برو به محتوای اصلی

خاطره

آیا در مورد خاطره سوال دارید؟

همین الآن عضو شو و به صورت ناشناس یا عمومی سوالتو درباره خاطره بپرس!

خب وقتی به تعداد خانوادم آبشار روشن کردیم و البته آبشارا دور آتیش بودن و لبخند رو لب همه‌مون بود :)

۲
نیک ،

فکر کنم تو 17 یا 18سالگیم بود که تو یه مسابقه که جایزش سفر به پارس جنوبی بود برنده شدم و اولین سفر هواییم به عسلویه بود و فکر میکردم اونجا کوه نداره. هنگام فرود هواپیما بشدت به نوک قله‌های تیزی که در پیش‌بینی‌هام نبود نزدیک شد و من نزدیک بود ناخودآ... (بیشتر)

۲
مهدی صابری منش ، سرپرست برنامه ریزی نگهداری و تعمیرات - متخصص کدینگ کالا (مهندسی صنایع - تکنولوژی صنعتی، کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی)

تو فرودگاه مشهد ساعت‌ها منتظر پرواز تهران بودیم. کاسه صبر همه لبریز شده بود و صدای همه بلند شده بود. چیزی حدود 4 ساعت از زمان قانونی پرواز گذشته بود و حتی خبری از مسافرگیری هواپیما نبود. با پرس و جو‌های زیاد مشخص شد هواپیمایی که قراره ما رو به تهرا... (بیشتر)

۵
نیلوفر رعدپارسا ، دانشجوی طراحی صنعتی

با طرح این پرسش بیشتر انتظار میره که بحث بر این باشه که چقدر این انتظار شما یا خود من برآورد میشود. در کل اینکه ما مورد هجوم اطلاعات هستیم (پدیده‌ای به نام Digital Overload) در پی آن پست‌های باارزش در ورطه‌ی محتویات کم‌ارزش قرار می‌گیرند؛ ماندگاری ... (بیشتر)

۴

برای دیدن بازی نساجی و راه آهن به تهران رفتم و جشن صعود گرفتیم.

۳
محسن ،

اول بگم که بنده دانشجوی دانشگاه علمی‌کاربردی در رشته‌ی فناوری اطلاعات بودم. خودم اعتراف می‌کنم این دانشگاه از لحاظ درجه‌ی علمی بسیار پایین است و بیشتر، افراد شاغل و کسانی که فقط مدرک تحصیلی می‌خواهند در آن ثبت نام می‌کنند.

بنده دارای ضریب هوشی متوسط... (بیشتر)

۷
حجت مردانه زاده ، بنیان گذار افزونه ها دات کام - طراح و توسعه دهنده سیستمهای متن باز

بنده رشته مهندسی منابع طبیعی گرایش جنگلداری در دانشگاه گیلان (زادگاه و محل سکونت فعلیم) خوندم. این رشته دوره‌های زیادش و در فازهای مختلف نیاز به ورود به عرصه جنگلی داره. در ترم‌های مختلف و برای دروس مختلف بلااستثنا برای دروس تخصصی خودمون هر ترم برا... (بیشتر)

۱۵
حفصه احراری ، متخصص گردشگری - علی بابا

برای من جالب‌ترینش وقتی بود که توی ترانزیت فرودگاه دبی، وقتی فهمیدم دوستم هنوز به پرواز نرسیده و گیت داره بسته میشه با وجود اینکه جلو گیت ایستاده بودم گفتم من هم سوار نمیشم. مسئول گیت قبول نمیکرد و بارها تماس گرفت با مدیراش که این خانم اینجاست و سو... (بیشتر)

۱۴
ناشناس

یک سال چهارشنبه‌سوری رفتیم خونه خاله‌م که تو شماله. همه همسایه‌ها تو کوچه جمع شده بودن، از پیر تا جوون. آتیش روشن کردیم، هر کسی هم یه چیزی با خودش آورده بود. یکی آش درست کرده بود، یکی کیک آورده بود، یکی شیرینی خونگی درست کرده بود، خلاشه اینکه یه جش... (بیشتر)

۹

 برای تیم 6 نفره‌مون پرواز داخلی شانگهای تا پکن بیزنس‌کلاس رزرو شده بود. نفری 1500 دلار! رفتم کارت پرواز گرفتم و سوار شدیم اما به محض سوار شدن دیدم چیزی که به اسم بیزنس‌کلاس بما فروختن در واقع صندلی‌های ردیف جلو هستش! حتی پرده هم بین ما و اکون... (بیشتر)

۱۱
👤 Top Contributors