برو به محتوای اصلی

کار داخل استارتاپ‌ها سخت هست و تقریبا پولش هم کمتر از بازار است، به نظرتون ارزش داره آدم وقت بزاره و کار کنه؟ اگه آره چرا؟

۱

من کجام؟ اینجا کجاست؟

در جوابکو می‌تونید در مورد هر موضوعی سوال کنید، به سوالای بقیه جواب بدید و تجربتون رو به اشتراک بگذارید!

مسعود دانش‌پور ، توسعه دهنده و موسس تب‌رو

سوال شما خیلی به خود شما و استارت‌آپ بر میگرده.

افراد متاهل خیلی سخت میتونن وارد یک تیم استارت‌آپی بشن و کار کنن چون دغدغه‌های مالی زیادی دارند. ولی افراد مجرد خیلی راحت‌تر به این تیم‌ها اضافه میشوند.

خود استات‌آپ هم خیلی مهمه. برای مثال اسنپ یک استارت‌آپ هست. جزو تیم اسنپ بودن کم چیزی نیست. به همین خاطر پیشنهاد می‌کنم اول به خودتون نگاه کنید. من شرایط زیر رو برای خودم متصور هستم :

  1. اگر قصد راه‌اندازی یک استارت‌آپ در آینده رو دارید حتما ارزش داره تا با اکوسیستم آشنا بشید.
  2. اگر قصد کار توی شرکت‌های بزرگ رو دارید استارت‌آپ‌ها خیلی نمیتونن شما رو به این هدف برسونن.
  3. اگر اهل کار خیلی زیاد و شدید نیستید اصلا سمت استارت‌آپ‌ها نرید.
  4. اگر اهل آموزش مداوم و توسعه روز افزون نیستید اصلا سمت استارت‌آپ‌ها نرید.

از لحاظ مالی شما اگر عضو تیم موسس باشید میتونه خیلی در آینده براتون بهتر باشه. یک استارت‌آپ خوب شاید ۱۰ سال دیگه به ارزش خیلی بالایی برسه و در نتیجه سهامش ارزشمند میشه و این یعنی سهام‌دار‌ها سود خواهند کرد.

ولی همیشه یادتون باشه ۸۰ درصد استارت‌آپ‌ها شکست میخورن. پس توی انتخاب تیم خیلی دقت کنید.

۱۰
رضا هاشمی ، مهندس ارشد معماری کامپیوتر

کار با استارتاپ‌ها معمولا پولش بیشتر است. هم کوتاه مدت و هم بلند مدت. چون استارتاپ‌ها مخصوصا وقتی سرمایه جذب کرده باشند باید بهترین آدم‌ها را جذب کنند و با نیروی محدود کار بزرگی را انجام دهند. اگر استارتاپی چنین نیست و آینده جذابی ترسیم نمیکند، باید با سایر گزینه‌ها به خوبی مقایسه کرد و آگاهانه تصمیم گرفت.

۹
ابراهیم برهانی ، مدیر فروش و بازاریابی شرکت رایمون

بنظرم رویکرد کار کردن در یک استارتاپ در دو وضعیت کوفاندری یا کارمندی قابل بحثه.

زمانیکه شما کوفاندر یک استارتاپ هستید باید دلخوش به حقوق و بیمه و این مسائل نباشی چون کوفاندری مساوی با سختی در ابتدای کار بخصوص یکی دو سال اوله و کلا توی ۵ سال اول بعیده به سود زیادی دست پیدا کنید و بخواهید حقوق خوبی بردارین. ولی اگر ایده بخوبی انتخاب شده باشه و تیم خوبی داشته باشی و به موقع بتونی MVP را به دست مصرف‌کننده واقعی برسونی میتونی روی سود هنگفت در آینده حساب کنی. هرچند همیشه میگم کارآفرینی یک مسیره و قرار نیست شما مقصدی را ببینی باید سعی کنی از مسیر لذت ببری و گرنه خیلی زود خسته میشی.

 اما اگر استارتاپ از مرحله سیدفاند خارج شده و از تکفل شتابدهنده‌ش خارج شده یا دیگه توی بوت‌استرپ نیست و یک سرمایه‌گذار گرفته باشه، احتمالا توان مالی پرداخت حقوق را پیدا کرده چون براساس همین هزینه‌ها بوده که سرمایه‎گذار جذب کرده. پس میتونی با یه مذاکره مناسب و گرفتن شاید کمی استک آپشن بجای بخشی از حقوق در یک سال اول (اگر واقعا به موندن در اون استارتاپ امید داری و استارتاپ آینده‌داری میبینیش) این کار را قبول کنی. کار کردن در این اکوسیستم خیلی به رشد فردی در جنبه‌های مختلف کمک خواهد کرد. 

چند توصیه برای کوفاندرها و افرادی علاقه‌مند به فضای استارتاپی هستند:

همیشه توصیه کردم به اطرافیانم که برای کوفاندر شدن و راه‌اندازی یک استارتاپ ابتدا ببینید آیا روحیه کارآفرینی را در خودتون میبینید یا نه؟ یکی از مهمترین ویژگی‌ها، سختکوشی و ناامید نشدنه که بهترین محک براش اینه که چندسالی سابقه کار داشته باشن که کار کردن را به معنای کلی کلمه یاد بگیرند (نه مثل بسیاری در حین دانشجوئی و بدون تجربه کار کردن واقعی وارد این فضا میشن) و بتونن شاید با یک پس‌انداز حدود ۳۰-۴۰ میلیون (هر یک از افراد تیم) و یک تیم خوب (یا حداقلی) کار را استارت کنن که در چند ماه ابتدا دچار بحران‌های مالی نشن و بتونن بوت استرپ پروژه را پیش ببرند (البته همه استارتاپ‌ها مشمول این قضیه نیستند ولی بنظرم بیش از ۷۰٪ این مدل را بتونن انجام بدن). حتما در مورد بیزینس فردی را در تیم داشته باشند که به موازات تیم بحث ارتباطات عمومی را پیش ببره، بتونه از ابتدا تحقیقات بازار با دقت و اصولی انجام بده، ایده را بخوبی بشناسه، مسائل بازارشناسی را مدیریت کنه و کلا مسائل مدیریتی فروش، بازاریابی و... را از اول جدی بگیرند. هرچه در تعریف بیزینس فرضیات بیشتر باشه ریسک بیشتر میشه و باید براساس مسائل حقیقی و اطلاعات واقعی ایده را توسعه بدهند. بقیه مسائل همه در کتاب‌ها و مقالات بسیاری در دسترسه از نحوه تعریف بیزینس پلن و نحوه ارائه به سرمایه‌گذار و... میتونن پیدا کنن.

۶

سوالات مرتبط

فرض کنید در یک تیم استارت‌آپ با یک نفر کار رو شروع کردید و کار به مرحله بهره‌برداری رسیده و نیاز به کار فشرده‌تر هست ولی هم تیمی شما دانش فنی و مورد نیاز برای رد شدن از این مرحله رو نداره و نمیتونه به صورت agile کار بکنه، به طوری که خروجی کار تیمی همسطح یا پایین‌تر از خروجی کار انفرادی هست و کارهای انجام شده تا این مرحله هم بیشتر انفرادی بوده. توافق خاصی هم صورت نگرفته در ابتدای کار. به نظر شما بهتر نیست در همین مرحله جداسازی انجام بشه و ادامه کار به صورت انفرادی و در آینده با تیم قدرتمندتری انجام بگیره؟ (البته این سوال بیشتر جنبه اخلاقی داره تا فنی)

آمار سوال

۱۴۸ نمایش
۱ دنبال‌کننده
سال گذشته پرسیده شده
آمار بازدید در این ماه

سوال رو به اشتراک بگذار