برو به محتوای اصلی

بنظر شما چرا برخی هیچ کاری را تا انتها پیش نمیبرند؟

من کجام؟ اینجا کجاست؟

در جواب‌کو می‌تونید در مورد هر موضوعی سوال کنید، به سوالای بقیه جواب بدید و تجربتون رو به اشتراک بگذارید!

اصطلاح از این شاخه به اون شاخه پریدن بسیار رایجه و علتش اینه که افراد زیادی وجود دارن که دایما در حال تجربه کردن شرایط مختلف هستن و هیچ کاری ارضاشون نمیکنه. یک علت این ممکنه عدم ثبات شخصیتی باشه. علت دیگه میتونه تنوع‌طلبی فرد باشه. شاید هم دلیلش بلندپروازی باشه.

اگر فرد در یک رشته کاری را نیمه کاره رها کنه و به کار مشابهی در همون رشته بپردازه که ارضا و اقناعش میکنه و درواقع نتیجه کشف فرصتی بهتر و مناسب‌تر در اون حوزه باشه بنظرم اتفاق قابل سرزنشی رخ نداده. مثلا کسی که هنر دوس داره رشته هنری‌شو یا سازشو عوض میکنه.

اما اگر کسی دایما در حال عوض کردن فیلد کاری هست و مثلا از موسیقی به آشپزی و از اونجا به تدریس و بعد به هنرپیشگی رو میاره و در آخر به عکاسی! اونوقت یه جای کار میلنگه!

۷
ابراهیم اسدی
ابراهیم اسدی،لیسانس علوم اجتماعی/معلم بازنشسته

بنظر شما چرا برخی هیچ کاری را تا انتها پیش نمیبرند؟ چون بهترین شدن در جهان برامون الویت اول نیست.

ست گادین در کتاب شیب این موضوع را خیلی ساده و قابل فهم به تصویر کشیده است «در مدرسه به بچه‌ها می‌گوییم: وقتی به یک مسئله خیلی سخت برخوردند آن را کنار گذاشته و روی چیز دیگری تمرکز کنند یا وقتی در باغی وارد می‌شویم که شاخه‌های پایین درخت‌هایش میوه دارد، چه نیازی به بالارفتن از درخت است؟ در مورد کار هم همین داستان صادق است پس بیهوده تلاش نکنید».

اگر یادمون باشه حتی اساتید معروف کنکور بهمون می‌گفتند «وقتی به سوالات سخت برخوردید رهاش کن برو سراغ سوالات آسون...»

این فرهنگ آدمای معمولی و عادیه که با برخورد کوچکترین مانع  تحمل نکرده و کار را رهاش میکنند. 

اگر خواستیم از یه فرد معمولی به یه آدم حرفه‌ای و موفق تبدیل بشیم باید در برابر سختی‌ها  تحمل کنیم و نه تنها تحمل بلکه آنرا به یک فرصت تبدیل کنیم... البته بقول ست گادین باید بدونیم تلاشمون ارزش داره و با تحمل سختی‌ها نور آنطرف تونل را می‌بینیم در غیر اینصورت باید کار را ول کنیم.

زمانی جرات پریدن از این شاخه به اون شاخه را نداریم که تلاش می‌کنیم برای بهترین شدن در حوزه کاری خودمون و الا اگر برامون مهم نباشه که اولیم یا وسطای صف عبور از سختی‌ها هم بی‌معنیه، پس بهترین راه پریدن و مسیر عوض کردنه.

۶