برو به محتوای اصلی
اشکان خسروی‌پور
کارشناس امور بین‌املل
سال گذشته پرسیده شده

مشکلات آموزش و پرورش چیست؟

من کجام؟ اینجا کجاست؟

در جوابکو می‌تونید در مورد هر موضوعی سوال کنید، به سوالای بقیه جواب بدید و تجربتون رو به اشتراک بگذارید!

نیما فیروزآبادی
مهماندار هواپیما

بهینه‌سازی نظام آموزش و پرورش مسئله مهمی است که باید در دستور کار دولت‌ها قرار بگیرد. اگر نظام آموزش و پرورش در کشوری خوب باشد، رفاه و ثبات در آن کشور وجود خواهد داشت. تاکنون مشکلات زیادی از آموزش و پرورش بیان شده است اما برای برطرف کردن آنها اقدامی نشده است. تنها کاری که در این چند سال انجام شده است، تغییر دادن نام کلاس‌ها و مقاطع تحصیلی بوده.

مشکلات آموزش و پرورش چیست؟

موارد زیر را می‌توان از مشکلات آموزش و پرورش به حساب آورد:

  • مدت زمانی که یک فرد باید تحصیل کند تا به دانشگاه برسد زیاد و طولانی است.
  • تعداد درس‌هایی که در هر مقطع آموزش داده می‌شود زیاد است. و بسیاری از آنها غیر ضروری و غیر کاربردی به نظر می‌رسد.
  • متدهای آموزشی قدیمی و ناهمگون با شرایط کنونی دنیا می‌باشد. با جمع شدن مکتب‌خانه‌ها و اکابر این متدهای آموزشی از غرب وارد شده و جایگزین آنها گردید. اما با گذشت زمان تغییری در این متد داده نشد و همچنان برای نسل جدید نیز از همان متدهای گذشته استفاده می‌شود که به نظر کاربردی نیست.
  • معلمان کلاس‌های ثابتی ندارند و باید بین کلاس‌های مختلف جابجا شوند. اگر برای هر معلم کلاس ثابتی وجود داشت، دانش‌آموزان به راحتی می‌توانستند معلم را پیدا کنند و سوالات خود را بپرسند. معلم نیز می‌توانست تمام وسایل و ابزارهایی که برای تدریس درسش نیاز است را در همان کلاس نگهداری کند و در زمان‌هایی که تدریس ندارد به کارهای تحقیقاتی خود بپردازد. در حال حاضر بسیاری از معلمان امکان انتقال وسایل تدریس به کلاس‌های مختلف را ندارند و این کار برایشان مشکل است بنابر این ترجیح می‌دهند که به تدریس بر روی تخته بسنده کنند. در واقع بعد از دوران دبستان دیگر کلاس متعلق به دانش‌آموزان است، نه معلمان.
  • با توجه به تحقیقاتی که در دنیا انجام شده، هوش افراد طبقه‌بندی شده و فقط IQ مورد توجه نیست. سواد هم دسته‌بندی شده است مثلا سواد ارتباطی، عاطفی، مالی، رسانه‌ای، آموزش و رایانه. در حال حاضر اینکه کسی را دارای IQ بالا بدانیم صرفا نشانه موفقیت او نیست. در جامعه کنونی افراد به سواد مالی، سواد ارتباطی و... نیز بسیار نیاز دارند تا بتوانند در آینده به موفقیت دست یابند. که متاسفانه در مدارس ما و حتی در دانشگاه‌های ما به این جنبه از آموزش اصلا توجهی نشده است و فارغ‌التحصیلانی داریم که تنها چیزی که یاد گرفته‌اند مطالب درسی است که کاربردی نیست. این شیوه از آموزش در دنیا منسوخ شده است اما در ایران همچنان از این روش قدیمی استفاده می‌شود و به نظریه‌های نو و جدید توجهی نمی‌شود.
  • دانش‌آموزان ما صرفا مطالب را حفظ می‌کنند و چیز زیادی از آن نمی‌آموزند که در عمل بتوانند از آن استفاده کنند. یعنی مطالب را به صورت تئوری یاد می‌گیرند نه عملی. زیرا در اغلب مدارس و دانشگاه‌های کشور، کارگاه‌ها و آزمایشگاه‌های مجهز وجود ندارد و امکانات برای آموزش عملی نیست. حتی در مدارس غر دولتی که شهریه زیادی هم دریافت می‌کنند این امکانات در سطح مقبول و کاربردی وجود ندارد. دانشجویان ما بعد از فراغت از تحصیل صرفا یک سری مطالب حفظی را بلدند ولی نمی‌توانند وارد بازار کار شوند چون در عمل ضعیف هستند و تجربه ندارند.
  • هر فرد در دوران دانش‌آموزی و قبل از ورود به دانشگاه، در مدرسه حداقل 7 سال زبان انگلیسی می‌خواند. اما کمتر دانش‌آموزی را می‌بینیم که بتواند از این آموزش چیز خاصی یاد بگیرد یا بتواند صحبت کند. اغلب دانش‌آموزان چیزی از زبان انگلیسی نمی‌آموزند، در صورتی که باید به این مسئله بیشتر توجه شود، چون زبان انگلیسی یکی از مواردی است که در دانشگاه بسیار به کار می‌آید و باعث می‌شود که دانشجو به منابع علمی بیشتری دسترسی داشته باشد و در درس موفق‌تر شود.
  • دانش‌آموز بعد از اتمام دوره دبیرستان باید حداقل در یک زمینه توانایی خاصی بدست آورده باشد تا در دانشگاه بتواند آن را تقویت کند. اما در مدارس ما چنین چیزی وجود ندارد و بعد از پایان دوره دبیرستان دانش‌آموز کاملا بلاتکلیف است و نمی‌داند که چه حوزه‌ای برای او مناسب است.
  • کنکور در این سال‌ها عامل تنش و استرس در بین تمامی دانش‌آموزان بوده است. کنکور به منزله غولی است بین دانش‌آموز و دانشگاه که گذر از آن برای رسید به دانشگاه‌های خوب کشور، کار آسانی نیست. بسیاری از افراد در زمینه درسی بسیار قوی هستند اما تست زدن برای آنها کار آسانی نیست و نمی‌توانند زمان پاسخ به سوالات را مدیریت کنند، این افراد مطمئنا موفق نخواهند شد و به افرادی سرخورده و ناامید تبدیل می‌شوند. بسیاری از دانش‌آموزان نیز به دلیل وارد آمدن فشار روانی از جانب کنکو دچار بیماری‌های روانی و یا افسردگی می‌شوند.
  • وجود تعداد زیادی از دانشگاه‌های غیر انتفاعی، پردیس و آزاد باعث شده است که افراد صرفا با داشتن پول بتوانند وارد دانشگاه شوند و به سواد آنها هیچ توجهی نمی‌شود. این افراد از چنین دانشگاه‌هایی فارغ‌التحصیل می‌شوند و صرفا مدرک دارند نه تجربه و توانایی. چنین افراد ناکارآمدی می‌توانند ضربه‌های زیادی را به کل جامعه وارد کنند. البته اینکه فکر کنیم تمام افرادی که در این دانشگاه‌ها تحصیل می‌کنند اینگونه هستند نیز کار اشتباهی است.
  • سهمیه‌هایی که برای گروه‌های مختلف در کنکور تعیین شده باعث می‌شود که افراد تنها از نظر علمی مورد سنجش قرار نگیرند و حق بسیاری از دانش‌آموزان در این زمینه ضایع می‌شود و جایگاهی که در دانشگاه حق آنها است به افراد نالایق‌تر که صرفا با سهمیه وارد شده‌اند داده می‌شود.
  • در بسیاری از مناطق ایران حداقل امکانات آموزشی نیز برای دانش‌آموزان وجود ندارد و افراد از ادامه تحصیل محروم می‌مانند. به عنوان مثال بسیاری از دانش‌آموزان در مناطق محروم ایران حتی تخته سیاه برای آموزش ندارند و این خبر بسیار دردناکی است.
  • و...

مشکلات در زمینه آموزش بسیار زیاد است و این صرفا بخشی از آن بود.

بنیادی‌ترین مشکل آموزش و پرورش کشور ما سیستم سنجش و مشاوره آن است.

کنکور و آزمون ورودی و امتحانات و غیره.

این سیستم سنجش به جای اینکه بعد علمی دانش‌آموز و دانشجو را تقویت کند در حال تقویت مالی انبوه موسسات آموزشی مجاز و غیرمجاز است.

همچنین از لحاظ مشاوره آموزش و پرورش این مسئولیت را بر گردن همین موسسات گذاشته است و زحمتی به خود نداده است.

آیا مسئولین نظام آموزش کشور خبر از نحوه‌ی انتخاب رشته‌ی دانش‌آموزان دارند؟ آیا به غیر از تنظیم آیین‌نامه و کاغذبازی کار دیگری هم بلدند؟ 

اینفوگرافیک

https://www.instagram.com/aliabdolali.ir/۱۶۲

https://www.instagram.com/majidhosseini/۲۰۷