برو به محتوای اصلی

بزرگ‌ترین اشتباهی که در استارتاپ‌تون انجام دادید چی بوده؟

۷

من کجام؟ اینجا کجاست؟

در جوابکو می‌تونید در مورد هر موضوعی سوال کنید، به سوالای بقیه جواب بدید و تجربتون رو به اشتراک بگذارید!

امیر صالحی ،

من در سوئد لوازم ماهیگیری  آنلاین می‌فروختم و چون خودم هم ماهیگیری می‌کردم یک نمونه از پشه‌های مصنوعی که در ایران باهاش خیلی خوب ماهیگیری کردم رو در سوئد تست کردم که اونجا هم خوب ماهی گرفت. بعد از این به اصطلاح تست!! تعداد خیلی زیادی از اون جنس رو از کنیا وارد کردم و نتیجه این شد که تا دونه آخرش رو یا خودم استفاده کردم و یا در سفرهای ماهیگیری دادم به دوستام و یا به عنوان آفر رایگان خرید دادم به مشتری!!! اینکه الگوی فکری خودم رو با مشتری یکی فرض کردم اشتباه بزرگی بود. و اینکه مدل مصرف کشور با کشور دیگر رو باید در نظر می‌گرفتم هم نکته بعدیش. 

۱۹
مرتضی صادقیلر ، مسئول توسعه محتوا و مدیر رسانه

مواردی که در ادامه می‌آید، علاوه بر اینکه تجربه شخصی است، مواردی است که به عنوان توصیه به دوستان عزیزم عرض میکنم:

الف) پس از یک رشد طلایی، دلیل اینکه موفق شدم را، به مرور زمان فراموش کردم!

  • فراموش کردن کارهایی که حاضر بودم انجام بدهم ولی الان حاضر به انجام آنها نیستم.
  • کنار گذاشتن تدریجی کارهایی که به مرور و طی شرایط و افزایش مشغله آنها را کنار میگذاریم.

ب) بازاریابی مستمر را پس از افزایش مشتری و دیدن چشمه‌های موفقیت، فراموش کردم و هیچ گونه فعالیت بازاریابی انجام ندادم.

  • فعالیت بازاریابی به نظر من یعنی: 1- پیدا کردن علاقمندان جدید 2- مایل کردن آنها به خدمات و محصولات  3- فروش محصول به آنها 4- ارائه خدمات پس از فروش خوب به آنها

ج) متناسب با رشد مشتریانم، خودم، بیزینسم و تیمم را رشد ندادم.

۱۵

1- اشتباه در محاسبه تعداد جامعه هدف
2- قیمت‌گذاری نادرست برای جبران محاسبه جامعه هدف!
3- تیم مارکتینگ ضعیف

۱۳

یک محصولی ایجاد کردم و با خودم فکر میکردم که خیلی مخاطب خواهد داشت‌، دلیل اون هم این بود از هر کسی میپرسیدم اینطور سیستمی طراحی بشه ازش استفاده میکنید؟ همه جواب بله میدادند ولی بعدها متوجه شدم که مشکل از نوع پرسش سوال‌هایم بوده. این را بعد از خواندن کتاب تست مامان فهمیدم.

۱۲

۱ - گوش نکردن به مشتری و عدم توجه به مشکل موجود.

مشکلات اونجوری که توسط ما حل میشن توسط کاربرا حل نمیشه. وقتی شما دارید یک سرویس جدید میدید که بهش میگن استارتاپ در واقع دارید کاری رو انجام میدید که تا حالا توسط فرد دیگری انجام نشده!(کاری با کلون‌ها ندارم.)

بنابراین نه شما میدونید که سرویستون درسته نه مشتریتون میدونه که منظور شما چی هست و طبق اونچه که خودش برداشت میکنه با سیستم شما رفتار میکنه و خب خط مرزی که محصول باید روی اون حرکت بکنه در ابتدا برای هیچ کس معلوم نیست. 

اینکه ما از مشتری فیدبک بگیریم در اکثر مواقع کمک خیلی بزرگی بهمون میکنه٬ چون در خیلی از مواقع مشتری تنها با گفتن ۱ جمله که شاید حتی خودش هم متوجه اهمیتش نباشه میتونه یک مسیر رو در ذهن شما روشن کنه و اینجاست که سختیه برنامه نویسی برای یک استارتاپ نمایان میشه ٬ شما باید در سریع‌ترین زمان ممکن سیستم رو تغییر بدید و دوباره تست بگیرید. این تغییرات میتونن هزینه‌های بسیار زیادی برای برنامه نویس داشته باشن و در بسیاری از مواقع به علت زیاد بودن حجم کار این تغییرات توسط برنامه نویس‌ها پیچونده میشن!

۲ - داشتن توهم محصول خوب یا محصول بد.

عدم حفظ ناهمگن بودن مدل ذهنی اعضای تیم هم میتونه این توهم که محصول خوب هست رو تشدید کنه.

۳ - عدم توجه کافی به PR

فعالیت در فضای مجازی برای یک استارتاپ بسیار مهم هست. تعدادی از مشتریان شما دوست دارن که همیشه از شما بشنوند و ببینند. حتی اگه خیلی هم ربطی به زندگی روزمره‌ی اونها نداشته باشید. بنابراین فراموش کردن فضای مجازی میتونه تاثیر بسیار زیادی در فراموش شدن استارتاپ شما داشته باشه.

 استفاده از راه‌های جدید برای بالابردن وفاداری کاربران مثل همین بات تلگرام جوابکو میتونه تاثیر مثبت زیادی داشته باشه.


مورد ۱ و ۳ رو تا حالا به شخصه تجربه کردم 😅 ولی مورد دوم رو مشاهده کردم.


۱۲

عدم مدیریت صحیح مالی، بزرگ‌‌سازی بدون دلیل برخی بخش‌ها در زمان نامناسب، عدم تمرکز روی Core Value.

۱۱
میلاد کرمی ، مدیرعامل استودیو استارتاپ لانچری

 1.فروش زیاد و پشتیبانی ضعیف:

زمانی که فروش تیم ما بالا رفت، ما از پشتیبانی به مشتری عقب ماندیم و نتونستیم همپای فروش‌مان، خدمات مناسب به مشتری بدیم.

2.تخم مرغ‌ها در یک سبد:

اون زمان ما فقط روی بستر تلگرام و اینستاگرام متمرکز شده بودیم و هر چقدر همه میگفتن که سایت بالا بیارید و... ما گوش ندادیم. تا اینکه تلگرام و اینستاگرام فیلتر شد و یهویی ارتباط ما با تمامی مشتریان‌مان قطع شد.

3.ارائه خدمات بی‌کیفیت:

فروش که زیاد شود، گاهی وقتا در تله اینکه میشود محصول بد رو هم به مشتری فروخت، به ذهنت خطور میکند؛ ما دچار همین اشتباه شدیم تا اینکه کم کم نارضایتی‌های کاربر زیاد شد و ما مجبور شدیم دوباره کار درست به مشتری بدیم.

 

۱۱
رسول زارع ، موسس سایت ساز سی فایو see5.ir

تخم مرغ‌های زیاد در سبدهای متنوع که منجر به پراکندگی و عدم تمرکزمون شد.
1- سرویسی که ازش درآمد خوبی داشتیم ولی بخاطر اینکه فکر میکردیم طی چند سال آینده بازارش از بین خواهد رفت تمام پول و سرمایه رو روی چند سرویس دیگه هزینه کردیم و بعلت محدودیت منابع هیچ کدوم از اون سرویس‌ها که هر کدومش میتونست یلی باشه به نتیجه جدی نرسید.

اگر میخواین تخم مرغ‌هاتون رو تو یک سبد نذارید باید حواستون به اینم باشه که داشتن سبدهای زیاد خیلی هم خوب نیست بخاطر اینکه جلوی سرعتتون رو میگیره و دیگه نمیتونید با سرعت بدوید و مجبورید یواش یواش راه برید تا تعادل‌تون بهم نخوره :)

2- اعتماد بیش از حد به نیرو بدون نظارت و اندازه‌گیری نتایج: برای بهترین و زبده‌ترین نیرو هم باید متریک و سنجه تعریف کرد باید KPI داشت تا بذاری آزاد عمل کنه ولی در نهایت نتایج عملکردش رو اندازه گیری کنی استارتاپ بودن افراطی و دورهمی کار کردن گاهی به این اندازه گیری‌ها آسیب میزنه.

3- وام! آخ که این وام بلای جانتان میشود تا میتونید نگیرید مگر در مرحله‌ای که محصولتون به نتیجه رسیده، با بازار هماهنگ شده، تست‌هاش رو گرفتید و حالا میخواین مشخصا پی ار کنید. تبلیغات کنید و هیچ وقت پولی که برای وام میگیرید رو صرف تولید نکنید چون محصول تولید میشه بالاخره و پول وامتون تموم میشه و تو مهمترین مرحله که نیاز به پول دارید هم جیبتون خالیه و هم بدهکار بانک هستید و هر ماه باید بفکر پرداخت قسطش باشید. تا میتونید با سرمایه‌های تریپل اف خانواده و دوستان و دور و بری‌ها سرمایه اولیه تولید رو جور کنید اونم کسانیکه اون پول همه‌ی زندگی‌شون نباشه. پول خوب گرفتن رو بزارید برای زمانی که میخاین کچاپ کنید، میخاین اسکیل آپ کنید.

4- تبلیغ نکردن و منتظر مشتری موندن تا خودش مارو پیدا کنه اشتباه نابخشودنیه:
این یکی به قیمت نابودی‌تون تموم میشه اگه جدیش نگیرید. هر محصولی رو بخوای بفروشی باید تبلیغ کنی باید در معرض دید و انتخاب باشی حالا خوب یا بد اگه خوب بود کارت میگیره و توسعه‌اش میدی. اگر هم بد بود زود متوجه میشی و یا تغییرش میدی یا میزاریش کنار. ما فکر میکنیم اگه محصول خوب باشه نیاز به تبلیغ نداره اگه اینطور بود تو جام جهانی 2018 روسیه کوکاکولا، اسپورتج، آدیداس، هیوندا و همه‌ی بهترین‌ها تبلیغ نمیکردن دور زمین تا جلوی چشم مردم باشن تا در معرض دید باشن! مثلا تو حوزه فعالیت ما سایت ساز ویکس با 119میلیون کاربر هنوزم داره میلیون‌ها دلار خرج تبلیغات میکنه. جیسون استاتهام رو میاره و گال گادوت و فیلم کوتاه حرفه‌ای میسازه در حد هالیوود بلکه بهتر و میزاره تنگ 50 درصد ابتدای فیلم‌های یوتیوب و بازدید میلیونی میگیره و نتیجه‌اش میشه این که درآمدش در سال 2017 نسبت به 2016 پنجاه درصد رشد میکنه اونم تو سالهایی که همه فکر میکنیم طراحی سایت دموده شده و همه تو سوشیال‌ها هستن. 

5- زمانبندی و تصمیم گیری سریع یکی از مهمترین شاخص‌های موفقیته! اگه بخوای دست دست کنی پولت تموم میشه، هر ماه حقوق پرسنلت اضافه میشه و تو هنوز داری استخاره میکنی که فلان کار رو بکنی یا نه.

 

۱۱

تحلیل اشتباه بوم کسب و کار و عدم ارتباط مستقیم با جامعه هدف!

۱۰
نیما حسن زاده ، («وبمستر خاکستری» رو داخل گوگل سرچ کنین!)

هم بنیانگذار و یا بهتره بگم تنها هم تیمیم استرالیا بود و من ایران! این یک نکته

نکته بعدی اینکه همه هم بنیانگذارها باید به یک میزان ارزش و وقت بزارن برای کار، در غیر اینصورت شکست حتمیه

یک مورد خیلی مهم هم دانش هر فرد در زمینه کاری هستش. اگر میخواید استارتاپ راه بندازین، به نظر من باید تو همههه زمینه هاش یک اطلاعات پیش زمینه ای داشته باشید.

یعنی سئو باید بدونید چیه، ایمیل مارکتینگ بدونین، فعالیت در شبکه‌های اجتماعی، تا حدودی بدونین html/css چیه و php چیکار میکنه، وردپرس چیه و ...

چیزی که من تو 2 استارتاپ قبلیم نمیدونستم و هر دوتاش باعث شد کارمون گیر افرادی بیافته که این‌ها رو بلدن و در نهایت شکست!

۸