برو به محتوای اصلی

فراز اسکندری
فراز اسکندری
۱۴۵
کارشناس ارشد

 

آیا از فراز اسکندری سوال دارید؟

همین الآن عضو شو و به صورت ناشناس یا عمومی سوالتو از فراز اسکندری بپرس!

زمانی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا پیام توییتری تهدیدآمیز را خطاب به حسن روحانی همتای ایرانی خود منتشر کرد، چه در ذهن او می‌گذشت. شاید حتی خود ترامپ نیز این موضوع را نداند. احتمال دارد که ترامپ خیال تغییر رژیم را در ایران داشته باشد، یا در نظر دارد بازی شطرنجی را که با کره‌شمالی انجام داد تکرارکند؛ ایجاد یک بحران در مرحله نخست توسط خود او و سپس برگزاری یک نشست نمایشی تا بتواند در قامت یک دولتمرد برجسته ظاهر شود. ممکن است هر یک از این سناریوها رخ بدهد که البته در هر دو صورت آمریکا را در شرایط بدتری نسبت به حالتی قرار می‌دهد که در برجام باقی می‌ماند. به گزارش گروه اقتصاد۴ بین‌الملل روزنامه «دنیای‌اقتصاد» ایلان گولدنبرگ، مدیربرنامه خاورمیانه۵ مرکز امنیت آمریکای نوین در مطلبی با طرح سناریو‌های محتمل ترامپ در قبال ایران در پایگاه خبری «اسلیت» نوشت: «مسیری که احتمالا ترامپ در پیش خواهد گرفت به‌سوی تقابل (نظامی) است. سیاست‌های ایران به ترامپ این اجازه را نمی‌دهد که با ایران۴ به مصالحه دست یابد حتی اگر این هدفی باشد که مدنظر ترامپ است. حسن روحانی۱۰ توافق‌هسته‌ای ایران را نقطه کانونی ریاست‌جمهوری خود قرارداد و از زمان خروج آمریکا از برجام او هدف انتقادات از سوی مخالفان توافق ‌هسته‌ای با آمریکا قرارگرفته است. اگر او تصمیم بگیرد تا با فردی که از برجام خارج شده و تحریم‌های هسته‌ای را علیه کشورش بازگردانده است دیدار کند، تحت شدیدترین انتقادات قرار خواهد گرفت.»

آشفتگی‌های اخیر به شکل ملموسی بر زندگی روزمره مردم تاثیر گذاشته است و افزایش روز به روز قیمت‌ها موجب سردرگمی آنها شده است. اگرچه دولت تلاش می‌کند با سیاست‌های کنترلی از افزایش قیمت کالاهای اساسی جلوگیری کند اما در بسیاری از بخش‌ها به ویژه مسکن، خودرو و کالاهای وارداتی قیمت‌ها افزایش چشمگیری داشته و خواهد داشت.

متأسفانه با وجود شرایط موجود، آینده اقتصادی سختی در انتظار ایران است، اگر این روندهایی که در حوزه سیاست آغاز گشته است ادامه داشته باشد اقتصاد ایران به طور عمومی نیز وارد رکود خواهد شد. البته اقتصاد ایران نیز با مشکلات ساختاری بسیاری مواجه است که به طور مثال می‌توان به بحران شبکه بانکی، بدهی‌های دولت، موج شدید افزایش نقدینگی، رشد شدید تورم و کاهش ارزش ریال و افزایش بیکاری در سالهای اخیر در کنار بحرانهای سیاسی کشور اشاره کرد، در مجموع این عوامل به عنوان بنیان‌های اقتصادی یک کشور، ایران را وارد فضای تازه و بد اقتصادی خواهد کرد.

با وجود شرایط موجود آینده اقتصادی سختی در انتظار ایران است، اگر  روندهایی که در حوزه سیاست آغاز گشته است ادامه داشته باشند اقتصاد ایران به طور عمومی نیز وارد رکود خواهد شد. البته اقتصاد ایران نیز با مشکلات ساختاری بسیاری مواجه است که به طور مثال می‌توان به بحران شبکه بانکی، بدهی‌های دولت، موج شدید افزایش نقدینگی در سالهای اخیر در کنار بحرانهای سیاسی کشور اشاره کرد، در مجموع این عوامل به عنوان بنیان‌های اقتصادی یک کشور، متأسفانه ایران را وارد فضای تازه و بد اقتصادی خواهد کرد.

قانون جذب در فلسفهٔ اندیشه نوین۵، باوری است که طبق آن با تمرکز بر افکار منفی یا مثبت، مردم می‌توانند تجربه‌های مثبت یا منفی را به زندگی خویش وارد آورند و آن را تجربه کنند. این باور بر اساس ایده‌ای است که مردم و افکارشان هر دو از «انرژی خالص» ساخته شده‌اند و از طریق فرایند «انرژی‌های همانند، همدیگر را جذب می‌کنند» شخص می‌تواند سلامت، رفاه و روابط شخصی خویش را ارتقا بخشد.

باور به فرضیه جذب مبتنی بر این ایده است که مردم و افکارشان از «انرژی خالص» ساخته شده‌اند، و از آنجا که «انرژی‌های مشابه یکدیگر را جذب می‌کنند»، شخص می‌تواند با «افکار مثبت» سلامتی، ثروت و ارتباطات فردی‌اش را بهبود بخشد.

هواداران پارادایم ذهن-قدرت عموماً تکنیک‌های تجدید شناختی را با تاییدها و تجسم خلاقانه ترکیب می‌کنند تا افکار «منفی» و خود تخریب‌گر را محدود سازند و افکار «مثبت» و سازگارانه را جایگزین آن نمایند. مولفهٔ کلیدی این فلسفه این است که به منظور تغییر مؤثر الگوهای فکری منفی یک نفر، شخص باید احساس کند که (از طریق تجسم خلاقانه) مایل است این تغییرات رخ دهند. ترکیب افکار مثبت و احساسات مثبت به شخص اجازه می‌دهد تا از طریق قانون انرژیک «پیشنهادی»، تجارب و فرصت‌های مثبت را «جذب» نماید. قانون جذب هیچ اساس علمی ندارد و به عنوان شبه علم۶ مورد خطاب قرار گرفته‌است.

 مطالعات صورت گرفته نشان می‌دهد برخی خودروها که استفاده از بنزین سوپر در آن‌ها اجباری نیست شاید با استفاده از این نوع سوخت شاهد بهبود مصرف سوخت و پرفورمنس در شرایط رانندگی خاصی باشند.

رسیدیم به آخرش!