برو به محتوای اصلی

ذهن‌خوانی چیست؟

من کجام؟ اینجا کجاست؟

در جوابکو می‌تونید در مورد هر موضوعی سوال کنید، به سوالای بقیه جواب بدید و تجربتون رو به اشتراک بگذارید!

پویا عبدی ، مشاور روانشناس

برداشت اغلب مردم از ذهن‌خوانی، این است که بتوانند مثل فالگیر‌ها، افکار فرد مقابل را حدس بزنند و بر اساس آن، رفتاری کرده که او را زمین‌گیر یا متعجب کنند. باید گفت که هیچکس در تمام کائنات این توانایی را ندارد و هیچکس نخواهد داشت. شاید در برخی از مشاغل، افراد به واسطه شغلشان و شناخت زیاد از فرایند تفکر انسان‌ها، بتوانند افکار آن‌ها را بهتر حدس بزنند اما به طور کلی امکان ذهن‌خوانی توسط افراد عادی وجود ندارد. ذهن‌خوانی یک فرایند پیچیده است که توسط کامپیوتر و بر اساس رمزگشایی سیگنال‌های مغزی قابل انجام می‌باشد. در این مقاله درباره تکنیک ذهن‌خوانی و اشتباهاتی که توسط جامعه درباره این فرایند وجود دارد را بررسی کرده‌ایم.

ذهن‌خوانی چیست؟

ذهن‌خوانی یا Brain Reading، تکنیکی جدید که در آن دانشمندان با استفاده از بازخوانی سیگنال‌های مغزی، قادر به پیش‌بینی و رمزگشایی افکار فرد می‌شوند. این افکار بلافاصله به صورت عمل در می‌آیند و ذهن خوانی فقط قادر است آن‌ها را رمزگشایی کند. متخصصان به کمک کامپیوترها و دریافت سیگنال‌های مغزی سعی می‌کند جریان‌های مغز را کشف کنند. کامپیوترها برای رمزگشایی به دو سیگنال مغزی یعنی پتانسیل وابسته به رخداد و تغییرات طیفی پهنای باند نیاز دارند، که چون توضیح بیشتر آن‌ها در این مقاله نمی‌گنجد، از شرح آن خودداری می‌کنیم.

موارد استفاده از ذهن‌خوانی

پیشرفت علم در زمینه ذهن‌خوانی بسیار می‌تواند مفید و مثمر ثمر باشد. این روش‌ها می‌تواند برای درمان آسیب‌های مغزی مورد استفاده قرار بگیرد. یکی از مفیدترین کاربردهای تکنولوژی ذهن‌خوانی، کمک به بیان افکار توسط کسانی است که توانایی تکلم خود را از دست داده‌اند. درست است که این فرایند بسیار کند است اما هنوز زمان زیادی برای پیشرفت وجود دارد. استیون هاوکینگ، فیزیکدان معروف، که دچار یک بیماری نادر و فلج شده بود، از طریق همین تکنولوژی می‌توانست صحبت کند.

یکی دیگر از کاربردهای ذهن‌خوانی، استفاده از آن در روابط میان فردی است. معمولا افرادی که برای مدتی با یکدیگر زندگی می‌کنند، احساس می‌کنند به رفتارها و پاسخ‌های یکدیگر شناخت پیدا کرده و می‌توانند علت رفتار هم‌خانه‌ای خود را حدس بزنند. بسیاری از دعواهای خانوادگی ریشه در قضاوت‌های اشتباه دارد.

تفاوت ذهن‌خوانی و تفکر دیگر محوری

هیچ انسانی نمی‌تواند ذهن دیگران را بخواند. اما تنها بر اساس تئوری‌هایی که بر اساس رفتار، صحبت‌ها، زبان بدن و شناختی که از طرف مقابل به دست می‌آید، می‌توان حدس زد که چه چیزی ممکن است در ذهن فرد بگذرد یا وضعیت روانی و روحی او را حدس زد. اما این مسئله فقط بر اساس شناخت است و هیچ تئوری علمی آن را تایید نمی‌کند.

کودکان دارای تفکر خود محوری هستند، یعنی نمی‌توانند دیگری و نقطه نظرات دیگران را درک کنند و معمولا به آن اهمیت نمی‌دهند و دنیا را از دریچه نگاه خودشان می‌بینند. اینکه تفکر افکارتان با گذشت زمان رشد می‌کند، به این معنا نیست که توانایی ذهن‌خوانی را به دست آورده اید، بلکه شما فقط می‌توانید از دید دیگران به دنیا نگاه کنید. می‌توانید احساس و ارزش‌های دیگران را بپذیرید و خود را جای آنها بگذارید. شما می‌توانید در مورد وضعیت‌های ذهنی دیگران فکر کنید، در مورد هیجانات و باورها آگاهی داشته باشید اما هیچ کدام از این قابلیت‌ها شباهت آنچنانی به تئوری و تکنیک ذهن‌خوانی ندارد.

ذهن‌خوانی؛ فال‌گیری یا شعبده‏‌بازی؟

گاهی با کسانی روبه‌رو می‌شوید که می‌گویند "من چند وقتی است حس ششم پیدا کرده‌ام یا اینکه دقیقا میتوانم حدس بزنم همسرم به چه چیز فکر می‌کند".همانطور که گفته شد، حس‌های مقطعی و یا حدس‌های تصادفی نمی‌تواند ذهن‌خوانی باشد.

ذهن‌خوانی با فال‌گیری متفاوت است. ذهن‌خوانی روشی بسیار پیشرفته، علمی و پیچیده است و توضیح روش کار آن در این مجال ممکن نیست، هزینه بسیار و نیاز به امکانات بسیار دارد. بنابراین سعی کنید در انتخاب واژه‌ها برای تعریف استعدادهای مافوق طبیعی خود، حساس‌تر باشید.

شاید دسته‌ای از مشاغل مثل کارآگاهان جنایی یا روانشناسان، بتوانند بر اساس پیشینه علمی، شناخت بیشتر انسان‌ها و تجربه در حرفه خویش، ذهن‌خوانی را تبدیل به مهارت کنند. اما آنها نیز ذهن‌خوانی نمی‌کنند، بلکه بر اساس تجربه خود حدس‌های درست می‌زنند ولی احتمال اشتباه بودن حدس آن‌ها نیز وجود دارد.

منبع: چگونه ذهن‌خوانی کنیم؟۶

۳

تئوری ذهن، یک مهارت اجتماعی – شناختی مهم است که شامل توانایی فکر کردن در مورد وضعیت‌های ذهنی خود و دیگران می‌شود، مانند هیجانات، باورها و دانسته‌ها که می‌توانیم آن را توانایی ذهن‌خوانی نیز بدانیم. تئوری ذهن نه تنها شامل تفکر و اندیشه می‌شود بلکه توانایی درک شما از این واقعیت را نیز شامل می‌شود که طرز فکر و عقاید دیگران می‌تواند با طرز فکر شما متفاوت باشد.

چرا به این توانایی «تئوری ذهن» گفته می‌شود؟ روانشناسان عقیده دارند طرز فکر ما در این مورد که در ذهن فرد دیگر چه می‌گذرد دقیقا تئوری ذهن است. ما هر چند می‌توانیم پیش‌بینی‌هایی بکنیم اما راهی مستقیم برای اینکه بدانیم آن فرد دقیقا به چه چیزی فکر می‌کند، نداریم. تنها چیزی که می‌توانیم به آن تکیه کنیم، تئوریهای‌مان هستند که بر اساس چیزی که دیگران می‌گویند، رفتاری که دارند، چیزی که در مورد شخصیت‌شان می‌دانیم و برداشتی که از نیت‌هایشان داریم شکل می‌گیرند.

چرا تئوری ذهن مهم است؟ 

بروز تئوری ذهن طی دوران رشد، ضروریست. بچه‌های کوچک معمولا خودمحورترند و نمی‌توانند به وضعیت‌های ذهنی دیگران فکر کنند. با بالا رفتن سن، تئوری ذهن‌شان ظاهر شده و تدریجا رشد و تکامل پیدا می‌کند. رسیدن به یک تئوری ذهن قوی، نقش مهمی در دنیای اجتماعی ما دارد و بر درک ما از طرز فکر دیگران، پیش‌بینی رفتارهایشان، تعاملات اجتماعی و حل اختلافات میان فردی کاملا تاثیر می‌گذارد.

ما برای اینکه بتوانیم با دیگران تعامل داشته باشیم باید بتوانیم وضعیت‌های ذهنی آنها را بفهمیم و درک کنیم که وضعیت‌های ذهنی آنها چگونه بر رفتارهایشان اثر می‌گذارد.

تئوری ذهن به ما اجازه می‌دهد نیت‌ها و منظورهای دیگران را بفهمیم و همچنین درک کنیم که در سر دیگران چه می‌گذرد، که شامل ترس‌ها، آرزوها، باورها و توقعات‌شان می‌شود. تعاملات اجتماعی می‌توانند پیچیده باشند و درک اشتباه از آنها می‌تواند آنها را پیچیده‌تر هم بکند. اگر بتوانیم در مورد طرز فکر دیگران، به ایده‌های بهتری برسیم بهتر خواهیم توانست واکنش مناسب را نشان بدهیم.

تکامل تئوری ذهن 

گفته می‌شود که مهارت تئوری ذهن، بیشترین رشد خود را طی سال‌های اولیه‌ی زندگی یعنی بین 3 تا 5 سالگی دارد. اما چند فاکتور گوناگون نیز بر رشد و تکامل تئوری ذهن موثرند. بعضی از پژوهشگران عقیده دارند، جنسیت و تعداد خواهر و برادرها در خانه می‌تواند بر نحوه‌ی بروز تئوری ذهن اثر بگذارد.

وقتی کودک به تجربیات اجتماعی بیشتری دست پیدا می‌کند، تئوری ذهن او کامل‌تر می‌شود. بازی‌ها، داستان‌ها، وانمود کردن‌ها و رابطه با پدر و مادر و همسالان به کودک اجازه می‌دهد به نگرش و برداشت قوی‌تری در مورد متفاوت بودن طرز فکر دیگران از طرز فکر خودش دست پیدا کند. 

تجربیات اجتماعی نیز به کودک کمک می‌کند یاد بگیرد طرز فکر دیگران بر رفتارهایشان اثر می‌گذارد.

رشد مهارت تئوری ذهن، تدریجا و با متناسب با افزایش سن صورت می‌گیرد. بسیاری از توانایی‌های تئوری ذهن طی سال‌های پیش از دبستان نمایان می‌شوند، اما تحقیقات نشان می‌دهد بچه‌های 6 تا 8 سال نیز همچنان در حال تکمیل این مهارت‌ها هستند. در مطالعه‌ای که انجام شد، بچه‌هایی که در این گروه سنی قرار داشتند هنوز در انجام کارهای مربوط به تئوری ذهن خود کاملا تبحر نداشتند.

همچنین محققان دریافتند کودکان زیر 3 سال به سوال‌های مربوط به تئوری ذهن، جواب نادرست می‌دادند. با رسیدن به 4 سالگی، بچه‌ها معمولا درک بهتری از تئوری ذهن دارند. مثلا بیشتر بچه‌ها در سن 4 سالگی می‌توانند درک کنند که ممکن است دیگران باورهای اشتباهی در مورد اشیاء، افراد و موقعیت‌ها داشته باشند.

مراحل تئوری ذهن 

مطالعه‌ای دریافت بچه‌ها تدریجا با افزایش سن، به پنج مهارت متفاوت از تئوری ذهن دست پیدا می‌کنند. این مهارت‌ها از ساده‌ترین تا سخت‌ترین به ترتیب چنین هستند:

1. درک اینکه دلیل اینکه کسی چیزی را می‌خواهد ممکن است با دلیل یک نفر دیگر برای خواستن همان چیز متفاوت باشد.

2. در ک اینکه آدم‌ها می‌توانند در مورد یک چیز یا یک موقعیت، عقاید متفاوتی داشته باشند.

3. درک اینکه آدم‌ها ممکن است ندانند یا این دانش را نداشته باشند که چیزی درست است.

4. درک اینکه آدم‌ها می‌توانند باورهای اشتباهی در مورد دنیا داشته باشند.

5. درک اینکه آدم‌ها می‌توانند احساسات پنهان داشته باشند، یا ممکن است یک جور رفتار کنند اما احساسشان جور دیگری باشد.

همچنین مطالعات دریافته‌اند تئوری ذهن می‌تواند متغیر باشد. به عبارتی دیگر، ممکن است بچه‌ها بتوانند در برخی از شرایط، تئوری موقعیت‌ها را درک کنند، اما در شرایطی دیگر این توانایی را نداشته باشند. البته بچه‌ها می‌توانند در سن 4 سالگی از پس بیشتر کارهای مربوط به تئوری ذهن بربیایند، اما رشد و پرورش این مهارت تا سال‌های نوجوانی و حتی بزرگسالی تداوم دارد. برخی پژوهش‌ها نیز نشان می‌دهند تفاوت‌های افراد در مهارت‌های تئوری ذهن، مرتبط با شایستگی‌های اجتماعی کودک است.

بنابراین جای تعجب ندارد که بچه‌هایی که بهتر می‌توانند به طرز فکر دیگران فکر کنند، مهارت‌های اجتماعی قوی‌تری دارند.

مراحل تئوری ذهن

عملکردهای اجتماعی ما نیز منوط به داشتن یک تئوری ذهن مناسب است.

روانشناسان چگونه تئوری ذهن را می‌سنجند؟ 

روانشناسان دقیقا چگونه می‌سنجند مهارت افراد در مورد درک خودشان و دیگران تا چه حد است؟ یکی از متداول‌ترین متدهای ارزیابی مهارت‌های تئوری ذهن یک کودک، استفاده از تست باور متفاوت (false-belief task)است. توانایی شناخت باورهای اشتباه در دیگران، نقطه عطفی بزرگ در تشکیل تئوری ذهن به شمار می‌‌رود.

در این تست‌ها، بچه‌ها باید بتوانند درمورد کاری که کسی انجام داده یا طرز فکری که دارد نتیجه‌گیری کنند. طرز فکر این فرد یا رفتار او، با چیزی که بچه‌ها تاکنون یاد گرفته‌اند و می‌دانند مغایرت دارد. به عبارتی دیگر، بچه‌ها ممکن است بدانند چیزی درست است (حقیقت دارد)؛ درک و فهمی از باورهای اشتباه آنها را به این نتیجه‌گیری می‌رساند که ممکن است آدم‌های دیگر از این حقیقت آگاه نباشند. مثلا کودک ممکن است بداند دیگر کلوچه‌ای در ظرف کلوچه‌ها باقی نمانده است، اما آیا درک می‌کند که خواهرش ممکن است نداند کلوچه‌ای باقی نمانده است؟

۲

سوالات مرتبط

سوال مشابهی موجود نیست.

آمار سوال

۱۵ نمایش
۰ دنبال‌کننده
۳ ماه پیش پرسیده شده
آمار بازدید در این ماه

سوال رو به اشتراک بگذار