ناب - مدیر محصول

ببینید این بستگی خیلی زیادی به شتابدهنده مربوطه داره.

یک تم کلی در بین ایرانی‌ها هست که میگن: ای آقا، مگه قراره اینجا چی به ما بدن، خودمون که همه این کارها رو میتونیم بکنیم و بلدیم! حیف نیست درصدی رو واگذار کنیم؟

واقعیت اینه که من اعتقاد دارم که اگر شرایط و خدمات یک شتابدهنده مناسب باشه به شدت پیشنهاد میشه که در این برنامه‌ها حضور پیدا کنید. ببینید ارزش یک شتابدهنده:

 اولا به اینه که تا به حال چه کار کرده؟ کدوم شرکت‌ها از دلش بیرون آمدن؟ 

دوما: برنامه شتابدهی‌اش چقدر موثر بوده؟ چقدر در ایران کاربردی بوده؟ 

سوم: منتورهاش چه افرادی هستند؟

چهارم: چقدر به شبکه سرمایه‌گذارها وصل هستند؟

واقعیت اینه که من الان که آمدم آمریکا، جذب یک شتابدهنده شدم، سال پیش کارآموزی کردم، امسال رفتم گفتم بزار بریم داخل این شتابدهنده...تنها دلیلش هم این بود:

توسعه شبکه اجتماعی بین‌المللی خودم و رسیدن به سرمایه‌گذار، روزهای اول فکر نمی‌کردم که چیزی بیشتر از این بخوام! فرآیندها رو فکر می‌کردم همه رو فوت و از برم! دیگه بالاخره مدتی هست که دارم با متد ناب کار می‌کنم، تو استارتاپ‌های خودم تجربه‌اش رو دارم و...

ولی در واقعیت، چنان برنامه شتابدهی اینجا پر کار و عجیب غریبه که پدرم در اومده ولی راضی هستم، چون کار با استانداردهای اینجا داره انجام میشه! کسی هم شوخی نداره! 

خلاصه من نظر شخصیم اینه که حتما برید وارد فرآیند شتابدهی بشید، بهتون نظم و برنامه میده! 

در بین شتابدهنده‌های ایرانی واقعیت، من خروجی رو ملاک قرار می‌دم! فکر می‌کنم برنامه آواتک بواسطه تجربه‌ای که تو این مدت داشته خوبه! 

میتونید با کمپانی‌هایی که ازش بیرون آمدن هم صحبت کنید و راستی‌آزمایی کنید ببینید چطوریاست!

مهدی علیپور (دکتر استارتاپ)
مهدی علیپور (دکتر استارتاپ)، مربی استارتاپ ناب - مدیر محصول

اولا اینکه مطمئن باشیم که ماموریتی داریم.

ماموریت من:

ارایه بهترین نسخه از خودم به دنیا! هر ماه یک ورژن جدیدتر و بهتر! 

توضیحات: ببینید هر کدوم از ما یکسری توانایی‌هایی داریم که خداوند در وجود ما قرارداده، این توانایی‌ها از حالت بالقوه باید بالفعل بشن! و این بالفعل شدن باعث میشه که شما خودتون با خودتون حال کنید و رضایتتون از زندگی بیشتر بشه! مهمترین حس و حال در زندگی اینه که رضایت داشته باشی! رضایت کی حاصل میشه، وقتی اونی که تواناییشو داری بشی! یا بعبارتی توانایی‌هاتو بالفعل کنی! 

من با به اشتراک‌گذاری دانش حال می‌کنم، و فکر می‌کنم مهمترین ماموریتم انتقال چیزهایی که یاد می‌گیرم به دیگران هست! این کار رو وقتی انجام میدم خیلی حال می‌کنم، مخصوصا وقتی طرف میاد میگه آقا دمت گرم، خیلی بدردم خورد. راه‌اندازی وبلاگ۲۷ و تولید ویدیو ۵۳و به اشتراک‌گذاری تجربه ۲۹تو آمریکا و ایران و... نوشتن کتاب۲۸، همه و همه بهم حال میده و رضایتم رو بالا میبره. 

این وبسایت جوابکو هم خوراکه این تیپ آدم‌هاست! 

مهدی علیپور (دکتر استارتاپ)
مهدی علیپور (دکتر استارتاپ)، مربی استارتاپ ناب - مدیر محصول

این کار را ما در مورد بیش از 20 استارتاپی که در حال طی کردن مراحل اولیه و رسیدن به Product Market Fit هستند در قالب یک کتاب ۸۲انجام دادیم. مطالعه موردی یا کیس استادی انصافا یکی از بهترین روش‌های آموزشی هست.

ما یک محتوای بومی ۸۲تالیف کردیم که آموزه‌های بین‌المللی رو در قالب مثال‌های بومی و تجربیات موسسین داخلی با رویکرد بازار ایران به خواننده منتقل می‌کنه که امیدواریم مورد استقبال قرار بگیره.

اولا خوشحال میشیم نظر شما رو هم داشته باشیم و ثانیا اینکه ما یه سری برنامه‌های بین‌المللی داریم که قراره این کیس‌ها رو ترجمه کنیم. البته رویکرد کتاب بحث‌های مدل‌های درآمدی و مدل‌های کسب و کار هست. خوشحال میشیم در این زمینه با هم مذاکراتی داشته باشیم. تمرکز کتاب بیشتر بر روی بوم مدل کسب و کار، بوم ناب و انواع مدل‌های درآمدی و آرکتایب‌های کسب و کار هست.

البته کیس‌های مطرح شده در کتاب مربوط به یونیکورن‌های ایرانی نمیشن، مربوط به طیف متنوعی از استارتاپ‌ها میشن که امید داریم در آینده رشد خوبی داشته باشن.