برو به محتوای اصلی
متاسفانه در حال حاضر امکان ایجاد محتوا در این پورتال وجود ندارد.
پیمان گلدسته ، Full Stack Developer

۱ - گوش نکردن به مشتری و عدم توجه به مشکل موجود.

مشکلات اونجوری که توسط ما حل میشن توسط کاربرا حل نمیشه. وقتی شما دارید یک سرویس جدید میدید که بهش میگن استارتاپ در واقع دارید کاری رو انجام میدید که تا حالا توسط فرد دیگری انجام نشده!(کاری با کلون‌ها ندارم.)

بنابراین نه شما میدونید که سرویستون درسته نه مشتریتون میدونه که منظور شما چی هست و طبق اونچه که خودش برداشت میکنه با سیستم شما رفتار میکنه و خب خط مرزی که محصول باید روی اون حرکت بکنه در ابتدا برای هیچ کس معلوم نیست. 

اینکه ما از مشتری فیدبک بگیریم در اکثر مواقع کمک خیلی بزرگی بهمون میکنه٬ چون در خیلی از مواقع مشتری تنها با گفتن ۱ جمله که شاید حتی خودش هم متوجه اهمیتش نباشه میتونه یک مسیر رو در ذهن شما روشن کنه و اینجاست که سختیه برنامه نویسی برای یک استارتاپ نمایان میشه ٬ شما باید در سریع‌ترین زمان ممکن سیستم رو تغییر بدید و دوباره تست بگیرید. این تغییرات میتونن هزینه‌های بسیار زیادی برای برنامه نویس داشته باشن و در بسیاری از مواقع به علت زیاد بودن حجم کار این تغییرات توسط برنامه نویس‌ها پیچونده میشن!

۲ - داشتن توهم محصول خوب یا محصول بد.

عدم حفظ ناهمگن بودن مدل ذهنی اعضای تیم هم میتونه این توهم که محصول خوب هست رو تشدید کنه.

۳ - عدم توجه کافی به PR

فعالیت در فضای مجازی برای یک استارتاپ بسیار مهم هست. تعدادی از مشتریان شما دوست دارن که همیشه از شما بشنوند و ببینند. حتی اگه خیلی هم ربطی به زندگی روزمره‌ی اونها نداشته باشید. بنابراین فراموش کردن فضای مجازی میتونه تاثیر بسیار زیادی در فراموش شدن استارتاپ شما داشته باشه.

 استفاده از راه‌های جدید برای بالابردن وفاداری کاربران مثل همین بات تلگرام جوابکو میتونه تاثیر مثبت زیادی داشته باشه.


مورد ۱ و ۳ رو تا حالا به شخصه تجربه کردم 😅 ولی مورد دوم رو مشاهده کردم.


۱۲
پیمان گلدسته
توضیحش طولانیه ایشالا سر فرصت 😅
سیاوش محمودیان
خیلی خوب می‌شه اگر بتونید جواب رو ویرایش کنید و مخصوصا در مورد دوم بیشتر توضیح بدید. (مثلا اگر داستانی باشه در اینباره)
نمایش سوال
پاسخ‌های دیگر پیمان گلدسته