برو به محتوای اصلی
ناشناس
۷ ماه پیش پرسیده شده

احساسات و انواع آن کدامند؟

من کجام؟ اینجا کجاست؟

در جوابکو می‌تونید در مورد هر موضوعی سوال کنید، به سوالای بقیه جواب بدید و تجربتون رو به اشتراک بگذارید!

پویا عبدی
مشاور روانشناس

بی‌حس بودن

وقتی نمی‌دانیم چه احساسی داریم از خودمان دور می‌شویم و در روابطمان، صمیمیت را از دست می‌دهیم. با گذشت زمان نادیده گرفتن احساساتمان را اطرافیانمان در رابطه متوجه می‌شوند و این موضوع همیشه دوری به بار می‌آورد.

وقتی که احساساتمان را نادیده می‌گیریم رفتارهای ناکارآمد را در پیش می‌گیریم و سازگاریمان با محیط و اطرافیان لطمه خواهد خورد. افرادی که نمی‌دانند چه احساسی دارند نمی‌دانند چه می‌خواهند.

شناخت احساسات

با آگاهی از احساسمان می‌توانیم آنها را ادراک و تجربه کنیم؛ در آنها تامل کنیم، ابرازشان کنیم و به سمت رفتار و ارتباطات سالم‌تر برویم. برای دست‌یابی به شناخت احساس لازم است تغییرات فیزیولوژیکی که در بدنمان اتفاق میافتد را بشناسیم تجربه کنیم. مهم است که هنگام بروز احساس آنها را سرکوب نکنیم و به صورت اصیل هر آنچه در ما می‌گذرد را تحمل کنیم.

شیوه صحیح شناخت احساسات

برای شناخت احساسات اول باید بدانیم در برابر چه محرکی این حس بروز پیدا کرد. ناکامی، فقدان و از دست دادن، آزار دیدن و غیره.

علائم و تغییرات بدنی‌مان را برای هرکدام از احساسات بشناسیم.

هنگام بروز هیجان به صورت ذهنی از نام درست احساس آگاه باشیم. شادی، خشم، ترس و غیره.

هر احساس با رفتار بخصوصی بروز پیدا می‌کند. تمایل رفتاری هر کدام از احساسات را بشناسیم.

کارکرد و فایده هر کدام از احساسات را بشناسیم.

تشخیص احساسات

در ادامه علائم فیزیولوژی و روانی هر کدام از احساسات آورده شده است تا بتواند در هنگام بروز این احساسات آن‌ها را بهتر تشخیص دهید:

احساس غم

هنگامیکه فرد مورد علاقه‌مان را به هر دلیلی از دست می‌دهیم محرک از دست دادن و ناکامی ست. علائم فیزیولوژیکی بغض، سنگینی قفسه سینه، بدن به حالت استندبای در می‌آید. یعنی تمایل به صرف انرژی و فعالیت ندارد و انگار نمی‌خواهد روشن باشد. تمایل رفتاریمان احتمالا گریه کردن و منزوی شدن است. کارکرد این هیجان جذب تجربه فقدان در ساختار زندگی. به عبارتی دیگر اتفاقات دردناک محیط را در طول زمان با ساختار زندگیمان منطبق می‌کنیم. اینها وجوه مختلف احساس غم است. احساسات دیگر هم وجوه شناختی رفتاری و فیزیولوژیکی مختص به خودش را دارد.

احساس خشم یا همان عصبانیت

محرک این احساس ناکامی‌ست. زمانی که خواسته یا برنامه‌های ما با بن‌بست و مانع روبه رو می‌شود هیجان مربوطه خشم است. در ارتباط با انسان‌های دیگر این احساس را زیاد تجربه می‌کنیم. در این شرایط معمولا تن صدایمان تغییر می‌کند، عمود و راست مینشینیم و انرژی زیادی وارد دست‌هایمان می‌شود. تمایل رفتاری عصبانیت تلاش برای از بین بردن مانع و ناکامیست. کارکرد و فایده خشم بهبود و شناخت بیشتر در روابط است. احتمالا با هر بار بحث و گفتگوی بالغانه در شرایط هیجان خشم از شرایط خودمان و شرایط مقابل آگاهی بیشتری پیدا می‌کنیم و این آگاهی در صورت ادامه داشتم آن رابطه به بهبود بیشتر آن کمک می‌کند.

احساس نفرت یا انزجار

محرک حس نفرت و انزجار معمولا موقعیتی‌ست که در آن مورد آزار و اذیت قرار گرفته‌ایم یا به هر شکلی به حریم ما تجاوز شده است. تغییرات بدنی آن گر گرفتن است و همچنین انرژی از سمت شکم به بالا می‌آید. در این شرایط تمایل رفتاری ما نابودی و تخریب منبع آسیب‌رسان است و اساسا کارکرد آن هم همین است.اما مهم است که در رابطه با هیجان موضوعی را بخاطر داشته باشیم که این هیجان طبیعت خطرآفرینی دارد و در تجربه آن باید آگاه باشیم.

اساسا از بین بردن و یا آسیب رساندن به منبع آزاررسان موجب از بین رفتن احساس نفرت در فرد نمی‌شود. باید بتوانیم این احساس را با تمام تغییرات بدنی همراهش، در خودمان تحمل کنیم. یعنی در همان حین که انرژی شدیدی از نفرت در درون ماست تغییرات فیزیولوژیکیمان را درک و تجربه کنیم باشیم متوجه حس نفرت باشیم و بدانیم چه تمایل رفتاری داریم. از این طریق تمام انرژی مربوط به نفرت و انزجار را تجربه می‌کنیم.

منبع: احساسات | انواع و نحوه تشخیص احساسات۶