برو به محتوای اصلی

مسئله مرغ و تخم مرغ رو در راه‌اندازی پلتفرم‌های دو وجهی چطور باید حل کرد؟

۲

من کجام؟ اینجا کجاست؟

در جوابکو می‌تونید در مورد هر موضوعی سوال کنید، به سوالای بقیه جواب بدید و تجربتون رو به اشتراک بگذارید!

رضا شادمان ، هم‌بنیانگذار و مدیرفنی جابینجا

ما تو جابینجا روش‌های مختلفی رو برای این قضیه تست کردیم، روش‌های متنوع اثرات کوتاه مدت روی زیاد شدن ساپلای یا دیمند دارن، ولی بعد از چند وقت تاثیرشون میاد پایین و یا هزینه sustain بالایی دارن(مثل برگزار کردن مسابقه، رایگان کردن، جایزه و...) چیزی که نهایتا بهش رسیدیم، ایجاد ارزش افزوده نسبت به راه حل اصلیمون (اتصال دادن کارجو به کارفرما) بود که  نیازی به حضور مساوی دیمند یا ساپلای نداشت.

 پروداکت ما برای زمانی که ساپلای به اندازه دیمند وجود نداشت، چندین راه حل ارائه داد. برای مثال با سرویس job alert به کارجویان اجازه میداد که اگر شغل مورد نظرشون رو پیدا نکردن بتونن زمانی که اون فرصت شغلی اومد ازش اطلاع پیدا کنن، با همین استراتژی ما تونستیم تعداد زیادی از کارجوها رو با ارائه دادن یه ارزش ساده (مطلع شدن از فرصت شغلی مورد علاقه بلافاصله پس از انتشار) مشترک جابینجا کنیم. این قضیه باعث شد تا کارفرماها به محض فعالیت در جابینجا بازخورد «خیلی» خوب بگیرن، چون یه صف بزرگ از مشتاقان آماده به apply کردن بودن، همچنین  روی وایرال شدن ما بین کارفرماها (ساپلای) تاثیر مستقیم داشت.

 از طرف دیگه ما محصولات  دیگه‌ای رو هم برای دیمند آماده کردیم که نیاز مستقیم به ساپلای نداشت، مثل رزومه‌ساز که به تنهایی برای دیمند (کارجو) ایجاد ارزش میکرد. 

برای کارفرما هم شرایط مشابه وجود داشت، مثلا قسمت آشنایی با شرکت‌های جابینجا همین حالت رو داشت، ما به شرکت‌ها اجازه میدادیم روی وب و با یه ورک‌فلوی بی‌دردسر، فرهنگ سازمانیشون رو معرفی کنن، از شرکتشون عکس بذارن، افراد کلیدی شرکتشون رو معرفی کنن و... که همه اینها کاملا رایگان بود. از طرف دیگه کارجو هم وقتی وارد جابینجا میشد، میدید که به جای دیدن یه جمله یه خطی در مورد یه فرصت شغلی، میتونه با کالچر اون شرکت و فضاش آشنا شه و گاها چندین دقیقه در میان شرکت‌ها میگشت تا درباره محیط شرکت‌ها ماجراجویی کنه. ‎اینا راه حل‌هایی بود که به طور مشخص در جابینجا استفاده شد و ممکنه تو حوزه‌های دیگه کار نکنه.

۲۱
ناصر غانم‌زاده ، مدیر شرکت سرمایه‌گذاری جسورانه اُپاتان

راه‌حل ساده‌است (دست کم روی کاغذ): 

شما نخست تعداد اندکی مرغ (فراهم کننده، راننده، پاسخ‌دهنده به سوال و  ...) را- به روشی که برای آن فراهم کننده ارزش ایجاد کند- متقاعد می‌کنید که به سمت پلتفرم شما بیایند. گاهی لازم است که اندکی پول خرج کنید، مثلا بخشی از محصولات آن‌ها را بخرید یا در سرویس‌های تاکسی اینترنتی یا پیک، گاهی هزینه‌ی یک روز این راننده‌ها را می‌پردازند تا آماده باشند.

بعد یک شانه تخم مرغ (تعداد بیشتری کاربر، نسبت به تعداد فراهم کنندگان) را متقاعد می‌کنید که به پلتفرم شما بیایند، چون قبلا تعدادی مرغ را آورده‌اید، اکنون می‌توانید به این کاربران سرویس بدهید.

حالا چون تعدادی کاربر دارید که از پلتفرم استفاده می‌کنند، می‌توانید چند مرغ دیگر را هم متقاعد کنید. به همین صورت تعداد بیشتری کاربر را جذب می‌کنید و  ...

۱۶
مهدی علیپور (دکتر استارتاپ) ، مربی استارتاپ ناب - مدیر محصول

سوال بسیار کلیدی و جالبی است، چندین راهکار وجود دارد:

قبل از بیان راهکارها: جالبه بدونید اینجا از چند نفر از موسسین استارتاپ‌های موفق این سوال رو پرسیدم و همه با یک نگاه شیطنت‌آمیز و اینکه انگار منبع مخصوصی برای این کار دارند به این موضوع پاسخ میدادند.

راه حل ۱: باج دادن. شما باید اول به یک بخش، مثلا مرغ‌ها باج بدهید. یعنی چی؟ مثال ملموس میزنم: یک اپ تاکسی تلفنی اینترنتی را در نظر بگیرید، قصد جذب راننده دارد (مرغ‌ها). او با راننده اینطور وارد مذاکره می‌شود: آقا، شما کاری نداشته باش که مشتری وجود داره یا نه، ما ساعتی ۱۸ هزار تومان میدیم. تو سیستم ما باش فقط که اگر احیانا مشتری درخواست داد شما حضور داشته باشی.

سوال: شاید بگید آقا ما که سرمایه نداریم بابت این کار، چه کنیم؟ برید سراغ راه حل دوم.

راه حل ۲: در یک بازار کوچک و گوشه‌ای شروع کنید. یعنی چی؟ دوباره برمیگردیم به همان مثال تاکسی تلفنی اینترنتی. چطور از یک بازار گوشه‌ای شروع کنیم؟ کاری نداره. یک دانشگاه را درنظر بگیرید، دانشجویان یک دانشگاه را هدف قرار دهید، کافیست ۱۰ الی ۲۰ تاکسی را متقاعد کنید (با روش بالا). این بازار کوچک میتواند نقطه آغازی برای شروع کار باشد و کم‌کم باعث رشد شما بشود.

خلاصه راه حل کلی در یک جمله، آغاز از یک بازار کوچک هوشمندانه، ترغیب یکی از بخش‌ها با انواع روش‌ها (من بهش میگم باج دادن به یک بخش از مرغ‌ها یا تخم مرغ‌هاست) و توسعه به سایر بخش‌های بازار.

۱۶
علی آجودانیان ، بنیانگذار ویرگول

جواب‌های دوستان خیلی خوب بود. ولی یه نکته‌ای که باعث شد من هم روی این پرسش جواب بدم این بود که اکثرا ذهنیت‌ها روی باج دادن (مادی/غیرمادی) است. درسته که شاید در پلتفرم‌هایی که با ارائه خدمات در دنیای فیزیکی سر و کار دارند گاها مجبور به این کار شویم اما در سایر پلتفرم‌ها کمتر نیاز به چنین موضوعی داریم. 

اگر بخوام از تجربه خودم در این موضوع مثال بزنم، اگر انتخاب درستی بر روی کاربران اولیه پلتفرمتون داشته باشه و Added Value مناسبی در اختیار هر ۲ طرف پلتفرم قرار دهید، خیلی از موارد می‌تواند حتی بدون هزینه اتفاق بیفته.

نکته خیلی مهم دیگر، همزمان بودن تلاش برای افزایش هم‌اندازه مرغ و تخم مرغ است. شما همیشه باید حواستون به تعداد مرغ‌ها و تخم‌مرغ‌ها باشه. تا کفه ترازوی هیچ طرف از تناسب طلایی که مد نظرتون است سنگین‌تر نشه. در این شرایط شما توانایی رسیدگی و انجام همه درخواست‌ها را ندارید و این خود باعث ریزش می‌شود.

به عنوان مثال، در همین جواب‌کوی دوست‌داشتنی، اگر این هفته تعداد سوال‌کنندگان درصد زیادی افزایش یابد اما تعداد پاسخ‌دهندگان همان تعداد قبلی باقی بماند، می‌تواند باعث ریزش شود. برای همین خیلی مهم است که تناسب تعداد حفظ شود. که این تناسب در اکثر اوقات «تعداد مرغ=تعداد تخم‌مرغ» نیست.

حتی شاید یکی از طرف‌ها به شکل خوبی وایرال شود و این کار شما را در جذب و حفظ تناسب طرف دیگر سخت کند.

۱۰
مرتضی صادقیلر ، مسئول توسعه محتوا و مدیر رسانه

راهکاری که آقای علیرضا صدیقیان (بنیانگذار نت برگ) انجام دادند و توصیه کردند، برگزاری مسابقه بود!

فکر کنم به برنده‌ها آیپد میدادند.

۸

روش ebay هم جالب بود. روی خلق ارزش‌های جانبی برای مرغها (فروشنده‌ها) تمرکز کرد و اونا هم مشتریانشون رو به ebay آوردن. بعد از اون هم به خاطر فراهم کردن ارزش اصلی، فروشنده و خریدار جدید جذب کرد. 

۷
مهدی رضایی ، تولید محتوا میکنیم انگار یا دیجیتال مارکتینگ شاید

توی کتاب خلق مدل کسب و کار یه بخش جالبی در مورد این داستان هست که حرف دوستان رو تایید میکنه.
به قسمتی از پلتفرمتون که فکر میکنین با ارزش‌تره یارانه بدین یا همون باج که دوستان گفتن. 

۶
پویا غفاری ، بنیانگذار و مدیرعامل فروشگاه اینترنتی مد فیزا

تو روش کسب و کار ما هم همین مشکل رو داشتیم و حتی شانس آوردیم که به این مشکل واشتباهمون زودتر از بقیه رقبامون پی بردیم و تونستیم سرپا بمونیم و رقبامون شکست خوردن و از بین رفتن. 

موضوع از این قراره که تو بیزینس مدل فروشگاه اینترنتی لباس۲۵ فیزا یک طرف تولید کننده‌های لباس از برندهای ترک و یا بین‌المللی و طرف دیگر مشتری نهایی ایرانی هست. ما تو شروع کار اومدیم با شرکت‌های بزرگ مذاکره کردیم برای گرفتن نمایندگی و این واقعا نیاز به زحمت بسیار فراوان فنی برا هماهنگی با وب‌سرورهای اونها و همچنین یاد گرفتن مذاکره با شرکت‌های دارای ملیت‌های متفاوت داشت و داشت ما رو از پا مینداخت ولی از یک طرف هم واقعا نتونستیم فروش خوبی به دست بیاریم و این باعث میشد که شرکت‌ها از ما ناامید بشن و قراردادشون رو یک‌طرفه فسخ کنن! که این بالطبع باعث سرخوردگی ما میشد!!

تو جلسه‌ای که با هم‌بنیانگذار بزرگترین استارتاپ ترکیه (یمک سپتی) داشتیم توصیه کرد که تعداد مشتری و تامین‌کننده را متناسب با هم بالا ببریم. واقعا هم کردیم اوضاع بهتر شد. الان اگر تجربیات حال حاضرم رو ۴ سال پیش داشتم اصلا دنبال شرکت‌های بزرگی که معیارهای فروشی بسیار بالایی دارند نمیرفتم بلکه با شرکت‌های کوچکی که میخوان با استفاده از پلتفرم ما رشد بکنن میرفتم چون مذاکره باهاشون راحت و ۲طرفه هست. 

نتیجه: در شروع باید تعداد ۲ طرف را متناسب باهم بالا برد. به دنبال شرکت‌های تجاری قوی در هر ۲ طرف نباشین. فقط به دنبال به پول تبدیل کردن ایده خود باشید.

۵

سوالات مرتبط

سوال مشابهی موجود نیست.

آمار سوال

۶۱۶ نمایش
۲ دنبال‌کننده
۲ سال پیش پرسیده شده
آمار بازدید در این ماه

سوال رو به اشتراک بگذار