برو به محتوای اصلی
مزدک صدقی
مدیر مارکتینگ و شبکه‌های اجتماعی
۵ ماه پیش پرسیده شده

جنگ چریکی به چه معناست؟

من کجام؟ اینجا کجاست؟

در جوابکو می‌تونید در مورد هر موضوعی سوال کنید، به سوالای بقیه جواب بدید و تجربتون رو به اشتراک بگذارید!

سهیل قهرمانی
مشاور دیجیتال‌مارکتینگ و توسعه کسب‌و‌کار

پارتیزان به رزمنده جنگ چریکی می‌گویند.
پارتیزان واژه‌ای فرانسوی و برگرفته از قوم پارت در دوره حکومت اشکانیان در ایران است که به روش نامنظم با دشمنانشان مبارزه می‌کردند. یکی از معروف‌ترین فرماندهان پارتی سورنا بود که با این روش جنگی توانست سپاه بزرگ روم به رهبری کراسوس را شکست دهد. به این ترتیب که چابک‌سواران ورزیده در قالب گروه‌های کوچک در زمان و مکانی که موجب غافلگیری دشمن شود به گونه‌ای برق‌آسا بر دشمن تاخته و سپس می‌گریختند. مزیت این نحوه عملکرد در آن بود که دشمن غافلگیر می‌شد و ابتکار عمل را از دست می‌داد در نتیجه تلفات افراد خودی به حداقل می‌رسید و در مواردی که پارتی‌ها را تعقیب می‌کردند امکان محاصره و در دام انداختن دشمن فراهم می‌شد. دیگر اینکه به دلیل مشخص نبودن زمان و مکان این یورش‌ها، سپاهیان دشمن دائما در تشویش روانی به سر می‌بردند.

شناخته‌شده‌ترین جنگ‌های پارتیزانی در جنگ جهانی دوم بود که مردمان سرزمین‌های اشغالی به دست آلمانی‌ها رو به نبردهای پارتیزانی آوردند. پارتیزان‌ها دارای نظم یک سرباز ارتشی نیستند و برای آرمان ویژه‌ای نبرد می‌کنند. در نبردهایشان کمتر نشانی از سامانه‌های به روز ارتش‌ها می‌توان دید. بیشتر آماج ایشان آزار دشمن و زخم زدن به آنان است. بیشتر رویه پارتیزانهای پدافندی است تا تازشی. در معنی انگلیسی این واژه، به شمشیر بلند و بُرّان و پیرو متعصب نیز اشاره شده‌است.

جنگ پارتیزانی یا جنگ چریکی یکی از انواع جنگ‌های نامنظم است که در آن گروه کوچکی از افراد مسلح با استفاده از تاکتیک‌های نظامی کمین، هجوم ناگهانی، غافل‌گیری و جابجایی سریع به یک هدف نظامی آسیب‌پذیر یا یک واحد نظامی بزرگ‌تر حمله‌ور شده و بلافاصله صحنه نبرد را ترک می‌کنند.

نتیجه تصویری برای ‪ernesto che guevara‬‏

شیوهٔ جنگ‌های پارتیزانی از شیوه‌های بسیار قدیمی جنگی است. در دوران معاصر افرادی چون ارنستو چه گوارا، مصطفی چمران، احمد شاه مسعود، کارلوس ماریگلا، مائو زدونگ، وندل فرتیگ، رژی دبره، وو نوین جیاپ و چند تن دیگر را از شاخص‌ترین نظریه پردازان و متفکرین مبارزات پارتیزانی می‌دانند.

Mostafa Chamran.jpg

جنگ چریکی سابقه‌ای طولانی در تاریخ دارد. اولین نمونهٔ آن متعلق به قوم پارت ایران است که به فرماندهی سردار ایرانی سورنا و با سپاهی ۱۰ هزار نفره در جنگ حران سپاه ۴۵ هزار نفرهٔ روم را شکست داد. آمریکایی‌ها در جنگ استقلال خود علیه نیروهای بریتانیایی شیوه‌های جنگ چریکی را به کار گرفتند و توانستند کشوری را که به اعتقاد بسیاری صاحب قویترین نیروی نظامی دنیا بود، وادار به پذیرش استقلال خود کنند. در قرن بیستم هم چریک‌های کمونیست با موفقیت از این شیوه علیه نیروهای فرانسوی و آمریکایی مستقر در ویتنام بهره بردند. 

هرچند جنگ‌های چریکی معمولاً در مناطق کوهستانی یا جنگلی انجام می‌شوند اما نیروهای عرب ملهم از لورنس عربستان به رهبری ملک فیصل از محیطهای بیابانی برای نبرد موفقیت‌آمیزی علیه نیروهای قویتر ترکیه در جنگ جهانی اول بهره بردند. 

در جنگ جهانی دوم نیز گروه‌های چریکی در فرانسه و نقاط دیگر دنیا در مقابل نیروهای آلمان نازی مقاومت کردند. معروفترین جنگ‌های چریکی دوران مدرن نبردهایی هستند که به تغییر دائمی حکومت‌های چین، ویتنام و کوبا منجر شدند. چریک‌های کمونیست چینی به رهبری مائو پس از جنگ جهانی دوم بر مخالفان خود چیره شده و قدرت را در پرجمعیت‌ترین کشور دنیا به دست گرفتند. در ویتنام نیز کمونیست‌های ویت‌مین به رهبری هوشی مینه و سپس چریک‌های ویت‌کنگ موفق شدند تا نیروهای فرانسوی و سپس آمریکایی را وادار به خروج از ویتنام کنند. در کوبا نیز فیدل کاسترو و ارنستو چه گوارا در یک جنگ چریکی سه ساله موفق به سرنگونی حکومت فولخنسیو باتیستا در سال ۱۹۵۹ شدند. و در افغانستان گروه مجاهدین جنگ‌های چریکی در یک مدت کوتاه توانستن روس اشغالگر (کمونیست‌ها) را همراه حامیانشان (خلق و پرچم) از افغانستان خارج نمایند. 

مبارزه آنها تأثیر زیادی بر گروه‌های چریکی گذاشت. آنها معتقد بود که نیروهای مردمی می‌توانند در جنگ با ارتش به پیروزی برسند و لازم نیست منتظر ماند تا همه شرایط برای وقوع انقلاب آماده شود، بلکه با قیام می‌توان این شرایط را ایجاد کرد. 

مقاومت الجزایر (علیه فرانسه که از ۱۹۵۴ آغاز شد) و قبرس (ملی‌گرایان یونانی علیه بریتانیایی‌ها در اواخر دهه ۱۹۵۰) از دیگر جنبش‌های ملی‌گرایی بودند که ریشه در جنبش‌های مقاومت چریکی داشتند. 

گروه‌های چریکی هرچند خود را به عنوان یک جبهه مردمی به تصویر می‌کشند اما در بسیاری موارد پس از به قدرت رسیدن به پاکسازی‌های خونین دست زده و جمعیت‌های محلی که در گذشته به حکومت سابق وفادار بودند را از بین می‌برند. خمرهای سرخ به رهبری پول پوت در همین چارچوب دو میلیون کامبوجی را به قتل رساندند. 

جنگ چریکی و تروریسم 

این بخش به هیچ منبع و مرجعی استناد نمی‌کند. لطفاً با افزودن یادکرد به منابع قابل اعتماد برطبق اصول تأییدپذیری و شیوه‌نامهٔ ارجاع به منابع، به بهبود این بخش کمک کنید. مطالب بدون منبع ممکن است به چالش کشیده و حذف شوند. 
مباحثات زیادی در مورد اشتراکات تاکتیک‌های چریکی و تاکتیک‌های تروریستی مطرح شده‌است. تعریف مرز دقیقی برای تمایز میان این دو گروه ساده نیست. بیشتر مورخین معتقدند که از نظر تاکتیک‌های جنگی نمی‌توان تمایزی در نظر گرفت و به جای آن بایستی به ارتباط میان گروه‌های مخالف و اهداف انتخاب شده توجه کرد. هرچند استثناهای زیادی در این مورد وجود دارد اما به‌طور کلی تروریست‌ها یک دیدگاه اقلیت یا افراطی را نمایندگی می‌کنند و به اهداف حکومتی، نظامی و غیرنظامی حمله می‌کنند. نیروهای چریکی به‌طور کلی جنبش مردمی وسیعتری را نمایندگی کرده و نیروهای حکومتی یا ارتش‌های اشغالگر را هدف قرار می‌کنند. یک عنصر کلیدی در تمایز گروه‌های چریکی از دیگر نیروهایی که از شیوه‌های مشابه آن‌ها استفاده می‌کنند، این است که گروه‌های چریکی اغلب مورد حمایت مردم محلی هستند. 

جنگ چریکی به چه معناست؟

از نظر حقوق بین‌الملل گروه‌های چریکی بر خلاف گروه‌های تروریستی، در صورتی که از لباس متحدالشکل یا نماد مشخصی استفاده کنند، بر اساس قواعد کنوانسیون ژنو به عنوان جنگجو طبقه‌بندی خواهند شد. هرچند در بسیاری از موارد ملاحظات سیاسی یا جغرافیایی باعث می‌شود تا یک گروه خاص به عنوان سازمان تروریستی یا نیروی چریکی یا جنگجوی آزادی نامیده شود.