برو به محتوای اصلی

با توجه به اینکه دختران دهه ۶۰ نسلی خاص در تاریخ زنان این مملکت هستند (متخصص، شاغل، هنرمند، سیاسی و...)، چرا در زمینه ازدواج موفق نبودند؟ (بالاترین آمار طلاق و ۸۰۰۰ نفر مجرد)

۱

من کجام؟ اینجا کجاست؟

در جوابکو می‌تونید در مورد هر موضوعی سوال کنید، به سوالای بقیه جواب بدید و تجربتون رو به اشتراک بگذارید!

تارا یحیی نژاد ، Researcher Adviser Author Analyst Teacher

سوالتون خیلی کلیه و هر پاسخی مستلزم قضاوت، اما کلیتی از تحلیلم رو مینویسم.

فکر میکنم نسل سوخته اسم مناسبی برای این نسل باشه، چرا که تغییر و تحول در حوزه زنان بیشتر در اواخر این نسل بوده و تصورم اینه که جاده‌ی ناهموار خاکی رو شصتی‌ها هموار کردن و هفتادی‌ها آسفالت و قطعا نسل‌های بعد با سرعت و امکانات بیشتر و بهتری میتونن حرکت کنن. البته این روال طبیعیست اما در مورد این نسل گرانبهاترین چیزها نابود شد و ناکامی‌ها و زمین خوردن‌ها زیاد بود، که البته مواضع سیاسی، اقتصادی و اجتماعی موثر بوده. ضمن اینکه فکر میکنم تفکر دهه شصتی‌ها تا دهه دوم این بوده که ازدواج صرفا یک هدفه و دخترا جوری تربیت میشدن که هر جنس مخالفی ینی ازدواج! همکار و دوست و مشاور و اینها مفهومی نداشت. تفکرات سنتی، عدم صداقت، عدم آگاهی، عدم خودشناسی، رویاپردازی، عجول بودن، عدم سازگاری، تنوع‌طلبی، نبود فرهنگ مشاوره، تظاهر به بروز و آپدیت بودن ولی مشهود بودن عقب‌ماندگی در زندگی روزمره، عدم مسئولیت‌پذیری، عدم تعادل در هر زمینه‌ای، عدم اعتماد، توقع بالا، توقع زیادی پایین (دلیل دارم) و خیلی مسائل دیگه که ممکنه خودش و یا طرف مقابلش دچارش بوده. خیلی خیلی دلایل وجود داره که کاملا منحصر به فرده و به خود شخص و روحیات و خلقیاتش مرتبطه و نمیشه پاسخ رو محدود کرد به دلیلی مشخص! ضمن اینکه زن‌ها نسبت به مردها دغدغه‌ی بیشتری نسبت به روابط، زندگی زناشویی و فرزندپروری دارن، یعنی بیشتر از آقایون برای بهبود روابط و اصولی تربیت کردن فرزندان مطالعه میکنن، کلاس میرن و مشاوره میگیرن و آقایون بیشتر دغدغه‌ی پول و مخارج و کسب و کار دارن. این طبیعی بوده اما زمانی که زنان هم، پا به پای مردان در عرصه‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی فعالیت میکنن و دغدغه‌ی شغل و درآمد هم دارن، پس مردان هم باید دغدغه‌ی روابط، زندگی مشترک و فرزندپروری و بهبودش رو داشته باشن. زن و مرد هر دو اگر دغدغه مشترک داشته باشن شاید به جرات میتونم بگم ۳/۴ مسئله تجرد و طلاق و روابط ناموفق و سرد حل خواهد شد. ما مواردی داریم که اصلا مشاوره رفتن رو کسر شأن میدونن و به خودشون غره هستن و یا این تفکرات هنوز موجوده که پیش روانشناس رفتن یعنی روانی بودن!!! باور کنید جوک نیست. متاسفانه هنوز موارد زیادی داریم از مردان که نگاه ابزاری به زنان دارند و بعضا حتی روز خواستگاری در وهم خرید کالا و برده بله چشم گو بسر میبرن! و اصلا برخی همین امتیازاتی که شما فرمودین رو (استقلال مالی و موقعیت و وجه‌ی اجتماعی) خطرناک میدونن و همینطور زنانی که کماکان خفت و سرکوب برگرفته از سنت‌های غلط رو نه تنها قبول دارن بلکه مانع رشد دیگر بانوان میشن یا زنی که نفر سوم یه زندگی مشترک میشه در واقع به خودش و همجنسش خیانت میکنه. که ما این‌ها رو در شبکه‌های اجتماعی با هشتگ "زنان علیه زنان" میشناسیم.

وای خیلی طولانی شد ببخشید سوالتوووون خیلی جای حرف داره و باید نظر آقایون رو هم شنید.

۶

بنظر من سوال شما ایراد داره. از این بابت که تشکیل خانواده و ازدواج یا حتی گسست این پیوند نمی‌تونه معیار موفقیت و یا شکست باشه، چه بسا مجردها و یا طلاق گرفته‌هایی از هر دو جنس باشند که بسیار خوشحال و راضی دارن زندگی میکنن و از چیزی گلایه ندارن.

۶

سوالات مرتبط

سوال مشابهی موجود نیست.

آمار سوال

۶۹ نمایش
۱ دنبال‌کننده
سال گذشته پرسیده شده
آمار بازدید در این ماه

سوال رو به اشتراک بگذار