برو به محتوای اصلی

روز دفاع پایان‌‌نامه‌تون چه احساسی یا چه تجربه‌ای داشتید؟

من کجام؟ اینجا کجاست؟

در جواب‌کو می‌تونید در مورد هر موضوعی سوال کنید، به سوالای بقیه جواب بدید و تجربتون رو به اشتراک بگذارید!

مهدی صابری منش
مهدی صابری منش، سرپرست برنامه ریزی نگهداری و تعمیرات - متخصص کدینگ کالا (مهندسی صنایع - تکنولوژی صنعتی، کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی)

من بعد از انتخاب داور مشکلاتم تازه شروع شد. سخت‌گیرترین داور دانشگاه به من افتاد و بلایی سرم اومد که مجبور شدم محاسبات پایان‌نامه رو چندبار دیگه انجام بدم. پایان‌نامه‌ام واقعا سنگین بود و براش زیاد زحمت کشیده بودم و اون موقع چندان مرسوم نبود که استاد داور قبل از دفاع چندان گیر بده و معمولا سر جلسه دفاع بخشی از نمره رو کم میکردن ولی داور من گفته بود که در صورت عدم ایجاد خواسته‌هاش حتی اجازه دفاع نمیده. خلاصه به جلسه دفاع رسیدم. تو روزی که من دفاع داشتم دو جلسه دفاع دیگه تنظیم شده بود که داور همه‌مون یک نفر بود. نفر اول که دفاع رو انجام داد نتونست نمره خوبی کسب کنه و پایان‌نامه‌اش کلی اصلاحیه خورد و همین باعث ایجاد ترس و استرس شدید در من شد. برای مقابله با ترسم خواهش کردم که هرچه سریعتر و به عنوان نفر دوم دفاع من انجام بشه. دوست داشتم هرچه سریعتر این موضوع تمام بشه چه خوب و چه بد. با وحشت زیاد از استاد و پیشبینی خجالت در مقابل تمام دوستان و آشنایانی که برای دفاعم اومده بودن، بیان رو شروع کردم و داور هر سوالی رو که میپرسید و جواب میدادم، تعداد سوالات رو بیشتر میکرد و همین باعث شد که فکر کنم قسم خورده که نمره من رو کم کنه. خلاصه دفاع تمام شد و با یک جمله از طرف داور روبرو شدم. (داور: انقدر این دفاع قوی و علمی بود که از نظر من ایشون هیچ نیازی به نظر شورا نداره و از نظر من ایشون نمره کامل رو باید بگیره، خیلیا میگن من سخت‌گیر هستم ولی من به رشد صحیح علم معتقدم و به همین خاطر سخت‌گیری میکنم تا کاری مثل ایشون تحویل بگیرم). جالب اینجاست که نفر بعد از من هم متأسفانه تجدید دفاع شد و لطف خدا اونروز شامل حال من شده. (موضوع پایان‌نامه‌ام در حوزه مدیریت منابع انسانی: بررسی رابطه بین رهبری تحول‌گرا با بهروزی کارکنان و رفتار کاری نوآورانه با در نظر گرفتن عوامل میانجی پذیرش عاطفی رهبران و امنیت روانی کارکنان بود).

۱۲